
کتاب هوش هیجانی در عمل
معرفی کتاب هوش هیجانی در عمل
کتاب هوش هیجانی در عمل (کتابی که میتوانید در عمل از آن استفاده کنید) نوشتهی کری گایت و با ترجمهی ایرج پاد، توسط انتشارات سایه سخن منتشر شده است. این اثر به بررسی مفهوم هوش هیجانی و کاربردهای عملی آن در زندگی شخصی، حرفهای و اجتماعی میپردازد. نویسنده با بهرهگیری از مدلهای علمی و تجربیات روانشناسان و پژوهشگران برجسته، تلاش کرده است راهنمایی جامع برای خودآموزی و بهکارگیری هوش هیجانی ارائه دهد. کتاب حاضر بخشی از مجموعه راهنماهای نامشهود است و با نگاهی کلنگر، هوش هیجانی را فراتر از مهارتهای فردی، بهعنوان ابزاری برای بهبود روابط و محیطهای کاری معرفی میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هوش هیجانی در عمل
کتاب هوش هیجانی در عمل نوشتهی کری گایت، با تمرکز بر کاربردهای عملی هوش هیجانی، به بررسی چگونگی شناخت، درک و مدیریت هیجانها در زندگی روزمره و محیط کار میپردازد. نویسنده با تکیه بر مدلهای مطرحشده توسط پژوهشگرانی مانند مایر، سالووی و گلمن، ساختاری چهارگانه برای هوش هیجانی معرفی کرده است: تشخیص، استفاده، درک و مدیریت هیجان. این کتاب با رویکردی کلنگر، هوش هیجانی را نهتنها در سطح فردی، بلکه در سطح روابط و محیط بررسی میکند و بر اهمیت تعامل میان فرد، گروه و محیط پیرامون تأکید دارد. ساختار کتاب در سه بخش اصلی تصمیمگیری، چابکی و رابطه تنظیم شده است و هر بخش با مثالها و مطالعات موردی، به خواننده کمک میکند تا مفاهیم را در موقعیتهای واقعی بهکار گیرد. کری گایت در این اثر، یافتههای علوم اعصاب را با مهارتهای هیجانی پیوند داده و نشان داده است که هوش هیجانی چگونه میتواند به بهبود عملکرد فردی و جمعی، افزایش انگیزه و ایجاد محیطی امن و سازنده منجر شود.
خلاصه کتاب هوش هیجانی در عمل
کتاب هوش هیجانی در عمل با تمرکز بر سه محور اصلی—خویشتن، رابطه و محیط—به بررسی عمیق نقش هیجانها در تصمیمگیری و تعاملات انسانی میپردازد. نویسنده ابتدا با مرور تاریخچه و مدلهای مختلف هوش هیجانی، اهمیت این مهارت را در موفقیت شغلی و شخصی برجسته میکند. سپس با مثالهایی از دنیای واقعی، مانند داستان بن و جری یا تجربههای مدیریتی در شرکتها، نشان میدهد که هوش هیجانی صرفاً به شناخت احساسات فردی محدود نمیشود، بلکه باید به تأثیر محیط و روابط نیز توجه داشت. در بخش تصمیمگیری، کتاب توضیح میدهد که چگونه مغز انسان، بهویژه بخش لیمبیک، نقش اساسی در واکنشهای هیجانی و تصمیمگیریهای روزمره دارد. نویسنده با اشاره به واکنشهای ستیز یا گریز، تأکید میکند که بسیاری از رفتارهای ما ریشه در نیاز به امنیت اجتماعی و تعلق دارند. در ادامه، با بررسی نمونههایی از محیط کار، نشان داده میشود که رهبران و مدیران چگونه میتوانند با شناخت بهتر هیجانها و انگیزههای خود و دیگران، محیطی امنتر و پویاتر ایجاد کنند. کتاب همچنین به اهمیت شجاعت در بهکارگیری هوش هیجانی میپردازد و بیان میکند که رهبران باید بتوانند با پرسیدن سؤالهای درست، شنیدن بدون قضاوت و شناسایی تهدیدها، زمینه را برای تغییرات مثبت فراهم کنند. در نهایت، هوش هیجانی بهعنوان مهارتی معرفی شده است که با تمرین و توجه به سه عنصر بازشناسی خود، بازشناسی اجتماعی و طراحی ساختار محیط، میتواند به بهبود روابط، افزایش بهرهوری و رشد فردی و جمعی منجر شود.
چرا باید کتاب هوش هیجانی در عمل را بخوانیم؟
کتاب هوش هیجانی در عمل با ارائهی رویکردی کاربردی و مبتنی بر تجربه، به خواننده کمک میکند تا هوش هیجانی را نهتنها بهعنوان یک مفهوم نظری، بلکه بهعنوان ابزاری عملی برای بهبود تصمیمگیری، مدیریت تغییر و ارتقای روابط انسانی بهکار گیرد. نویسنده با پیوند دادن مفاهیم روانشناسی و علوم اعصاب، نشان داده است که شناخت و مدیریت هیجانها چگونه میتواند به افزایش انگیزه، کاهش تعارضات و ایجاد محیطی امن و سازنده منجر شود. این کتاب با مثالهای واقعی و تمرینهای عملی، راهکارهایی برای شناسایی ریشههای مشکلات، مقابله با واکنشهای هیجانی و ایجاد تغییرات پایدار در زندگی شخصی و حرفهای ارائه میدهد. مطالعهی این اثر به کسانی که به دنبال رشد فردی، بهبود روابط کاری و افزایش اثربخشی در محیطهای پویا هستند، دیدگاهی تازه و ابزارهایی کاربردی عرضه میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی بهبود روابط کاری و شخصی، مدیریت هیجانها، افزایش بهرهوری و ایجاد محیطی انگیزشی و امن دارند. همچنین به مدیران، رهبران تیمها، مشاوران، روانشناسان و افرادی که به دنبال رشد فردی و حرفهای هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب هوش هیجانی در عمل
«اگر درک ما این باشد که هوش هیجانی صرفاً دربارۀ خویشتننگری و همدلی است و نه دربارۀ ما و محیط، فقط داریم به یک نقطۀ این پازل مینگریم. اگر آقای راجرز فقط بر همدلی تمرکز کرده بود، شاید چیزی شبیه این میگفت: خیلی بد شد که این اتفاق افتاد. متأسفم. یا شاید میگفت: باید مواظب عروسکها باشیم. در عوض، او کار دیگری انجام داد. آقای راجرز ضمن اینکه کارش را متوقف کرد، شرایط محیط خود را سنجید. او در کلاس نهتنها به من، بلکه به ما توجه کرد. او نهتنها به خودش یا حتی فقط به آن پسربچه بهمثابۀ یک فرد، بلکه به تمام کودکان کلاس توجه کرد. او خود را جای آن پسربچه گذاشت و متوجه شد در اینجا دو موضوع مهم وجود دارد. یکی خود سگ پارچهای و دیگری این پرسش که آیا ممکن است گوش خودش هم کنده شود یا نه. در واقع اولین اقدام آقای راجرز این بود که به پسربچه گفت بابت حیوان پارچهایاش متأسف است؛ بهعبارت دیگر، ابراز همدلی کرد. سپس کار بیشتری انجام داد؛ عمیقتر بررسی کرد و به علت اصلی گفتۀ پسربچه پی برد و برای توجه به محیط و تغییر آن، چیزی گفت. او به کودکان اطمینان داد لازم نیست وقتی چنین اتفاقی میافتد بترسند. او گفت: گاهی این اتفاق برای عروسکها میافتد، اینطور نیست؟ گوشها یا پاهایشان کنده میشود، اما چنین اتفاقی هرگز برای ما پیش نمیآید. گوشها یا بینی یا بازوهایمان کنده نمیشود.»
حجم
۶۴۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
حجم
۶۴۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه