
کتاب دستکش (قصه های کولیما، کتاب ششم)
معرفی کتاب دستکش (قصه های کولیما، کتاب ششم)
کتاب دستکش (قصههای کولیما، کتاب ششم) نوشتهی وارلام شالاموف و با ترجمهی نازلی اصغرزاده، توسط نشر مروارید منتشر شده است. این کتاب آخرین جلد از مجموعهی ششجلدی قصههای کولیما است که روایتهایی کوتاه و تأثیرگذار از زندگی در اردوگاههای کار اجباری استالینی را در خود جای داده است. شالاموف با نگاهی بیپرده و صادقانه، تجربههای زیستهی خود را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ معاصر بازگو میکند. روایتهای این مجموعه، ترکیبی از خاطره، تحلیل روانشناختی و مشاهدهی دقیق زندگی روزمرهی زندانیان است. دستکش، همانند دیگر جلدهای این مجموعه، با زبانی موجز و طنزی تلخ، به بررسی مرزهای انسانیت، بقا و معنای زندگی در شرایطی غیرانسانی میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دستکش (قصه های کولیما، کتاب ششم)
کتاب دستکش نوشتهی وارلام شالاموف، ششمین و آخرین جلد از مجموعهی قصههای کولیما است که به روایت زندگی و تجربههای نویسنده در اردوگاههای کار اجباری شوروی میپردازد. این کتاب ساختاری متشکل از داستانهای کوتاه دارد که هرکدام بخشی از واقعیتهای تلخ و گاه باورنکردنی زندگی در کولیما را بازتاب میدهند. شالاموف در این جلد، بیش از پیش از ضمیر اول شخص استفاده کرده و روایتها را از منظر خود بیان کرده است؛ همین ویژگی باعث شده است که لحن کتاب صمیمیتر و در عین حال عمیقتر باشد. در این روایتها، شخصیتهای مختلفی از زندانیان و کارکنان اردوگاه حضور دارند که هرکدام با باورها، رفتارها و سرنوشتهای متفاوت، تصویری چندوجهی از زندگی در شرایطی سخت و بیرحمانه ارائه میدهند. کتاب دستکش علاوهبر بازتاب رنج و زوال جسمانی و معنوی، به موضوعاتی چون خیانت، وفاداری، امید، پوچی و حتی طنز تلخ نیز میپردازد. شالاموف با تحلیلهای روانشناختی و دروننگری، تلاش کرده است معنای حیات و مرزهای انسانیت را در دل دوزخ اردوگاهها جستوجو کند. این کتاب، همچون دیگر جلدهای مجموعه، سندی هنری و تاریخی از یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ بشر بهشمار میآید.
خلاصه داستان دستکش (قصه های کولیما، کتاب ششم)
کتاب دستکش مجموعهای از داستانهای کوتاه است که هرکدام گوشهای از زندگی در اردوگاههای کار اجباری کولیما را به تصویر میکشند. شالاموف در این روایتها، با تمرکز بر تجربههای شخصی و استفاده از ضمیر اول شخص، به شرح روزمرگی، بیماری، گرسنگی، سرما، خشونت و روابط پیچیده میان زندانیان و کارکنان اردوگاه میپردازد. او در داستان اصلی این جلد، دستکش را بهعنوان نمادی از اراده، مقاومت و هویت فردی معرفی کرده است؛ دستکشهایی که در سرمای کولیما، هم محافظ جسماند و هم نشانهای از زخمهای روحی و جسمی بهجا مانده از سالها اسارت. روایتها اغلب با توصیف جزئیات دقیق و بیپرده، مرز میان امید و ناامیدی، خیر و شر، و معنای بقا را به چالش میکشند. شالاموف در کنار بازگویی خاطرات، به تحلیل روانشناختی شخصیتها و واکنشهای آنان در برابر شرایط غیرانسانی میپردازد و نشان میدهد که چگونه انسانها در مواجهه با مرگ، تحقیر و بیعدالتی، گاه به مرزهای تازهای از انسانیت یا سقوط نزدیک میشوند. در این میان، طنز تلخ و نگاه انتقادی نویسنده به نظام اردوگاهی و سرنوشت انسانها، به روایتها عمق و چندلایگی بخشیده است.
چرا باید کتاب دستکش (قصه های کولیما، کتاب ششم) را بخوانیم؟
کتاب دستکش با روایتهایی کوتاه و صریح، تصویری بیواسطه و تکاندهنده از زندگی در اردوگاههای کار اجباری ارائه میدهد. ویژگی شاخص این کتاب، نگاه دروننگر و تحلیل روانشناختی نویسنده است که تجربههای شخصی خود را با صداقت و بدون اغراق بازگو کرده است. استفاده از ضمیر اول شخص، روایتها را ملموستر و تأثیرگذارتر ساخته و خواننده را با لایههای پنهان رنج، امید و مقاومت آشنا میکند. این کتاب نهتنها سندی از تاریخ معاصر است، بلکه فرصتی برای تأمل درباره مرزهای انسانیت، معنای بقا و نقش خاطره در شکلگیری هویت فردی و جمعی بهشمار میآید. مطالعهی این اثر، امکان مواجهه با پرسشهای بنیادین درباره خیر و شر، وفاداری و خیانت، و معنای زندگی در شرایط دشوار را فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان تاریخ معاصر، پژوهشگران حوزهی ادبیات اردوگاهی، دوستداران روایتهای مستند و کسانی که دغدغهی شناخت تجربههای انسانی در شرایط بحرانی دارند، پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به تحلیل روانشناختی شخصیتها و بررسی مرزهای انسانیت علاقهمندند، این کتاب توصیه میشود.
بخشی از کتاب دستکش (قصه های کولیما، کتاب ششم)
«دستکشهای من، نماد اراده و صبر و شکیبایی من، جایی میان یخبندانها افتادهاند. دستکشهایی که در طول سیوشش سال زندگیام، با ظرافت و حساسیت تمام و محکمتر از چرم طبیعی یا ظریفترین مادهی اولیهی آباژورهای "ایلزه کوخ" از انگشتانم محافظت میکردند. بله، این دستکشها هنوز در موزهی یخی زندهاند و در حکم سند، مدرک یا اثر نمایشی واقعیت وجودی وقت من، مانند مارمولک یا گونهای از آبزیان، در انتظار نوبتشان ماندهاند تا در فرایند تکامل، از گونهی سلوکانت به گونهی لاتیمری تغییر کنند. من از دیدگاه یک واقعهنگار و واقعهشناس، متون صورتجلسهها را باور دارم، اما وقتی نه صورتجلسهای در کار باشد و نه پروندهای از سابقهی بیماری، چه باید کرد؟ مدارک گذشتهی ما غیب شدهاند، برجهای نگهبانی برچیده و باراکها با خاک یکسان شدهاند و سیمهای خاردار همگی زنگار گرفته یا به مکان دیگری انتقال یافتهاند. روی ویرانههای معادن کولیما گلهای درخت آتش (گل مور)، گل فراموشی، دشمن آرشیوها و خاطرهی آدمی روییدهاند. آیا ما زمانی واقعاً وجود داشتیم؟ پاسخ: «بله، داشتیم»، آن هم با همهی فصاحت و شفافیت خاص صورتجلسهها، مسئولیتها، اسناد و مدارک مربوطه... این حکایت دستکشها کولیمایی من است، اثر نمایشی موزهی بیمارستان و شاید هم خطهشناسی...»
حجم
۱۸۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۴ صفحه
حجم
۱۸۴٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۴ صفحه