کتاب ضیافت اشباح اولگا توکارچوک + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ضیافت اشباح

کتاب ضیافت اشباح

معرفی کتاب ضیافت اشباح

کتاب ضیافت اشباح (The Empusium) از اولگا توکارچوک، روایتی است از بیماری، جنسیت، طبیعت و قدرت که در فضای یک آسایشگاه کوهستانی در گوربرزدورف می‌گذرد. این داستان با ترکیب کردن فضای وهم‌آلود کوهستان، جزئیات دقیق زندگی روزمره‌ی بیماران سل، و گفت‌وگوهای فلسفی و سیاسی، جهانی می‌سازد که در آن مرز میان عقل و جادو، درمان و خشونت، و مردانگی و طبیعت مدام جابه‌جا می‌شود. قاسم مؤمنی این کتاب را ترجمه و نشر خوب منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب ضیافت اشباح

کتاب ضیافت اشباح اثری از اولگا توکارچوک، نویسنده‌ی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات است که در چند لایه‌ی به‌هم‌پیوسته پیش می‌رود: لایه‌ی نخست، داستان اقامت میچیسوئاف وُینیچ در روستای کوهستانی گوربرزدورف و ورود او به مهمان‌خانه‌ی آقایان و آسایشگاه سل است؛ لایه‌ی دوم، گفت‌وگوهای پیوسته‌ی گروهی مرد با پیشینه‌های گوناگون درباره‌ی عشق، زن، تمدن، علم و سیاست است؛ و لایه‌ی سوم، صدای جمعی و نامرئی «ما، اِمپوسه‌ها» است که همچون اشباح الهه‌ی هکاته در دیوارها و کف‌ها ساکن‌اند و روایت را از زاویه‌ای دیگر بازنویسی می‌کنند. این رمان همزمان با رساله‌ی فلسفی ضیافتِ افلاطون و رمان کوه جادوی توماس مان در گفت‌وگو است؛ از تعداد مهمانان ضیافت و موضوع عشق و جنسیت گرفته تا فضای آسایشگاه کوهستانی و حضور بیماری سل. توکارچوک این دو متن را به‌عنوان دو نقطه‌ی نمادین پیروزی مردانگی در فرهنگ غربی می‌گیرد و با نگاهی انتقادی و فمینیستی، بنیان‌های فکری آن‌ها را زیر سؤال می‌برد. 

کتاب در ابتدا ورود وُینیچ به ایستگاه کوهستانی، سفر او با کالسکه در مه، رسیدن به گوربرزدورف و آشنایی‌اش با اوپیتس و فضای پانسیون را روایت می‌کند. و در ادامه، برنامه‌ی دقیق درمان، رژیم غذایی، پیاده‌روی‌ها، آب‌درمانی، و نیز آشنایی وُینیچ با دیگر بیماران و پزشکان را شرح می‌دهد. در خلال این فصل‌ها، متن‌هایی شبه‌راهنمایی درباره‌ی تاریخچه و ویژگی‌های درمانی گوربرزدورف، نظریه‌های دکتر برمر درباره‌ی سل، و توصیف‌های دقیق از طبیعت کوهستان و برگ‌های پاییزی گنجانده شده است. رمان به‌تدریج از سطح یک داستان آسایشگاهی به کاوشی در ترس از بدن، سرکوب زنان، نسبت عقل و طبیعت و خشونت پنهان در پشت نظم مردانه تبدیل می‌شود.

خلاصه داستان ضیافت اشباح

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

در ضیافت اشباح، محور روایت، میچیسوئاف وُینیچ است؛ جوانی اهل لووف که به‌دلیل ابتلا به سل، تحصیل در دانشگاه پلی‌تکنیک را رها می‌کند و برای درمان به گوربرزدورف در کوهستان‌های سیلزی سفلی می‌آید. او در مهمان‌خانه‌ی مخصوص آقایان، متعلق به ویلهلم اوپیتس، ساکن می‌شود؛ جایی که چند بیمار مرد دیگر نیز در آن زندگی می‌کنند و هر روز در کنار هم غذا می‌خورند، به آسایشگاه می‌روند، روی تخت‌های آفتاب‌گیر استراحت می‌کنند و درباره‌ی مسئله‌ی زن، تمدن، علم، سیاست و آینده‌ی اروپا بحث می‌کنند. پزشک آسایشگاه، دکتر زمپه‌وایس، با تکیه‌ بر نظریه‌های دکتر برمر، درمان را بر پایه‌ی هوای کوهستان، پیاده‌روی، تغذیه‌ی پرچرب، آب‌درمانی و نظم سخت‌گیرانه‌ی روزانه بنا کرده است. در کنار این نظم، وُینیچ با چهره‌های گوناگون آشنا می‌شود: آگوست، استاد زبان‌های باستانی و انسان‌گرا؛ والتر فرومر، کارمند دولت و پیرو علوم خفیه؛ تیلو فون هان، دانشجوی هنر؛ گیورگی، فیلسوف؛ و دیگرانی که هر کدام نماینده‌ی نوعی نگاه به جهان و به‌ویژه به زنان هستند. 

در پس‌زمینه‌ی داستان، طبیعت کوهستانی با مه، جنگل‌های کاج، برگ‌های پاییزی و نهرهای خروشان حضوری پررنگ دارد و به‌نوعی نیرویی زنده و مستقل به نظر می‌رسد. روایت از جایی به بعد، با صدای «ما، اِمپوسه‌ها» همراه می‌شود؛ اشباح مؤنثی که خود را ساکنان دیوارها و کف‌ها معرفی می‌کنند و با نگاهی موشکافانه و گاه طعنه‌آمیز، رفتار مردان، ترس‌هایشان، وسواس‌هایشان نسبت به بدن و جنسیت، و تلاش‌شان برای مهار طبیعت را تفسیر می‌کنند. در روستا، افسانه‌هایی درباره‌ی زنانی که در زمان تفتیش عقاید به جادوگری متهم شده و به جنگل گریخته‌اند و اکنون از مردان انتقام می‌گیرند، دهان‌به‌دهان می‌چرخد. در زندگی روزمره‌ی پانسیون، حادثه‌هایی رخ می‌دهد که لایه‌ی تاریک‌تری از این جهان را آشکار می‌کند. همزمان، زمزمه‌ی قتل‌های آیینی، جادوگران جنگل و نیروهای تاریک، در گوش‌ها می‌پیچد و راویِ نامرئی نشان می‌دهد که این نیروها از مدت‌ها پیش چشم به وُینیچ دوخته‌اند. رمان در ادامه، با گسترش گفت‌وگوهای مردان درباره‌ی عشق، بدن، اخلاق و سیاست، و با پررنگ‌تر شدن حضور صداهای زنانه و طبیعت، به کاوشی عمیق در دوگانه‌ی مرد/زن، فرهنگ/طبیعت و عقل/بدن تبدیل می‌شود.

چرا باید کتاب ضیافت اشباح را بخوانیم؟

این داستان برای کسانی که به پیوند ادبیات با فلسفه، اسطوره، تاریخ پزشکی و نقد جنسیت علاقه‌مندند، نمونه‌ای است از این‌که چگونه می‌توان متون کلاسیک را دوباره خواند و از دل آن‌ها روایتی تازه بیرون کشید. همچنین، ترکیب لحن روایی با گزارش‌های علمی، خواننده را با این سؤال روبه‌رو می‌کند که مرز میان دانش و باور، و میان درمان و کنترل کجاست. ضیافت اشباح در عین پرداختن به آغاز قرن بیستم و فضای پیش از جنگ جهانی اول، به مسائل معاصر درباره‌ی تفکیک‌های جنسیتی، ترس از بدن، و رابطه‌ی انسان با طبیعت نزدیک می‌شود و نشان می‌دهد چطور الگوهای فکری‌ای که افلاطون و توماس مان نمایندگی می‌کنند، هنوز بر جهان سایه انداخته‌اند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن ضیافت اشباح را به خوانندگانی پیشنهاد می‌کنیم که دغدغه‌ی نقد جنسیت، تاریخ بدن و بیماری، و رابطه‌ی انسان و طبیعت را دارند. دانشجویان و علاقه‌مندان به فلسفه، مطالعات زنان، ادبیات اروپای مرکزی و تاریخ پزشکی نیز می‌توانند از خواندن این کتاب بهره ببرند.

جوایز و افتخارات کتاب ضیافت اشباح

  • برنده‌ی جایزه‌ی Europese Literatuurprijs
  • برنده‌ی جایزه‌ی ادبی Jerzy Żuławski
  • نامزد جایزه‌ی ادبی دوبلین
  • نامزد جایزه‌ی Janusz A. Zajdel
  • نامزد جایزه‌ی Metų verstinė knyga

درباره اولگا توکارچوک

اولگا توکارچوک (Olga Tokarczuk) (متولد ۱۹۶۲)، نویسنده، روان‌شناس و فعال اجتماعی برجسته‌ی لهستانی است که به عنوان یکی از پیشروترین و خلاق‌ترین چهره‌های ادبیات معاصر جهان شناخته می‌شود. او که دانش‌آموخته‌ی رشته روان‌شناسی از دانشگاه ورشو است، با تکیه بر دانش خود در حوزه‌ی روان‌کاوی و اسطوره‌شناسی، سبکی منحصربه‌فرد در روایت خلق کرده که مرز میان واقعیت و رؤیا را در می‌نوردد. توکارچوک در سال ۲۰۱۸ با رمان «پروازها» به عنوان نخستین نویسنده‌ی لهستانی موفق به دریافت جایزه‌ی معتبر من بوکر بین‌المللی شد و در همان سال، جایزه‌ی نوبل ادبیات را نیز از آن خود کرد. آثار او، از جمله رمان پرطرفدار «گاوآهنت را بران بر استخوان‌های مردگان»، بازتابی از دغدغه‌های او در زمینه‌ی حقوق حیوانات، محیط‌زیست و مسائل اجتماعی است. توکارچوک با لحنی اسطوره‌ای و نگاهی ژرف به هویت انسانی، مجموعه‌ای از رمان، داستان کوتاه و جستارهای غیرداستانی را به رشته تحریر درآورده که او را در زمره‌ی تأثیرگذارترین روشنفکران عصر حاضر قرار داده است.

بخشی از کتاب ضیافت اشباح

«میچیسوئاف وُینیچ دفترچهٔ ثبت برنامهٔ درمانی به دست، به سوی پانسیون بازگشت و در طول مسیر، به سخنان دکتر زمپه‌وایس می‌اندیشید. مهم‌ترین اصل در این دوره، شیوهٔ زندگی بود؛ سحرخیزی، بسیار زود برخاستن، اندازه‌گیری تب، ثبت آن در دفترچه، پیش از صبحانهکه بین ساعت هفت و هشت سرو می‌شدورزش اجباری، پس از صبحانه، پیاده‌روی و در صورت تمایل، طبق روش پدر نایپ، یک نوبت آب‌درمانی با آب سرد. مسیر پیاده‌روی از پیش تعیین شده بود. ساعت ده، دومین صبحانه: همیشه نان تازه با کره و شیر. استراحت روی یکی از تخت‌های آفتاب‌گیر. ناهار بین ساعت دوازده‌ونیم تا یک‌ونیم (سوپ گوشت، بشقاب گوشت مقوی با سبزیجات، سپس دسر و آب‌میوهٔ پخته؛ یکشنبه‌ها، آب‌میوه با شیرینی، تکه‌ای کیک یا دسر نشاسته‌ای شیرین جایگزین می‌شد). پس از غذا، لازم بود در باغ زمستانی یا آلاچیق‌ها قهوه بنوشد. سپس دوباره تخت آفتاب‌گیر، بازهم پیاده‌روی. اما مسیر بعدازظهر باید با مسیر صبح متفاوت باشد. عصرانه حوالی ساعت چهار، چهارونیم، و شام ساعت هفت: گوشت گرم با سیب‌زمینی و بدون استثنا شیر گرم. شب، دوباره اندازه‌گیری تب و چند جمله در دفترچه برای توصیف حال خود. خواب فراوان. بی هیجان. وعده‌های غذایی خوب و مقوی. مقدار زیادی گوشت، شیر و پنیر گوسفندی. میچیسوئاف مصمم شد صبحانه و ناهار را در آسایشگاه صرف کند. شام را در پانسیون آقایان خواهد خورد. این چیزی بود که به او توصیه کرده بودند. وقتی به آسایشگاه نقل مکان کند، تمام وعده‌های غذایی خود را در آنجا خواهد خورد. صدای شیپور دعوتی بود برای صرف غذا.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۴۳۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۹۶ صفحه

حجم

۴۳۵٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۲۹۶ صفحه

قیمت:
۲۰۰,۰۰۰
تومان