کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین) فرهاد حسن زاده + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین)

کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین)

معرفی کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین)

کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین) نوشته فرهاد حسن‌ زاده، روایتی تازه و امروزی از داستان خسرو و شیرین نظامی گنجوی است و می‌کوشد هم به روح داستان اصلی وفادار باشد و هم عناصر فرهنگی و اخلاقی نهفته در آن متن کهن را منتقل کند. این کتاب بخشی از مجموعه‌ای است که با هدف بازآفرینی و بازنویسی قصه‌ها و افسانه‌های کهن فارسی تهیه شده تا مخاطبان جوان‌تر و علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک ایران بتوانند با این روایت‌ها ارتباطی نزدیک‌تر برقرار کنند. این داستان توسط نشر ویدا منتشر شده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین)

کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین) تألیف فرهاد حسن‌ زاده، بازآفرینی داستان خسرو و شیرین نظامی گنجوی است. این کتاب در قالب مجموعه‌ای ارائه شده که هدفش بازروایی ادبیات کهن ایران است و قصد دارد مخاطب نوجوان را با گنجیه‌های ادبیات فارسی آشنا کند.

کتاب پیش‌رو، هم به روایت داستان اصلی وفادار مانده و هم با افزودن جزئیات و گفت‌وگوهای تازه، فضای داستان را برای مخاطب معاصر ملموس‌تر ساخته است. در این روایت، علاوه‌ بر شخصیت‌های اصلی مانند خسرو و شیرین، شخصیت‌های فرعی و فضاهای پیرامونی نیز با دقت و جزئیات بیشتری پرداخته شده‌اند تا تصویر کاملی از فضای تاریخی و فرهنگی آن دوران ارائه شود. 

فرهاد حسن‌ زاده در کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین) با نگاهی به ارزش‌های اخلاقی، عدالت، عشق و مسئولیت‌پذیری، تلاش کرده مفاهیم بنیادین فرهنگ ایرانی را در قالب داستانی جذاب و آموزنده بازتاب دهد.

خلاصه داستان قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین)

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

داستان با شب‌زنده‌داری خسرو آغاز می‌شود؛ شاهزاده‌ای که به‌ دلیل ماجرایی تلخ و خطایی که در شکارگاه رخ داده، دچار عذاب وجدان و ترس از خشم پدرش هرمز است. خسرو و دوستانش به‌ خاطر بی‌احتیاطی و خوش‌گذرانی، باعث رنجش باغبانی روستایی می‌شوند و این اتفاق، پیامدهای سختی برای آنان به‌ دنبال دارد. هرمز، پادشاه دادگر، خسرو را به‌ خاطر این خطا مورد سرزنش قرار می‌دهد و بر اجرای عدالت تأکید می‌کند. 

در این میان، خسرو با رؤیایی عجیب روبه‌رو می‌شود که در آن پدربزرگش نوید چهار چیز را به او می‌دهد: شیرین، شبدیز، تخت و باربد. این رؤیا آغازگر جست‌وجوی خسرو برای یافتن شیرین می‌شود. شاهپور، دوست و نقاش خسرو، مأموریت می‌یابد تا شیرین را بیابد و تصویر خسرو را به او برساند. 

ماجراهای کتاب با سفر شاهپور به ارمنستان، نقاشی چهره‌ی خسرو و رساندن آن به شیرین و واکنش‌های شیرین و اطرافیانش ادامه می‌یابد.

چرا باید کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین) را بخوانیم؟

روایت فرهاد حسن‌ زاده، ضمن حفظ جذابیت و اصالت داستان، آن را برای نسل جدید قابل لمس و همذات‌پنداری ساخته است. کتاب نه‌تنها به موضوع عشق و دلدادگی می‌پردازد، بلکه مفاهیمی مانند عدالت، مسئولیت‌پذیری، گذشت و رشد فردی را نیز در بستر داستان مطرح می‌کند. همچنین، با پرداختن به جزئیات زندگی شخصیت‌ها و فضای تاریخی، تصویری زنده و پویا از فرهنگ و ارزش‌های ایرانی ارائه شده است.

خواندن کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این داستان به دوستداران ادبیات کلاسیک ایران، نوجوانان و جوانانی که تمایل دارند با داستان‌های عاشقانه و پرماجرای ایرانی آشنا شوند و کسانی که به دنبال بازخوانی روایت‌های کهن با زبانی امروزی هستند، پیشنهاد می‌شود.

درباره فرهاد حسن زاده

فرهاد حسن‌ زاده، نویسنده، روزنامه‌نگار و داستان‌نویس پرافتخار ادبیات کودک و نوجوان ایران، در سال ۱۳۴۱ در آبادان متولد شد. حسن‌ زاده پس از چاپ نخستین کتابش در سال ۱۳۷۰، مسیر نویسندگی حرفه‌ای را با جدیت دنبال کرد و در طول بیش از سه دهه، بیش از ۱۰۰ اثر در قالب رمان، داستان کوتاه و طنز برای گروه‌های سنی مختلف منتشر کرد. او علاوه بر نویسندگی، با حضور در هیئت‌مؤسس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و مدیریت بخش ادبیات و طنز هفته‌نامه‌ی دوچرخه، نقشی مهمی در پرورش نسل جدید نویسندگان کودک ایفا کرده است.

جهان داستانی حسن‌ زاده، ترکیبی از رئالیسم اجتماعی، طنزی ظریف و روان‌شناسیِ نوجوانان است؛ رویکردی که در کتاب‌هایی همچون «هستی»، «عقرب‌های کشتی بمبک» و «زیبا صدایم کن» به اوج می‌رسد. نوشته‌های او به زبان‌های گوناگونی از جمله انگلیسی، آلمانی، روسی، چینی و ژاپنی ترجمه شده‌اند. 

فرهاد حسن‌ زاده در کنار کسب ده‌ها جایزه‌ی ملی مانند نشان لاک‌پشت نقره‌ای و کتاب سال کانون، در عرصه‌ی بین‌المللی نیز افتخارات زیادی کسب کرده است؛ از جمله راه‌یابی به فهرست کلاغ سفید کتابخانه‌ی مونیخ، نامزدی جایزه‌ی آسترید لیندگرن و دریافت لوح سپاس جایزه‌ی جهانی هانس کریستین اندرسن در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰.

بخشی از کتاب قصه های شب یلدا (جلد دهم، روزگار شیرین)

«"کاش سحر نمی‌شد."

انگار گم‌کرده‌ای داشته باشد، خواب به چشمش نمی‌آمد. آه بلندی کشید و تکرار کرد: "کاش سحر نمی‌شد." اما صبح در راه بود و ستارهٔ بامدادی مقابل چشمانش طلوع می‌کرد.

پهلوبه‌پهلو غلتید و در تاریک‌روشن هوا نگاهش به دست اسپند افتاد. شعلهٔ لرزانی که از سوختن شاخه‌های خشک به اطراف لیسه می‌زد، همه‌جا را زرد کرده بود، حتی دستان سپید و پنجه‌های بلند و لاغر اسپند را. پنجه‌هایی که تا فردا باید زیر تیغ جلاد بریده می‌شد. همیشه از جلادها می‌ترسید. کودک که بود چشمانشان را به خواب می‌دید و خیس عرق از جا می‌پرید. مادرش می‌گفت: "جلادها با ما کاری ندارند. آنان برای ما کار می‌کنند و حکم شاه را جاری می‌سازند." با این‌حال تا وقتی کودک بود، از جلادها و هیبتشان واهمه داشت. می‌ترسید روزی به دست یکی از همین بندگان خونریز جانش از تن به در رود. چشم‌ها را بست؛ زبان گشود: "کاش سحر نمی‌شد." کنار تختش تخت پرهام بود. خواب با او هم سر آشتی نداشت. صبرش تمام شد و به حرف آمد: "شهریارا! خوابید یا بیدار؟"

"بیداریم. چگونه می‌توانیم چشم بر هم گذاریم از این رسوایی؟"

"کدام رسوایی؟ کام خویش تلخ ساخته‌ای برای هیچ. مگر نه این‌که شما شهریارید و شهر و زیر و بالایش از آن شماست؟"

اختیار از دست داد و فریاد زد: "خاموش. دهانت را ببند. هیچ نگو پرهام. دود این فتنه از آتش تو برمی‌خیزد." نفس عمیقی کشید و پرندهٔ صدایش را به قفس سینه کشید: "آن‌که باید به جلاد سپرده شود تویی، نه این اسپند بی‌نوا."

پرهام لب بر لب فشرد و سکوت کرد. دست بر پیشانی بلند و پر مویش گذاشت و به کاری که کرده بودند، فکر کرد. مستی و شوخی و شنگی، افسار عقل از دست دادن و پریدن از پرچین باغ و بگومگو با آن مرد روستایی، همه چیز به گند کشیده شده بود. گفت: "همان دم نخست باید لبانش را می‌دوختی تا شکایت به پدرتان نبرد."»

نظری برای کتاب ثبت نشده است