
کتاب ساعت دل
معرفی کتاب ساعت دل
کتاب ساعت دل نوشتهی اروین یالوم و بنجامین یالوم با ترجمهی مریم رئیسی روایتی صمیمی از واپسین سالهای فعالیت حرفهای یکی از شناختهشدهترین رواندرمانگران جهان است؛ سالهایی که با پیری، زوال حافظه، سوگ، تنهایی و همهگیری کرونا گره خوردهاند. انتشارات خوب آن را منتشر کرده است. این کتاب بخشی از مجموعهی «درنگ» است؛ مجموعهای که میخواهد در میانهی شتاب زندگی امروز، فرصتی کوتاه برای مکث، فکرکردن و روبهرو شدن با «خود» فراهم کند. در ساعت دل، یالوم در نودوسهسالگی و در حالیکه با تشخیص آلزایمر و فقدان همسرش مریلین دستوپنجه نرم میکند، تصمیم میگیرد شکل کارش را عوض کند: درمانهای طولانیمدت را کنار میگذارد و به سراغ مشاورههای تکجلسهای یکساعته میرود. او در این جلسات آنلاین، با بیستودو نفر از نقاط مختلف دنیا گفتوگو میکند؛ افرادی با سن، فرهنگ، مذهب و مسئلههای بسیار متفاوت که تنها نقطهی مشترکشان نیاز عمیق به «ارتباط انسانی» است. این کتاب همزمان چند لایه را پیش میبرد: روایت شخصی یالوم از پیری و سوگ، بازگویی داستان بیماران در جلسات یکساعته، و تأملهای نظری او دربارهی رواندرمانی هستیگرایانه و اهمیت رابطهی درمانگر و بیمار. حضور بنجامین یالوم بهعنوان همنویسنده، بهویژه در «سخن پایانی»، بعد خانوادگی و نسلی تازهای به متن میدهد و نشان میدهد چگونه تجربهی یک عمر درمانگری میتواند به نسل بعد منتقل شود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ساعت دل
کتاب ساعت دل در قالب بیستودو روایت درمانی، تجربهی اروین یالوم را از مشاورههای تکجلسهای به تصویر میکشد؛ مشاورههایی که پس از تشخیص زوال حافظه و ناتوانیاش در ادامهی درمانهای طولانیمدت شکل گرفتند. یالوم در مقدمه توضیح میدهد چگونه از درمانهای چندساله به جلسات یکساعته رسیده است؛ تغییری که نه از سر انتخاب آزاد، بلکه بهدلیل محدودیتهای سن و حافظه رقم خورده، اما بهتدریج برای او به «ماجراجویی» تازهای در کار درمان تبدیل شده است. او از سالها کار در استنفورد، از کتابها و رمانهایش، و از این میگوید که چگونه نیاز به انتقال آموختههای شصتسال کار بالینی، او را در این سن دوباره پشت میز کار نشانده است. در همین بخشهای آغازین، خواننده با دو محور اصلی کتاب روبهرو میشود: اهمیت «اتحاد درمانی» و پیوند عمیق میان دغدغههای هستیگرایانه (مرگ، تنهایی، معنای زندگی، آزادی) و روابط بینفردی. کتاب ساعت دل در ادامه، در فصلهای متعدد و نسبتاً کوتاه، هر بار بر یک مواجههی درمانی متمرکز میشود؛ از «یک روز از زندگی درمانگری سالخورده» تا روایتهایی مثل سوزان، جولیا و سوفیا. یالوم در هر فصل، ابتدا صحنهی زندگی شخصی خودش را ترسیم میکند؛ بیخوابی، دردهای جسمی، بیماری مریلین، سوگ پس از مرگ او، انزوای دوران کرونا و ترس از ازدستدادن هویت حرفهای. سپس وارد داستان بیمار میشود و نشان میدهد در یک ساعت محدود، چگونه تلاش کرده است به هستهی رنج او نزدیک شود. در خلال این روایتها، توضیح میدهد چرا درمانهای کوتاهمدت را بهعنوان «روش کامل درمان» توصیه نمیکند، اما درعینحال میکوشد نشان دهد در همین زمان کوتاه هم میتوان جرقههایی از بینش، خودهمدلی و تغییر را ایجاد کرد. ساختار کتاب بر پایهی همین رفتوبرگشت میان زندگی شخصی نویسنده، گفتوگوهای درمانی و تأملهای آموزشی برای درمانگران جوان شکل گرفته است و در پایان، با یادداشت بنجامین یالوم دربارهی شعار پدرش «آنچه درمان میکند، ارتباط است» جمعبندی میشود.
خلاصه کتاب ساعت دل
ساعت دل بر محور یک ایدهی مرکزی بنا شده است: «آنچه بهبودی را رقم میزند، ارتباط است.» یالوم در مقدمه توضیح میدهد که چگونه در نودوسهسالگی، با زوال حافظه و ناتوانی در بهخاطرآوردن جزئیات زندگی بیماران، ناچار شده درمانهای طولانیمدت را کنار بگذارد. او برای حفظ همزمان دو چیز، یعنی مسئولیت حرفهای در قبال بیماران و معنای شخصی زندگی خودش، به راهحلی میرسد: مشاورههای تکجلسهای یکساعته. این جلسات، که عمدتاً در دوران قرنطینهی کرونا و بهصورت آنلاین برگزار میشوند، فرصتی هستند تا او در زمانی بسیار محدود، به عمیقترین سؤالها و زخمهای مراجعان نزدیک شود. در فصلهای مختلف، یالوم با بیماران گوناگونی روبهرو میشود: جری، وکیل موفقی که با انتظارات افراطی و زبان تندش روابط عاطفیاش را نابود میکند؛ سوزان، زنی که پس از مرگ ناگهانی همسرش در شبی که بر سر خوردن پای آلبالو با او مشاجره کرده، میان سوگ و خشم و احساس گناه گیر افتاده است؛ جولیا، دانشجوی دکتری اقتصاد که خود را «درستبشو نیست» میداند و پشت سرش ردی از درمانهای ناموفق، سوءاستفادهی جنسی کودکی، اعتیاد و قطع رابطهی خانوادگی قرار دارد؛ و سوفیا، جراح تروما که در اسکاتلند تنهاست و نمیفهمد چرا هیچکدام از قرارهایش به «قرار دوم» نمیرسد. یالوم در هر مورد، بهجای تمرکز طولانی بر گذشته، از رویکرد «اکنون و اینجا» استفاده میکند؛ یعنی به آنچه در لحظهی گفتوگو میان او و بیمار رخ میدهد توجه میکند و همان را نمونهی کوچکی از الگوهای رابطهای فرد در زندگی بیرون میگیرد. در کنار این روایتها، کتاب مدام به پرسشهای هستیگرایانه بازمیگردد: تنهایی بنیادین انسان، ترس از مرگ، معنای رنج، و اینکه چگونه ارتباط عمیق با دیگران میتواند از شدت اضطرابهای هستیگرایانه بکاهد. یالوم نشان میدهد که مشکلات بینفردی بیماران، اغلب ریشه در همین نگرانیهای عمیق دارند. او در عین تأکید بر قدرت لحظههای کوتاهِ «دیدهشدن» و «بیگناه اعلام شدن»، صریحاً مینویسد که این تکجلسهها را بهعنوان الگوی درمانی توصیه نمیکند و آنها را بیشتر فرصتی برای آموزش درمانگران و ثبت درسهای یک عمر کار میداند. در پسِ همهی اینها، روایت شخصی او از سوگ مریلین، ترس از بیفایدگی در پیری و تلاش برای حفظ هویت درمانگر، لایهی عاطفی پررنگی به کتاب میدهد.
چرا باید کتاب ساعت دل را بخوانیم؟
ساعت دل فرصتی فراهم کرده است تا تجربهی شصتسال رواندرمانگری در قالب داستانهایی فشرده و قابللمس دیده شود. این کتاب نشان میدهد رواندرمانی در عمل چگونه پیش میرود؛ نه در قالب نظریههای抽象، بلکه در شکل گفتوگوهای واقعی، تردیدها، بنبستها و لحظههای کوچکِ گشایش. خواننده میتواند ببیند یک درمانگر سالخورده، با وجود زوال حافظه و سوگ سنگین، چگونه هنوز میتواند در یک ساعت محدود، با چند سؤال دقیق و حضور انسانی گرم، تغییری در نگاه بیمار به خودش ایجاد کند. این کتاب همچنین تصویری صریح از پیری، بیماری، تنهایی و مواجهه با مرگ ارائه میدهد؛ بدون سانسور و بدون قهرمانسازی. یالوم از ترسها و خشمهای خودش مینویسد، از اینکه اگر دیگر درمانگر نباشد «چه کسی است»، و از اینکه چگونه نوشتن، تدریس و کمک به دیگران، حتی در قالب جلسات کوتاه، به زندگیاش معنا میدهد. برای کسانی که به رابطهی میان معنای زندگی، رنج، و ارتباط انسانی علاقهمندند، این کتاب میدان مشاهدهی زندهای است که در آن میتوان دید چگونه مفاهیم هستیگرایانه در اتاق درمان به تجربهی عینی تبدیل میشوند. از زاویهای دیگر، ساعت دل برای درمانگران، دانشجویان روانشناسی و علاقهمندان به این حوزه، نوعی کارگاه فشردهی غیررسمی است. یالوم در خلال روایتها، دربارهی اتحاد درمانی، استفاده از «اکنون و اینجا»، نقش بازخورد صادقانه، و محدودیتهای درمان کوتاهمدت توضیح میدهد و همزمان اشتباهها، تردیدها و ملاحظات اخلاقی خودش را هم آشکار میکند. این ترکیبِ داستان، تأمل و خودافشایی حرفهای، کتاب را به متنی تبدیل کرده است که هم برای فهم عمیقتر رواندرمانی مفید است و هم برای اندیشیدن به این سؤال که «ارتباط انسانی چهطور میتواند رنج را قابلتحملتر کند».
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن ساعت دل به کسانی پیشنهاد میشود که به رواندرمانی، رابطهی درمانگر و بیمار و تجربهی زیستهی یک درمانگر سالخورده علاقهمندند. به دانشجویان و فعالان حوزهی روانشناسی، مشاوره و مددکاری که میخواهند رویکرد هستیگرایانه و تمرکز بر «اکنون و اینجا» را در عمل ببینند. به افرادی که با سوگ، تنهایی، اضطراب مرگ یا احساس بیمعنایی درگیرند و میخواهند این تجربهها را در آینهی روایتهای دیگران و نگاه یالوم بازبینی کنند. و نیز به خوانندگانی که پیشتر با رمانها و کتابهای دیگر یالوم آشنا بودهاند و میخواهند ادامهی مسیر فکری و شخصی او را در سالهای پایانی عمر دنبال کنند.
بخشی از کتاب ساعت دل
«اکنون، که شصت سال است در حوزهٔ رواندرمانی فعالیت دارم، میبینم یکی از چیزهایی که همیشه نیروی محرکهٔ بیمار، و عاملی مؤثر در موفقیت درمان بوده نیاز به برقراری ارتباطی انسانی است. آدمها همواره طالب ارتباطی نزدیکتر و بهترند. عامل اصلی رسیدن به چنین درجهای از غنای ارتباطی هم صرفاً در توانایی و تمایل به گفتن از خود و شریک کردن دیگران در حریم شخصی و صمیمیمان است. شاید کار آسانی به نظر برسد، اما تعداد زیادی از بیماران من در انجامش دچار مشکل بودند. لازمهٔ صمیمیت آن است که آسیبپذیر شوید: نمیشود از دوست، فامیل، یا همسر انتظار داشت با شما راحت باشند و برایتان درددل کنند مگر اینکه شما هم حاضر شوید برایشان از خودتان بگویید. همانطور که از خودِ واژه هم پیداست، آسیبپذیر بودن به انسان احساس امنیت نمیدهد. خیلی از ما بیشتر ما تجربهاش را داشتهایم که گاهی وقتی خود را در معرض خطرهای احساسی قرار دادهایم اوضاعمان بهشدت پیچیده و ناخوشایند شده. احساس وحشتناکی را تجربه کردیم و خیلی سریع حالت دفاعی به خود گرفتیم و از همه مهمتر یاد گرفتیم که دیگر سفرهٔ دلمان را جلوی دیگران باز نکنیم. اما افسوس، اگر هیچوقت از خودمان برای کسی نگوییم، ارتباطی را که مشتاق رسیدن به آن هستیم هرگز تجربه نخواهیم کرد. شاید برای آنهایی که با آثار مرتبط با رواندرمانی هستیگرایانهٔ من آشنایی دارند چنین تأکیدی روی ارتباطات بینفردی، نامتجانس به نظر برسد. در واقع، وقتی مقدمهٔ موهبت رواندرمانی را خواندم، متوجه شدم که من این دو مبحث را خواستههایی موازی اما جدا از هم قلمداد کرده بودم. رواندرمانی هستیگرایانه روی درگیریهای درونی بیمار تمرکز میکند که در مواجهه با مسائل اساسی بشر مانند مرگ، انزوا، معنای زندگی و آزادی ریشه داشتهاند. دریافتم که چنین دیدگاه هستیگرایانهای روی کار من با بیماران تأثیر میگذاشته. ازسویدیگر، بهنظرم در رواندرمانی بینفردی بیماران به این دلیل دچار مشکل میشوند که نمیتوانند رابطهٔ نزدیکی با دیگران ایجاد، و این رابطه را تقویت و حفظ کنند.»
حجم
۲۸۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
حجم
۲۸۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه