
کتاب وداع با مانی
معرفی کتاب وداع با مانی
کتاب «وداع با مانی» نوشتۀ هما نادری است و انتشارات رشد فرهنگ آن را منتشر کرده است. وداع با مانی رمانی است که علاقهمندان به داستانهای عاشقانه و احساسی را جذب خواهد کرد و آنها را به سفری درونی از خاطرات، احساسات و معنای واقعی عشق میبرد.
درباره کتاب وداع با مانی
رمان یکی از راههای انتقال احساسات است. نویسنده برای بیان حقیقت احساسات و عواطفش به زبانی نیاز دارد که او را از سردی مکالمۀ روزمره دور کند و بتواند با آن خیالش را معنا کند و داستان و رمان همین زبان است. مخاطبان با مطالعۀ داستان از زندگی ماشینی و شلوغ روزمره فاصله میگیرند و گمشدۀ وجودشان را پیدا میکنند. این احساس گمشده عشق، دلتنگی، دوری و تنهایی و چیزهای دیگری است که سالها نویسندگان در داستانشان بازگو کردهاند. داستان معاصر در بند چیزی نیست و زبان انسان معاصر است. انسان معاصری که احساساتش را فراموش کرده است و به زمانی برای استراحت روحش نیاز دارد. هما نادری در کتاب وداع با مانی با احساسات خالصش خواننده را از زندگی روزمره دور کرده و کمک میکند خودش را بهتر بشناسد. کتاب وداع با مانی زبانی روان و ساده دارد و آیینهای از طبیعتی است که شاید بشر امروز فرصت نداشته باشد با آن خلوت کند.
کتاب وداع با مانی یک رمان عاشقانه و عاطفی است که بر اساس زندگی واقعی فردی نوشته شده است که هویتش فاش نمیشود. نویسنده در مقدمه توضیح داده که اسامی افراد تغییر کردهاند تا هیچ شبههای باقی نماند. این داستان روایت عشقی عمیق، دستنیافتنی و جاودانه است که حتی اگر بینظیر نباشد، کمنظیر است. مضمون اصلی رمان، انتظار، دلدادگی، حسرت و مرور خاطراتی است که هرگز از قلب راوی محو نمیشوند. نویسنده با زبان احساسی و توصیفی، عشق را همچون صدایی در کوچهپسکوچههای زندگی توصیف میکند که گاه شنیده میشود اما دستیافتنی نیست.
داستان وداع با مانی با علاقهٔ شدید مادر به مانی آغاز میشود؛ کسی که هر حرکت و رفتار او برای راوی اهمیت دارد. رابطهٔ بین این ۲ شخصیت، فراتر از یک عشق ساده است و در دل آن عواطفی ژرف و پیچیده نهفته است که با گذر زمان و تغییرات زندگی، همچنان در قلب راوی باقی میماند.
خواندن کتاب وداع با مانی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
خواندن این کتاب را به دوستداران رمانهای ایرانی پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب وداع با مانی
«وقتی مانی مرا صدا کرد به وجد آمدم، همیشه همینطور بود هر چیز کوچکی که مربوط به مانی میشد مرا شاد میکرد. صداکردنش را دوست داشتم، بازیگوشیاش را، خندههایش را، شیطنتهای کوچکی تا بزرگیاش را. انگار همین دیروز بود که با نگاه معصومش مرا نگاه میکرد و با زبان شیرینش مرا صدا میزد. حالا بزرگ شده و به دانشگاه میرفت.»
حجم
۶۱۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
حجم
۶۱۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه