
کتاب دوراهی جوجه تیغی
معرفی کتاب دوراهی جوجه تیغی
کتاب دوراهی جوجهتیغی نوشتهی هاکان آکدوغان با ترجمهی فرهاد سخا روایتی تند، تلخ و درعینحال پر از تأمل دربارهی زشتی، طردشدن و خشونت پنهان در روابط روزمره است. راوی، مردی با صورتی بههمریخته در انفجار قطار، در واحد سرایداری زیرزمین یک مجتمع محصور با سیمخاردار زندگی میکند و از دل همین حاشیه، جهان «آدمهای عادی» را زیر ذرهبین میگذارد. نشر نیماژ آن را منتشر کرده است و این کتاب در مجموعهی کتابهای جیبی مینیماژ جای میگیرد. دوراهی جوجهتیغی با ترکیب روایت شخصی، تأملات فلسفی و جزئیات ریز زندگی شهری، تصویری از تنهایی و دیگریسازی در جامعهی معاصر ترسیم کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دوراهی جوجه تیغی
کتاب دوراهی جوجهتیغی داستان سورگون است؛ مردی که در کودکی در قطار به دنیا آمده و سی سال بعد در قطاری دیگر در انفجاری تروریستی چهرهاش را از دست داده است. هاکان آکدوغان در این کتاب با تکیهبر تکگوییهای ذهنی، جریان سیال ذهن و خردهروایتهای پیدرپی، ذهن و زندگی این راوی زخمخورده را دنبال کرده است؛ مردی که در واحد سرایداری زیرزمین یک مجتمع محصور زندگی میکند و از دل لولهها، زبالهها و صدای رودههای ساکنان، جامعهی کوچک اطرافش را رصد میکند. در کتاب دوراهی جوجهتیغی مجتمع مسکونی با دیوارهای بلند و سیمخاردار، به استعارهای از «داخل» و «بیرون» بدل شده است؛ جایی که لطیفه، رئیس هیئتمدیره، با وسواس و خصومت، در پی اخراج سورگون است و او با آمارگیری از توالتها، وارسی زبالهها و مشاهدهی کفشهای رهگذران، نظم پنهان این جهان کوچک را میکاود. آکدوغان در این کتاب از خلال رابطهی سورگون با پدر فلجش، با اویگورِ لال و سوگوار، با آیدای باهوش و بیپروا، با هاندهی خسته و احساسگناهزده و با لیلیِ شبگرد، به موضوعاتی مثل شر، تعصب، دیگریسازی، اثر تماشاگر، احساس گناه، حافظهی ناقص و رنج انتخاب میان «بد» و «بدتر» پرداخته است. کتاب دوراهی جوجهتیغی در فصلها و بخشهای پیوسته اما چندپاره، بین روایتهای روزمره (جلسات ساختمان، خرید از داروخانه، رانندگی تاکسی)، خاطرات کودکی، ماجراهای انفجار قطار و دادگاه، و تأملات فلسفی دربارهی مغز، وجدان، خشونت جمعی و مرزبندی «ما/آنها» در نوسان است و از دل همین رفتوبرگشتها، تصویری تیره اما دقیق از انسان معاصر و تنهایی او میسازد.
خلاصه داستان دوراهی جوجه تیغی
راوی دوراهی جوجهتیغی، سورگون، مردی است که در انفجار بمب در قطار، صورت و بخشی از شنواییاش را از دست داده و حالا در زیرزمین یک مجتمع محصور زندگی میکند. او خود را «زشت» و «مطرود» میداند و از دل همین موقعیت، با دقتی وسواسگونه زندگی ساکنان مجتمع را از طریق لولهها، زبالهها، جلسات ساختمان و شایعات دنبال میکند. در کنار او چهرههایی مثل لطیفهی وسواسی و قدرتطلب، اویگورِ لال و داغدیده، آیدای کنجکاو، هاندهی فرسوده و لیلیِ شبکار، هرکدام وجهی از رنج، گناه، خشونت و نیاز به تعلق را نمایان میکنند. کتاب دوراهی جوجهتیغی همزمان که داستان بقا و تنهایی سورگون است، به پرسشهایی دربارهی شر، مسئولیت، دیگریسازی، اثر تماشاگر و اینکه انسان چگونه میان دو بد، یکی را انتخاب میکند، میپردازد.
چرا باید کتاب دوراهی جوجه تیغی را بخوانیم؟
دوراهی جوجهتیغی تصویری نزدیک و بیپرده از تجربهی طردشدن، زشتی، شرم و خشونت روزمره ارائه کرده است و نشان میدهد چگونه یک مجتمع مسکونی معمولی میتواند به آزمایشگاهی برای تعصب، قدرتطلبی و دیگریسازی بدل شود. این کتاب با ترکیب روایت شخصی، جزئیات ریز زندگی شهری و تأملات فلسفی دربارهی شر، وجدان و مرزبندی «ما/آنها»، خواننده را به بازاندیشی در نگاهش به «دیگران» و نقش خودش در خشونت جمعی فرامیخواند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن دوراهی جوجهتیغی به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای شخصیتمحور، روایتهای درونی و فضاهای بستهی پرتنش علاقهمندند، همچنین به دانشجویان و علاقهمندان روانشناسی اجتماعی، جامعهشناسی شهری و کسانی که درگیر پرسشهایی دربارهی شر، گناه، طردشدن و حاشیهنشینی هستند.
بخشی از کتاب دوراهی جوجه تیغی
«در این ساختمان نودونه نفر ساکناند. از لولههایی که از اینسر تا آنسر خانه عبور کرده، صدای نودونه نفر شنیده میشود. در نقطهای از زیرِ زمین، در محل تلاقی لولههایی به سر میبرم که ساکنان هر آپارتمان برای دورریختن چیزهایی که حتی از خودشان هم مخفی نگه میدارند، از آنها استفاده میکنند. در تقاطع تحرکات رودهای همهشان ساکنم. از آمار خوشم میآید. بااینحال مجبورم آمار اجتماعی را با تکیه بر محیط محدود پیرامون استخراج کنم. بین ساعت هفت تا نُه صبح و هفت تا ده شب، زمانهایی هستند که بیشتر از پنجاهدرصد ساکنان ساختمان رودههای بزرگشان را تخلیه میکنند. سپتامبر، محبوبترین ماه من است. همه از تعطیلات برمیگردند. مدرسهها باز میشوند. همه درگیر کارهای خود میشوند. مجتمع خلوت میشود. در سپتامبر از توالتها تا پاسی از شب، بیوقفه استفاده میشود. دلیلش را هم کشف کردم. تغییر عادتهای غذایی بچهها که همزمان با بازگشایی مدرسهها اتفاق میافتد، موجب اسهال میشود. میتوانم بفهمم که از لولهها چهچیزی میگذرد. میتوان صدای بم حاصل از عبور همزمان مدفوع و دستمالکاغذی را از صدای موزون آبِ کفآلودی که از دوشگرفتن یک نفر وارد لولهها میشود، تفکیک کرد. زبالههای ساختمان، هفتهای دو بار، پیشاز آمدن کامیون شهرداری، مقابل پنجرهٔ من تلنبار میشود. تا آمدن رفتگرها راه ورود نور به خانهام مسدود میشود. خانه را بوی گند برمیدارد. چارهای ندارم جز اینکه بیرون بروم و شیرابهها را که از کیسهها روان شده، تمیز کنم.»
حجم
۱۴۸٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۶ صفحه
حجم
۱۴۸٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۶ صفحه