کتاب آشپزی با طعم مرگ ژان تولی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب آشپزی با طعم مرگ

کتاب آشپزی با طعم مرگ

نویسنده:ژان تولی
دسته‌بندی:
امتیاز
۱.۵از ۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب آشپزی با طعم مرگ

کتاب آشپزی با طعم مرگ (The Poisoning Angel) نوشته ژان تولی و با ترجمه سیده مریم کشفی توسط انتشارات عطر کاج منتشر شده است. این رمان تاریخی و جنایی با الهام از زندگی واقعی هلن جاگادو در فرانسه‌ی قرن نوزدهم، به روایت داستانی تاریک و پرتعلیق می‌پردازد. نام هلن جاگادو پرونده‌های تاریک قتل‌های زنجیره‌ای و مرگ‌های مرموز را به یاد می‌آورد. ژان تولی در این کتاب، نگاهی سنتی به یک پرونده‌ی واقعی قتل‌های زنجیره‌ای را کنار گذاشته و از دریچه‌ی تاریخ و روان‌شناسی جنایی، روایتی متفاوت به تصویر کشیده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب آشپزی با طعم مرگ اثر ژان تولی

کتاب آشپزی با طعم مرگ (براساس واقعیت) اثری است که در بستر فرانسه‌ی قرن نوزدهم، به زندگی و جنایات هلن جاگادو می‌پردازد، زنی که نامش با مرگ‌های مشکوک و قتل‌های زنجیره‌ای گره خورده است. ژان تولی، نویسنده‌ی فرانسوی، با نگاهی موشکافانه و روایتی داستانی، فضای روستاها، باورهای خرافی و جامعه‌ی مذهبی آن دوران را بازآفرینی می‌کند. کتاب با ترکیب عناصر تاریخی، اسطوره‌ای و روان‌شناختی، تصویری از جامعه‌ای می‌سازد که در آن مرز میان واقعیت و افسانه، بی‌رحمی و معصومیت، به‌سادگی جابه‌جا می‌شود.

کتاب آشپزی با طعم مرگ از کودکی هلن آغاز می‌شود و با ورود او به خانه‌ها و کلیساها، زنجیره‌ای از مرگ‌های عجیب را دنبال می‌کند. فضای کتاب آمیخته با ترس، خرافات و طنز تلخ است و شخصیت‌ها در دل جامعه‌ای گرفتار فقر، بیماری و باورهای کهنه، هریک به‌نوعی قربانی یا عامل خشونت می‌شوند. ژان تولی علاوه‌بر بازخوانی یک پرونده‌ی جنایی واقعی، تصویری از زنانگی، قدرت و سرنوشت در جامعه‌ای مردسالار ارائه می‌دهد.

خلاصه داستان آشپزی با طعم مرگ

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان کتاب آشپزی با طعم مرگ با کودکی هلن جاگادو در روستایی دورافتاده آغاز می‌شود، جایی که خرافات و ترس از مرگ، زندگی روزمره را شکل می‌دهد. هلن، دختری با چشمان آبی و رفتاری مرموز، در خانواده‌ای فقیر و گرفتار بزرگ می‌شود. از همان ابتدا مرگ و بیماری سایه‌به‌سایه‌ی او حرکت می‌کند، مادرش بیمار می‌شود و به‌طرز مشکوکی می‌میرد. هلن پس از مرگ مادر، به خانه‌ی کشیش و سپس به کلیساها و خانه‌های مختلف فرستاده می‌شود تا به‌عنوان خدمتکار و آشپز کار کند.

در هر خانه‌ای که قدم می‌گذارد، مرگ‌های ناگهانی و مشکوک رخ می‌دهد؛ از مسمومیت‌های پنهان در غذا تا بیماری‌های عجیب. اطرافیان ابتدا او را دختری معصوم و خوش‌قلب می‌دانند، اما با افزایش تعداد قربانیان، شایعات درباره‌ی نحسی و شیطانی‌بودنش بالا می‌گیرد. هلن با چهره‌ای آرام و رفتاری سرد، بی‌تفاوت به مرگ اطرافیان، به مسیرش ادامه می‌دهد و هربار با هویت و نامی جدید، وارد خانه‌ای دیگر می‌شود.

این کتاب هم‌زمان با نمایش فضای خرافی و مذهبی جامعه، به‌تدریج چهره‌ی واقعی هلن را به‌عنوان قاتلی بی‌رحم و بی‌احساس آشکار می‌کند. داستان تا جایی پیش می‌رود که هلن حتی در جمع راهبه‌ها و خانواده‌های اشرافی، همچنان مرگ را با خود می‌آورد و هیچ‌کس از دست او در امان نمی‌ماند. پایان داستان در هاله‌ای از ابهام و ترس باقی می‌ماند و سرنوشت هلن به‌عنوان نمادی از شر و مرگ، در ذهن خواننده حک می‌شود.

چرا باید کتاب آشپزی با طعم مرگ را بخوانیم؟

این کتاب با ترکیب فضای تاریخی، جنایی و روان‌شناختی، روایتی متفاوت از یک پرونده‌ی واقعی قتل‌های زنجیره‌ای ارائه می‌دهد. کتاب آشپزی با طعم مرگ داستانی پرتعلیق و پرکشش است و تصویری از جامعه‌ای گرفتار خرافات، فقر و ترس را به نمایش می‌گذارد. شخصیت‌پردازی پیچیده‌ی هلن و پرداختن به لایه‌های پنهان روان او، مخاطب را با پرسش‌هایی درباره‌ی شر، سرنوشت و نقش زنان در تاریخ روبه‌رو می‌کند.

خواندن کتاب آشپزی با طعم مرگ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب آشپزی با طعم مرگ برای علاقه‌مندان به رمان‌های جنایی، تاریخی و روان‌شناختی مناسب است. این اثر به کسانی که به داستان‌های واقعی درباره‌ی قاتلان سریالی، فضای تاریک و رازآلود و بررسی نقش زنان در تاریخ علاقه دارند، توصیه می‌شود. کتاب حاضر برای مخاطبانی که به تحلیل جامعه‌شناختی و روان‌شناسی شخصیت‌ها علاقه‌مندند، می‌تواند مناسب باشد.

بخشی از کتاب آشپزی با طعم مرگ

«اوه، نه، هلن! به آن دست نزن! این گل سمی است. مثل اینکه باید تو را هم گل سمی صدا بزنم. ای وای! به آن ساقه‌ی گل نخوری! خطرناک است. یادت نیست که زنی دسته‌ای از آن‌ها را چید، بعد زبانش به دو نیم شد و مرد؟ تو الان هفت‌ساله هستی. کی می‌خواهی بزرگ شوی؟ در ضمن با پاهای برهنه به آن مزرعه نزدیک نشو! گلبرگ‌های خشخاش زخمی‌ات می‌کند. آخ آخ. حواست به آن توت باشد. توت بلادوناست. سمی است. اگر یک دانه از آن را بخوری، می‌میری! خدای من چقدر تو غیرقابل کنترلی بچه. خسته شدم.»

نظرات کاربران

کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
۱۴۰۴/۰۷/۱۴

داستان براساس واقعیت هست منتهی خیلی کودکانه نوشته شده. هز طرفی کیفیت کتاب الکترونیکی خوب نیست بعضی از صفحه هاش سیاهه. ترجمه خوب بود

Touka
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

کاش پی دی اف نبود ترجیحم اینه سایز فونت رو خودم تنظیم کنم پی دی اف واقعا باعث سردرد و سر گیجه میشه حیف !!