
کتاب داستان کوتاه پیام بده!
معرفی کتاب داستان کوتاه پیام بده!
کتاب داستان کوتاه پیام بده! نوشتهٔ یوسف یزدانی است. انتشارات گیوا این کتاب را منتشر کرده است. اثر حاضر که در دستهٔ ادبیات داستانی قرار میگیرد، شامل یک داستان کوتاه و معاصر و ایرانی است. «یوسف« در تنهایی زندگی میکند. او پس از اشتباه در شمارهگیری با رؤیا آشنا میشود. زن پس از برانگیختن احساسات یوسف، او را رد کرده و با مرد دیگری زندگی میکند. یوسف کیست؟ نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب داستان کوتاه پیام بده! اثر یوسف یزدانی
کتاب «داستان کوتاه پیام بده!» یک داستان کوتاه، ایرانی و معاصر است. این داستان که یک بخش دارد، در سال ۱۳۸۷ به قلم «یوسف یزدانی» به رشتهٔ تحریر درآمده است. شخصیت اصلی مردی است به نام «یوسف»؛ مردی خسته و تنها. «رؤیا» و «سحر» شخصیتهای دیگر این اثر داستانی هستند. با مطالعهٔ این داستان کوتاه با زندگی یوسف در آپارتمانی در حاشیهٔ شهر و با گفتوگوهای مجازیاش با رؤیا آشنا و همراه میشوید. نویسنده از طریق این داستان به موضوعاتی مانند تنهایی، هراس از مرگ، روابط انسانی، گذشته، عشق و دلباختگی پرداخته است. راویْ اولشخص و همان یوسف است. او و دیگر شخصیتهای داستان درگیر بحرانهای روانی و درونی هستند. عناصر متضادی مانند عشق و ترس از آن، زندهبودن و مردهبودن در این داستان کوتاه وجود دارند.
خلاصه داستان داستان کوتاه پیام بده!
این داستان کوتاه دربارهٔ مردی به نام «یوسف» است که در انزوا زندگی میکند. او از مرگ و تنهایی رنج میبرد. یک شب پیامی از یک زن به نام «رؤیا» دریافت میکند که بهاشتباه شمارهاش را گرفته است. گفتوگوی آنها شروع میشود. یوسف درگیر احساسات پیچیدهای میشود. او به یاد گذشتهاش میافتد و رابطهاش با «سحر»، همسر سابقش که او را «مرد مرده» میخواند، در ذهنش مرور میشود. رؤیا برای یوسف جذاب میشود، اما وقتی بهصراحت از عشق و احساساتش میگوید، رؤیا او را رد میکند. در پایان رؤیا مینویسد که زندگیاش را با مرد دیگری شروع کرده است. یوسف همچنان در گذشته و رنج خود غرق میماند.
چرا باید کتاب داستان کوتاه پیام بده! را بخوانیم؟
مطالعهٔ این داستان کوتاه شما را با سرگذشت مردی تنها و منزوی همراه میکند.
کتاب داستان کوتاه پیام بده! را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب داستان کوتاه در باب مردی تنها و منزوی پیشنهاد میکنیم.
درباره یوسف یزدانی
«یوسف یزدانی» نویسندهٔ کتابهای «خفته در تنگنا» (زندگینامهٔ فریدون فروغی، خوانندهٔ موسیقی ملی ایران)، «گفتوگو با صادق هدایت»، «از پسفردا تا دیروز» (مجموعهای از فیلمنامههای کوتاه)، داستانهای کوتاه «پنجره»، «خودکشی پس از مرگ»، «تا قیامت» و «رفتن به کرهٔ ماه»، ایرانی و متولد سال ۱۳۵۳ است.
بخشی از کتاب داستان کوتاه پیام بده!
«- من دو ماه دیگه سی و دو ساله میشم.
سی و دو ساله. آیا او همان رویای چندین سالهٔ ذهن خستهٔ من بود و شمعی در تاریکی شبحآلود زندگیام؟ تنها شاهدان زندهٔ من در زندگیِ به رنجکشیدهام، شب بود و تنهایی که خودشان را تحمیل کرده بودند به من و چنان مقتدرانه حکمرانی میکردند که بسیاری وقتها مرا به دوئل با خودم میکشاندند؛ آنقدر که خاطرات گذشته، با تمام قدرت یقهام را میگیرد و میکوبدم به دیوار. بعد از سحر، داشتم دوباره نسبت به زن احساساتی میشدم. اوایل هر چه سعی میکردم عمیقتر فراموشش کنم، بیشتر به یاد میآوردمش. بعدها خودم را قانع کردم که سحر برای همیشه رفته است. آیا امکان داشت دوباره زنی را دوست داشته باشم؟ حرف، بیخ گلویم غرغره میشد.
ـ آقا یوسف، کجا رفتی؟ چرا پیام نمیدی؟
تنم داغ شد. حرفش روحم را انگولک کرد. من واقعاً به چی فکر میکردم؟ به عشق؟ ولی من از عشق هراس داشتم. عشق طناب داری بر گردن عاشق است. هشت سال و دو ماه و سه روز پیش، وقتی سحر- شاگردم و همسر آیندهام- سر کلاس و پیش چشم همه، به من ابراز علاقه کرد، صادقانه گفتم: «عشق مثل زندان مخوفی پایان آزادیهای هر آدمیه و من آزادیم رو دوست دارم، بیشتر از هر کس! به نظرت همچین آدمی میتونه خوشبختت کنه؟»»
حجم
۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه
حجم
۹٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه