
کتاب از سفرنامه ناصرخسرو
معرفی کتاب از سفرنامه ناصرخسرو
کتاب سفرنامه ناصرخسرو نوشتهی ذبیحالله صفا، اثری از مجموعه «شاهکارهای ادبیات فارسی» است که نشر امیرکبیر آن را منتشر کرده است. این کتاب، منتخبی از سفرنامهی مشهور ناصرخسرو قبادیانی، شاعر و حکیم قرن پنجم هجری، را با مقدمه و توضیحات سودمند گردآوری کرده است. متن کتاب، علاوهبر روایت سفر هفتسالهی ناصرخسرو از خراسان تا مصر و بازگشت به وطن، شامل شرح حال نویسنده، ارزش ادبی و تاریخی اثر، و توضیحاتی دربارهی سبک نگارش و ویژگیهای زبانی آن است. در این نسخه، لغات دشوار و اصطلاحات مبهم نیز در پاورقی توضیح داده شدهاند تا مطالعهی متن برای علاقهمندان سادهتر شود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب از سفرنامه ناصرخسرو
کتاب سفرنامه ناصرخسرو با گردآوری و ویرایش ذبیحالله صفا، تصویری زنده و دقیق از یکی از مهمترین آثار نثر فارسی در قرن پنجم هجری ارائه میدهد. این کتاب، بخشی از مجموعهای است که با هدف دسترسپذیرکردن متون ادبی و تاریخی برای نسل امروز تهیه شده است. ساختار کتاب شامل مقدمهای دربارهی جایگاه ادبیات فارسی، شرح حال مختصر ناصرخسرو و معرفی آثار او، و سپس گزیدههایی از متن اصلی سفرنامه است. در این گزیدهها، روایتی از سفر پرماجرای ناصرخسرو به شهرها و سرزمینهای مختلف، از خراسان تا مصر و حجاز، آمده است. هر بخش با توضیحات و پاورقیهایی همراه است که به فهم بهتر متن و اصطلاحات تاریخی و جغرافیایی کمک میکند. کتاب، نهتنها سفرنامهای جغرافیایی، بلکه سندی از زندگی اجتماعی، فرهنگی و دینی آن دوران بهشمار میآید و با روایتهای جزئی و دقیق، خواننده را با فضای شهرها، آداب مردم و رخدادهای مهم آن عصر آشنا میکند.
خلاصه کتاب از سفرنامه ناصرخسرو
کتاب سفرنامه ناصرخسرو، روایت سفر هفتسالهی ناصرخسرو قبادیانی است که پس از دیدن خوابی تأثیرگذار، زندگی دیوانی را رها میکند و عازم سفر حج و سیاحت سرزمینهای اسلامی میشود. او از مرو آغاز میکند و از شهرهایی چون نیشابور، سمنان، ری، قزوین، آذربایجان، ارمنستان، شام، بیتالمقدس، مکه، مصر، بصره، اصفهان و دیگر مناطق عبور میکند. در هر شهر، به توصیف دقیق بناها، بازارها، آداب و رسوم، محصولات، وضعیت اجتماعی و حتی رخدادهای طبیعی مانند زلزله میپردازد. ناصرخسرو با دقت و کنجکاوی، ویژگیهای معماری، کشاورزی، بازرگانی و حتی باورهای مردم را ثبت میکند. او در مصر به مذهب اسماعیلی گرایش پیدا میکند و پس از بازگشت به بلخ، به تبلیغ این مذهب میپردازد که باعث آزار و تبعیدش میشود. روایت کتاب، علاوهبر جنبههای جغرافیایی و تاریخی، سرشار از نکتههای اخلاقی، فلسفی و تأملات شخصی نویسنده است. در بخشهایی از کتاب، ماجراهای روزمره، دیدار با شخصیتهای علمی و ادبی، و حتی دشواریهای سفر و زندگی در سرزمینهای ناشناخته با زبانی متین و نثری استوار بیان شده است. این سفرنامه، نهتنها گزارشی از یک سفر طولانی، بلکه بازتابی از دغدغههای فکری و معنوی ناصرخسرو و تصویری از جهان اسلام در سدهی پنجم هجری است.
چرا باید کتاب از سفرنامه ناصرخسرو را بخوانیم؟
کتاب سفرنامه ناصرخسرو با گزینش و توضیح ذبیحالله صفا، فرصتی کمنظیر برای آشنایی با یکی از مهمترین متون نثر فارسی و شناخت زندگی، فرهنگ و جغرافیای ایران و سرزمینهای اسلامی در قرن پنجم هجری فراهم میکند. این کتاب، با روایتهای دقیق و جزئینگر، نهتنها اطلاعات تاریخی و جغرافیایی ارزشمندی ارائه میدهد، بلکه نگاه فلسفی و اخلاقی ناصرخسرو را نیز بهخوبی بازتاب میدهد. توضیحات و پاورقیهای کتاب، فهم متن را برای مخاطبان امروزی آسانتر میکند و امکان مقایسهی زندگی گذشته با امروز را فراهم میسازد. مطالعهی این اثر، تجربهای متفاوت از سفر در زمان و مکان و مواجهه با دغدغههای انسانی و اجتماعی یک متفکر ایرانی است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان تاریخ ایران و اسلام، دوستداران ادبیات کلاسیک فارسی، پژوهشگران فرهنگ و تمدن اسلامی، دانشجویان رشتههای ادبیات، تاریخ و جغرافیا و کسانی که به سفرنامهنویسی و روایتهای مستند علاقه دارند پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب از سفرنامه ناصرخسرو
«چنین گوید ابومعین حمید الدین ناصر بن خسرو القبادیانی المروزی، تجاوز الله عنه که من مردی دبیرپیشه بودم و از جملهٔ متصرفان در امور و اعمال سلطانی؛ و به کارهای دیوانی مشغول بودم و مدتی در آن شغل مباشرت نموده، و در میان اقران شهرتی یافته بودم. در ربیع الآخر سنهٔ سبع و ثلاثین و اربعمائه که امیر خراسان ابوسلیمان جعفریبیک داود بن میکاییل بن سلجوق بود، از مرو برفتم و به شغل دیوانی، و به پنجدیه مرو الرود فرود آمدم که در آن روز قران رأس و مشتری بود. گویند که هر حاجت که در آن روز خواهند، باری، تعالی و تقدس، روا کند. به گوشهای رفتم و دو رکت نماز بکردم و حاجت خواستم تا خدای تعالی و تبارک مرا توانگری دهد. چون نزدیک یاران و اصحاب آمدم یکی از ایشان شعری پارسی میخواند، مرا شعری در خاطر آمد که از وی درخواهم تا روایت کند. بر کاغذی نوشتم تا به وی دهم که این شعر برخوان. هنوز بدو نداده بودم که او همان شعر بهعینه آغاز کرد. آن حال به فال نیک گرفتم و با خود گفتم: خدای تبارک و تعالی حاجت مرا روا کرد. پس از آنجا به جوزجانان شدم و قریب یک ماه ببودم و شراب پیوسته خوردمی. پیغمبر (ص) میفرماید که: «قُولُوا الْحَقَّ وَ لَوْ عَلیٰ أَنْفُسِکمْ». شبی در خواب دیدم که یکی مرا گفت: «چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند؟ اگر بهوش باشی بهتر.» من جواب گفتم که حکما جز این چیزی نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم کند. جواب داد که بیخودی و بیهوشی راحتی نباشد. حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهوشی رهنمون باشد. بلکه چیزی باید طلبید که خرد و هوش را بافزاید. گفتم که من این را از کجا آرم؟ گفت جوینده یابنده باشد و پس سوی قبله اشارت کرد و دیگر سخن نگفت. چون از خواب بیدار شدم آن حال تمام بر یادم بود و بر من کار کرد و با خود گفتم که از خواب دوشین بیدار شدم، باید از خواب چهل ساله نیز بیدار گردم، اندیشیدم که تا همهٔ افعال و اعمال خود بدل نکنم فرج نیابم.»
حجم
۱۰۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه
حجم
۱۰۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۰۰ صفحه