
کتاب ساحل چپ (قصه های کولیما، کتاب دوم)
معرفی کتاب ساحل چپ (قصه های کولیما، کتاب دوم)
کتاب ساحل چپ (قصههای کولیما، کتاب دوم) نوشتهی وارلام شالاموف و با ترجمهی نازلی اصغرزاده، توسط نشر مروارید منتشر شده است. این کتاب دومین جلد از مجموعهی ششجلدی قصههای کولیما است که به روایت تجربههای نویسنده از سالهای دشوار زندگی در اردوگاههای کار اجباری شوروی میپردازد. شالاموف که خود سالها در این اردوگاهها زندانی بوده، در این جلد بهویژه بر خاطرات و مشاهداتش از دوران کار پرستاری در بیمارستانهای اردوگاههای کرانهی چپ رود کولیما تمرکز دارد. روایتها، ترکیبی از خاطره، داستان و سند تاریخیاند و تصویری بیپرده از زندگی، مرگ، امید و فروپاشی انسانها در شرایطی غیرانسانی ارائه میدهند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ساحل چپ (قصه های کولیما، کتاب دوم)
کتاب ساحل چپ اثر وارلام شالاموف، دومین جلد از مجموعهی قصههای کولیما است که با ترجمهی نازلی اصغرزاده در دسترس قرار گرفته. این کتاب، روایتهایی از زندگی در اردوگاههای کار اجباری شوروی را در قالب داستانهایی کوتاه و بههمپیوسته بازگو میکند. شالاموف در این جلد، بیشتر به تجربههای خود در بیمارستانهای اردوگاه و نقش پرستاران و پزشکان میپردازد؛ جایی که مرز میان زندگی و مرگ، سلامت و بیماری، و حتی انسانیت و بیرحمی، بهشدت مبهم و لغزان است. ساختار کتاب بر پایهی روایتهای کوتاه و مستقل است که هرکدام گوشهای از واقعیتهای تلخ و گاه باورنکردنی زندگی محکومان را آشکار میکند. نویسنده با نگاهی موشکافانه، نهتنها شرایط فیزیکی و روانی زندانیان، بلکه مناسبات قدرت، فریب، امید و فروپاشی اخلاقی را نیز به تصویر میکشد. در این جلد، برخلاف جلد اول که بیشتر به کار در معادن و شرایط طاقتفرسا میپرداخت، تمرکز بر بیمارستان و نقش پرستاری، امکان نمایش لایههای تازهای از روابط انسانی و تلاش برای بقا را فراهم کرده است. شالاموف با زبانی موجز و بیپیرایه، تجربهی زیستهی خود را به سندی ادبی و تاریخی بدل کرده که همزمان هم روایت فردی است و هم بازتابی از سرنوشت جمعی.
خلاصه داستان ساحل چپ (قصه های کولیما، کتاب دوم)
در ساحل چپ، وارلام شالاموف روایتهایی را پیش میکشد که از دل تجربهی زیستهی او در اردوگاههای کار اجباری شوروی برآمدهاند. این جلد، بیشتر بر سالهایی تمرکز دارد که نویسنده پس از گذراندن دوران طاقتفرسای کار در معادن، بهواسطهی انساندوستی و مهارت، به کار پرستاری در بیمارستان اردوگاه منتقل میشود. روایتها، از ورود کشتیهای حامل زندانیان نیمهجان به بندرگاههای یخزده آغاز میشوند و با توصیف صحنههایی از مرگ، بیماری، سرمازدگی و تلاش بیثمر برای نجات، پیش میروند. شالاموف در این داستانها، چهرههای گوناگونی از محکومان، پزشکان و پرستاران را به تصویر میکشد؛ از کسانی که برای فرار از کار طاقتفرسا به ترفندهای پزشکی متوسل میشوند تا آنهایی که در مواجهه با بیماریهای واگیردار، مرزهای اخلاقی و انسانی را جابهجا میکنند. در کنار اینها، روایتهایی از زندگی روزمره، امیدهای کوچک، خیانتها و لحظات کوتاه همدلی و دوستی نیز دیده میشود. شالاموف با نگاهی بیرحمانه اما دقیق، نشان میدهد که چگونه شرایط غیرانسانی اردوگاه، شخصیتها را دگرگون میکند و حتی سادهترین احساسات انسانی را به چالش میکشد. در این میان، مرگ و زندگی نه بهعنوان دو قطب متضاد، بلکه بهمثابه دو جریان درهمتنیده و گریزناپذیر، در سراسر کتاب جاریاند. روایتها، گاه با طنزی تلخ و گاه با سکوتی سنگین، تصویری از فروپاشی و مقاومت انسان در برابر سیستمی بیرحم ارائه میدهند.
چرا باید کتاب ساحل چپ (قصه های کولیما، کتاب دوم) را بخوانیم؟
ساحل چپ با روایتهایی کوتاه و تکاندهنده، تصویری بیواسطه و صادقانه از زندگی در اردوگاههای کار اجباری شوروی ارائه میدهد. این کتاب نهتنها تجربهی فردی نویسنده را بازتاب میدهد، بلکه بهواسطهی جزئیات دقیق و نگاه انسانی، امکان درک عمیقتری از تاریخ، روان انسان و مرزهای اخلاقی در شرایط بحرانی فراهم میکند. خواندن این کتاب فرصتی است برای مواجهه با پرسشهایی دربارهی بقا، همدلی، قدرت و ضعف انسان در شرایطی که همهچیز علیه اوست. روایتهای شالاموف، هم بهعنوان سندی تاریخی و هم بهعنوان اثری ادبی، ذهن را به چالش میکشد و نگاه تازهای به مفهوم انسانیت و مقاومت پیش روی مخاطب میگذارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن ساحل چپ به کسانی پیشنهاد میشود که به تاریخ معاصر، ادبیات اردوگاهها، روانشناسی انسان در شرایط بحرانی و روایتهای مستند علاقه دارند. همچنین به پژوهشگران علوم انسانی، علاقهمندان به ادبیات روس و کسانی که دغدغهی شناخت مرزهای اخلاقی و انسانی در شرایط دشوار را دارند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب ساحل چپ (قصه های کولیما، کتاب دوم)
«در روز پنجم دسامبر سال هزار و نهصد و چهلوهفت، در بندرگاه «ناگایوا»، کشتی «kim»، حامل محمولهٔ جاندار (زندانیان)، پهلو گرفت. این آخرین کشتی بود و بدینسان برنامهٔ کشتیرانی پایان میگرفت. منطقهٔ ماگادان، با سرمای چهل درجه زیر صفر، از مهمانان استقبال میکرد که در حقیقت از ساکنان راستین این سرزمین، محکومان بودند، نه مهمانان. کلیهٔ مقامات شهری، کشوری و لشکری، در بندر اجتماع کرده بودند. همهٔ کامیونهای شهر در بندر ناگایوا، از کشتی «kim» استقبال میکردند. عدهٔ کثیری از نیروهای نظامی و انتظامی، موجشکن را احاطه کرده بودند. تخلیهٔ محمولهٔ جاندار کشتی، آغاز شده بود. جمع کامیونهای آزاد معادن نیز، به دستور رؤسای بخش، از فاصلهٔ پانصد کیلومتری بندرگاه، به سمت ماگادان به راه افتاده بودند. اجساد را به ساحل میانداختند تا به گورستان جمعی حمل شوند، بیآنکه از آنان نام و نشانی بر جای مانده باشد و فقط با تنظیم صورتجلسهای، بر لزوم نبش قبرشان، در آیندهای نامعلوم، برای صدور گواهی مرگشان، تأکید میشد. بیماران بدحال و نیمهجان را که هنوز نفسی بر تن داشتند، به بیمارستانهای ویژهٔ زندانیان در اردوگاههای «ماگادان»، «اوله»، «آرمنی» و «دوچکه»، اعزام میکردند. بیمارانی را که نسبتاً وضع بهتری داشتند نیز به بیمارستان مرکزی زندانیان، در کرانهٔ چپ رود کولیما انتقال میدادند، بیمارستانی که اخیراً در فاصلهٔ بیستوسه کیلومتری بندرگاه دایر شده بود. اگر کشتی «kim»، یک سال پیش به اینجا میرسید، برای آمدن کامیونها، از فاصلهٔ پانصد کیلومتری به این منطقه، نیازی نبود...
حجم
۲۶۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۳۱۲ صفحه
حجم
۲۶۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۳۱۲ صفحه