کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ) محمد شریعتی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ)

کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ)

معرفی کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ)

کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ) نوشته محمد شریعتی، دو داستان مهم و پرحادثه‌ی شاهنامه، یعنی کین‌خواهی سیاوش و نبرد یازده رخ را با زبانی امروزی و روایتی داستانی بازآفرینی کرده است. نویسنده کوشیده تا ضمن وفاداری به روح و پیام داستان‌های اصلی، آن‌ها را به گونه‌ای بازگو کند که برای مخاطب امروزی جذاب و قابل‌درک باشد. این داستان بخشی از مجموعه‌ی قصه های شب یلدای نشر ویدا است که هدفش بازنویسی و بازآفرینی داستان‌های کهن ایرانی است. نسخه‌ الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ)

کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ) نوشته‌ی محمد شریعتی، بازنویسی و بازآفرینی بخش‌هایی از شاهنامه فردوسی است که به دو روایت مهم و تاثیرگذار می‌پردازد: نخست، ماجرای خون‌خواهی سیاوش و دوم، نبرد ۱۱ رخ. این کتاب با هدف آشنایی نسل جدید با میراث ادبی ایران و پیوند دادن ادبیات دیروز با زبان امروز نوشته شده است. 

ساختار کتاب بر پایه‌ی روایت داستانی است و شخصیت‌های اصلی شاهنامه، مانند سیاوش، کیخسرو، رستم، توس، افراسیاب و پیران، در مرکز ماجراها قرار دارند. محمد شریعتی با انتخاب زبانی ساده و امروزی، تلاش کرده تا فضای حماسی و دراماتیک شاهنامه را حفظ کند و در عین حال، داستان‌ها را برای مخاطب امروزی قابل لمس و جذاب سازد. 

این کتاب که جلد چهارم از مجموعه قصه های شب یلدا است، نه‌تنها به روایت‌های مکتوب شاهنامه، بلکه به برخی عناصر ادبیات شفاهی و عامه نیز توجه داشته و داستان‌هایی را انتخاب کرده که ریشه در فرهنگ ایرانی دارند. در کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ)، علاوه‌ بر بازگویی ماجراهای پرحادثه، به تصویرسازی، فضاسازی و شخصیت‌پردازی نیز توجه ویژه‌ای شده تا مخاطب بتواند با قهرمانان و رخدادهای داستان همذات‌پنداری کند.

خلاصه داستان قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ)

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

در کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ)، روایت با خبر جان‌باختن سیاوش آغاز می‌شود؛ حادثه‌ای که ایران را در سوگ فرو می‌برد و رستم را به خشم وادار می‌کند. رستم پس از سرزنش کاووس و سودابه، کمر به خون‌خواهی سیاوش می‌بندد و سپاه ایران را برای نبرد با توران آماده می‌کند. 

در این میان، فرامرز، پسر رستم، در نبردی خونین ورازاد، مرزبان توران، را شکست می‌دهد و سر از تنش جدا می‌کند. افراسیاب، شاه توران، برای انتقام، پسرش سرخه را به میدان می‌فرستد اما او نیز اسیر و کشته می‌شود. با ورود رستم به میدان، نبردها شدت می‌گیرد و پهلوانان دو سپاه درگیر نبردهای تن‌به‌تن می‌شوند. 

در ادامه، گودرز در رؤیایی الهام‌بخش، مأموریت یافتن کیخسرو، فرزند سیاوش، را به گیو می‌سپارد. گیو هفت سال در توران سرگردان می‌شود تا سرانجام کیخسرو را می‌یابد و همراه مادرش، فرنگیس، به ایران بازمی‌گرداند. بازگشت کیخسرو، امید تازه‌ای به ایران می‌بخشد و او به عنوان شهریار جدید بر تخت می‌نشیند. اما اختلاف بر سر جانشینی و ماجرای فرود، برادر کیخسرو، باعث رخدادهای تلخ و نبردهای تازه‌ای می‌شود.

چرا باید کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ) را بخوانیم؟

این کتاب نه‌تنها روایت‌هایی پرحادثه و پرکشش را ارائه می‌دهد، بلکه مفاهیمی مانند وفاداری، فداکاری، انتقام، عدالت و گذشت را در قالب داستان‌هایی جذاب و شخصیت‌هایی ماندگار به تصویر می‌کشد. زبان امروزی و روایت داستانی، باعث شده که حتی کسانی که با متون کلاسیک ارتباط برقرار نمی‌کنند، بتوانند با قهرمانان و ماجراهای شاهنامه همراه شوند. همچنین، کتاب به شناخت بهتر فرهنگ و اسطوره‌های ایرانی کمک می‌کند و زمینه‌ای برای گفت‌وگو درباره‌ی ارزش‌های انسانی و اجتماعی فراهم می‌آورد.

خواندن کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این داستان به علاقه‌مندان به ادبیات حماسی، دوستداران شاهنامه و نوجوانان و جوانانی که به دنبال آشنایی با داستان‌های کهن ایران هستند، پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب قصه های شب یلدا (جلد چهارم، کین سیاوش و نبرد ۱۱ رخ)

«اسب پشت اسب و پیک پشت پیک از راه می‌رسید و خبر می‌داد که سیاوش را سر بُریدند.

کاووس به سوگ فرزند نشست. موی کند و مویه کرد و جامه درید. خبر دهان به دهان گشت و به گوش رستم رسید. رستم شیون کشید و آب به چشم آورد. با رخش به سوی پارس تاخت. از درگاه گذشت. گره بر ابرو زد و در برابر تخت ایستاد. چشم دراند و به کاووس گفت:

- تو در خور پادشاهی نیستی.

کاووس خاموش ماند و آب و عرق ریخت. رستم کف به لب آورد و گفت:

- گناه این کار به گردن توست!

از کاووس رو گرداند و خشمگین به شبستان رفت. رو به سودابه کرد و گفت:

- تو دل به سیاوش بستی و او را بدنام کردی. او پاک بود و از آتش گذشت. تو بودی که دست از او برنداشتی، و او به خاطر تو به توران گریخت. تو سیاوش را به خون نشاندی.

رستم به خشم آمده بود. در موی سودابه چنگ زد. او را از پرده بیرون کشید و با شمشیر درید؛ دشت از سپاه سیاه شد. رستم بر رخش نشست و کمر به کین سیاوش بست. کوس‌ها و کرناها خروشیدند. سواران تَرگ بر سر نهادند. زره پوشیدند و کمر بستند. فرامرز سپهدار شد و سپاه آراست و سپاه به مرز توران کشید. خبر به مرزبان توران رسید. ورازاد سپاه آراست. دو سپاه رودرروی هم ایستادند. تبیره‌ها به صدا درآمد و درفش‌ها در هوا پیچ و تاب خورد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است