
کتاب ساعت دل
معرفی کتاب ساعت دل
کتاب ساعت دل (Hour of the Heart) نوشته اروین یالوم و بنجامین یالوم، روایتی صمیمی از واپسین سالهای فعالیت حرفهای یکی از شناختهشدهترین رواندرمانگران جهان است؛ سالهایی که با پیری، زوال حافظه، سوگ، تنهایی و همهگیری کرونا گره خوردهاند. این کتاب همزمان چند لایه را پیش میبرد: روایت شخصی یالوم از پیری خود و فقدان همسرش، بازگویی داستان بیماران در جلسات یکساعته، و تأملهای نظری او دربارهی رواندرمانی وجودی و اهمیت رابطهی درمانگر و بیمار. مریم رئیسی این کتاب را برای انتشارات خوب ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ساعت دل
کتاب ساعت دل در قالب بیستودو روایت درمانی، تجربهی اروین یالوم را از مشاورههای تکجلسهای به تصویر میکشد؛ مشاورههایی که پس از تشخیص زوال حافظه و ناتوانیاش در ادامهی درمانهای طولانیمدت شکل گرفتند. دکتر یالوم توضیح میدهد چگونه از درمانهای چندساله به جلسات یکساعته رسیده است؛ تغییری که نه از سر انتخاب آزاد، بلکه به دلیل محدودیتهای سن و حافظه رقم خورده، اما بهتدریج برای او به ماجراجویی تازهای در کار درمان تبدیل شده است. کتاب ساعت دل در فصلهای متعدد و نسبتاً کوتاه، هر بار بر یک مواجههی درمانی متمرکز میشود. یالوم در هر فصل، ابتدا صحنهی زندگی شخصی خودش را ترسیم میکند؛ بیخوابی، دردهای جسمی، بیماری مریلین، سوگ پس از مرگ او، انزوای دوران کرونا و ترس از ازدستدادن هویت حرفهای. سپس وارد داستان بیمار میشود و نشان میدهد در یک ساعت محدود، چگونه تلاش کرده است به هستهی رنج او نزدیک شود. در خلال این روایتها، توضیح میدهد چرا درمانهای کوتاهمدت را به عنوان روش کامل درمان توصیه نمیکند، اما درعینحال میکوشد نشان دهد در همین زمان کوتاه هم میتوان جرقههایی از بینش، همدلی و تغییر را ایجاد کرد. ساختار کتاب بر پایهی همین رفتوبرگشت میان زندگی شخصی نویسنده، گفتوگوهای درمانی و تأملهای آموزشی برای درمانگران جوان شکل گرفته است و در پایان، با یادداشت بنجامین یالوم دربارهی شعار پدرش «آنچه درمان میکند، ارتباط است» جمعبندی میشود.
خلاصه کتاب ساعت دل
یالوم در مقدمهی ساعت دل توضیح میدهد که چگونه در نودوسهسالگی، با زوال حافظه و ناتوانی در بهخاطرآوردن جزئیات زندگی بیماران، ناچار شده درمانهای طولانیمدت را کنار بگذارد. او برای حفظ همزمان دو چیز، یعنی مسئولیت حرفهای در قبال بیماران و معنای شخصی زندگی خودش، به راهحلی میرسد: مشاورههای تکجلسهای یکساعته. این جلسات، که عمدتاً در دوران قرنطینهی کرونا و بهصورت آنلاین برگزار میشوند، فرصتی هستند تا او در زمانی بسیار محدود، به عمیقترین سؤالها و زخمهای مراجعان نزدیک شود. در فصلهای مختلف، یالوم با بیماران گوناگونی روبهرو میشود: جری، وکیل موفقی که با انتظارات افراطی و زبان تندش روابط عاطفیاش را نابود میکند؛ سوزان، زنی که پس از مرگ ناگهانی همسرش در شبی که بر سر خوردن پای آلبالو با او مشاجره کرده، میان سوگ و خشم و احساس گناه گیر افتاده است؛ یا جولیا، دانشجوی دکتری اقتصاد که خود را درستبشو نمیداند و پشت سرش ردی از درمانهای ناموفق، سوءاستفادهی جنسی دوران کودکی، اعتیاد و قطع رابطهی خانوادگی قرار دارد. یالوم در هر مورد، به جای تمرکز طولانی بر گذشته، از رویکرد «اکنون و اینجا» استفاده میکند؛ یعنی به آنچه در لحظهی گفتوگو میان او و بیمار رخ میدهد توجه میکند و همان را نمونهی کوچکی از الگوهای رابطهای فرد در زندگی بیرون میگیرد.
در کنار این روایتها، کتاب مدام به پرسشهای وجودی بازمیگردد: تنهایی بنیادین انسان، ترس از مرگ، معنای رنج، و اینکه چگونه ارتباط عمیق با دیگران میتواند از شدت اضطرابهای هستیگرایانه بکاهد. یالوم نشان میدهد که مشکلات بینفردی بیماران، اغلب ریشه در همین نگرانیهای عمیق دارند. او در عین تأکید بر قدرت لحظههای کوتاهِ دیدهشدن، صریحاً مینویسد که این تکجلسهها را بهعنوان الگوی درمانی توصیه نمیکند و آنها را بیشتر فرصتی برای آموزش درمانگران و ثبت درسهای یک عمر کار میداند. در پسِ همهی اینها، روایت شخصی او از سوگ مریلین، ترس از بیفایدگی در پیری و تلاش برای حفظ هویت درمانگر، لایهی عاطفی پررنگی به کتاب میدهد.
چرا باید کتاب ساعت دل را بخوانیم؟
این کتاب تصویری صریح از پیری، بیماری، تنهایی و مواجهه با مرگ ارائه میدهد؛ بدون سانسور و بدون قهرمانسازی. یالوم از ترسها و خشمهای خودش مینویسد، از اینکه اگر دیگر درمانگر نباشد چه کسی است، و از اینکه چگونه نوشتن، تدریس و کمک به دیگران، حتی در قالب جلسات کوتاه، به زندگیاش معنا میدهد. ساعت دل برای درمانگران، دانشجویان روانشناسی و علاقهمندان به این حوزه، نوعی کارگاه فشردهی غیررسمی است. ترکیبِ داستان، تأمل و خودافشایی حرفهای، کتاب را به متنی تبدیل کرده است که برای فهم عمیقتر رواندرمانی مفید است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن ساعت دل به کسانی پیشنهاد میشود که به رواندرمانی، رابطهی درمانگر و بیمار و تجربهی زیستهی یک درمانگر علاقهمندند؛ به دانشجویان و فعالان حوزهی روانشناسی، مشاوره و مددکاری که میخواهند با رویکرد اگزیستانسیالیست بیشتر آشنا شوند؛ و نیز به خوانندگانی که پیشتر با رمانها و کتابهای دیگر یالوم آشنا بودهاند و میخواهند مسیر فکری و شخصی او را در سالهای پایانی عمر دنبال کنند.
درباره اورین یالوم
اروین دیوید یالوم (Irvin D. Yalom)، روانپزشک اگزیستانسیالیست و رماننویس آمریکایی در سال ۱۹۳۱ متولد شد. او از پیشگامان پیوند فلسفه و روانکاوی است که با اصرار بر اصول بنیادین بشر همچون مرگ، آزادی و تنهایی، موفق شده مسیر نوینی در درمان روان بگشاید. یالوم که استاد بازنشستهی دانشگاه استنفورد است، در طول سالها تدریس، درمانگری و مشاوره، رمان هم مینوشت؛ رمانهای روانشناختی «وقتی نیچه گریست»، «درمان شوپنهاور» و «مسئله اسپینوزا» از مشهورترین آثار او به شمار میروند که مفاهیم عمیق فلسفی را به میان مردم آوردهاند. علاوه بر آثار داستانی، او مؤلف کتابهای مرجعی همچون «رواندرمانی اگزیستانسیال» و «هنر درمان» هم بود. همین هم باعث شد جایگاهی تثبیتشده در محافل آکادمیک پیدا کند و متعاقب آن جایزهی انجمن روانپزشکی آمریکا را به دست آورد. امروز یالوم یکی از محبوبترین و تأثیرگذارترین متفکران حوزهی سلامت است و بسیاری از رواندرمانگرهای دنیا شیوهی درمان اگزیستانسیالیستی او را پیش میگیرند.
بخشی از کتاب ساعت دل
«روزم شروع چندان خوبی نداشت. ساعت سه صبح از درد بیامان گرفتگی پاهایم بیدار شدم. ساکت و آرام از رختخواب بیرون آمدم و مراقب بودم همسرم، مریلین، را که کنارم خوابیده بود بیدار نکنم. برای تسکین درد، رفتم دوش آب داغ گرفتم تا زمانی که آب ولرم شد. بعد، خودم را خشک کردم و به رختخواب برگشتم. گرما عضلاتم را آرام کرده و گرفتگی پاهایم تا حدی فروکش کرده بود. خیلی تلاش کردم دوباره خوابم ببرد، اما "تلاش کردن" برای خوابیدن همیشه درمورد من بینتیجه بوده. بیخوابی سالهاست به پاشنهٔ آشیل من تبدیل شده.
از مدتها قبل، بااکراه مصرف قرصهای خوابم را کاهش داده بودم چون دکترم مشکوک شده بود که دارند روند از دست دادن حافظهام را تسریع میکنند. چند تمرین تنفسی را امتحان کردم. چندین بار نفسهای عمیق کشیدم و در هر دم زیرلب گفتم: «آروم باش» و در بازدم گفتم: "راحت باش." این روش مراقبه را سالها پیش یاد گرفته بودم. اما بازهم فایده نداشت. همان آرامش جزئی هم، که با گفتنِ «راحت باش» به دست آورده بودم، خیلی زود جایش را به اضطراب داد؛ یکی دیگر از آن چیزهایی که سالها مایهٔ رنج و عذابم بوده. سعی کردم حواسم را پرت کنم. سرگرم شمردن نفسهایم شدم. چند دقیقه بعد، دیدم شمردن را بهکل فراموش کردهام و ذهن همیشه بیقرارم در عوالم دیگری سیر میکند.
یک سال پیش، مریلین به مولتیپِل میلوما مبتلا شد؛ نوعی سرطان پنهان و پیشرونده که پلاسمای خون را درگیر میکند. در حال گذراندن دورهای شیمیدرمانی بود که نتایج چندان چشمگیری هم نداشت. گرمای بدنش و صدای نفسهایش برایم حس آشنایی داشت. سالیان سال همدم شبهایم بود. اما حالا این بیماری شوم به جمعمان اضافه شده و در وجود مریلین میجنگید.»
حجم
۲۸۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
حجم
۲۸۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۶۴ صفحه
نظرات کاربران
با سلام، نیازی نیست حتما دانشجوی روانشناسی باشید تا این کتاب نقطه نظر مثبتی در شما ایجاد کند. در تمام موقعیت های اجتماعی و فردی، تعارضاتی می تواند وجود داشته باشد که نویسنده کتاب، چندی از مراجعین یک ساعته خود