
کتاب سرزمین جدید
معرفی کتاب سرزمین جدید
کتاب سرزمین جدید نوشتهٔ اکهارت تول و ترجمهٔ ندا شادنظر است. نشر قطره این کتاب را منتشر کرده است. این اثر برانگیزندهٔ اهداف زندگیتان است.
درباره کتاب سرزمین جدید
کتاب سرزمین جدید (A New Earth) را یکی از پرفروشترین و ممتازترین کتب آموزشی در دانشکدهها و آکادمیهای روانشناسی دانشگاههای سراسر جهان دانستهاند. این کتاب که ده فصل دارد، بر نفس تأکید کرده است. نویسنده باور دارد که نفس فقط آن چیزی نیست که بیشتر انسانها آن را غرور، تکبر و منیّت تصور میکنند؛ بلکه مراد او رهایی از نفس در مفهوم خُردکردن شخصیت ظاهری و یگانگی با آگاهی درونی است. همراه شوید با آرای اکهارت تول که او را یک عارف غربی دانستهاند. این اثر برانگیزندهٔ اهداف زندگیتان است.
خواندن کتاب سرزمین جدید را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دانشجویان و درمانگران فعال در حوزهٔ روانشناسی پیشنهاد میکنیم.
درباره اکهارت تول
اکهارت تله که با نام اکهارت تول هم شناخته میشود، نویسنده و معلم آلمانی است. او در سال ۱۹۴۸ متولد شد. در اسپانیا بزرگ شد و در حال حاضر در کانادا زندگی میکند. پدر و مادرش از یکدیگر جدا شده بودند و اکهارت با پدرش به اسپانیا رفت. پدرش اصراری به مدرسه رفتن نداشت و از همین رو او در خانه به مطالعه نجوم، ادبیات و زبان پرداخت. در سن نوزده سالگی به انگلستان رفت و به مدت سه سال مشغول تحصیل زبانهای آلمانی و اسپانیایی شد. در این دوران وی به خاطر وجود افسردگی، ترس و اضطراب در زندگی خود همواره به دنبال یافتن پاسخ سؤالهای زندگی خود نیز بود و از این رو در سن ۲۲ سالگی تصمیم گرفت جستجوی خود را در زمینههای فلسفه، ادبیات و روانشناسی دنبال کند و بنابراین در دانشگاه لندن ثبت نام کرد. پس از فارغالتحصیلی، تحصیلات تکمیلی خود را در سال ۱۹۷۷ در دانشگاه کمبریج آغاز نمود، اما پس از زمان کوتاهی تحصیلات خود را نیمهکاره گذاشت.
اکهارت تله میگوید پس از ترک کمبریج درحالی که ۲۹ ساله بود دگرگونی عمیقی را تجربه میکند. شبی با رنج غیرقابل تحمل افسردگی و با میلی شدید به خودکشی، از خواب بیدار میشود و به یک شهود دگرگونکننده دست مییابد. او این تجربه را اینطور توضیح میدهد: " من نمیتوانستم خودم را تحمل کنم. ناگهان سؤالی به ذهنم آمد که جوابی برایش نداشتم. این من کیست که نمیتواند خودم را تحمل کند؟ ناگهان با یک فضای خالی روبرو شدم. در آن لحظه نمیدانستم که خود ساخته شده توسط ذهنم- با تمام سنگینی، مشکلات و زندگی کردن در گذشته ناخوشایند یا آینده ترسناک - فرو ریخته و ناپدید شده است. فردا صبح که از خواب برخاستم همه چیز در صلح و آرامش بود. چون دیگر از خود خبری نبود. تنها حضور و بودن را تجربه میکردم. تنها مشاهدهگر بودم". این احساس ادامه پیدا کرد و او حسی نیرومند از آرامش را در تمام موقعیتهای زندگی تجربه میکرد. تولی تحصیلات دکترای خود را نیمه کاره رها کرد و به مدت تقریباً دو سال بیشتر وقت خود را در پارک راسل در مرکز لندن، در حالتی از سرخوشی عمیق به تماشای جهان نشست.
همین تجربه سبب شد تا او در ادامه زندگیاش به یک معلم معنوی تبدیل شود. پس از آن ، او به آمریکای شمالی مهاجرت کرد و کتاب نیروی حال را در سال ۱۹۹۷ منتشر کرد. نوشتن این کتاب او را به شهرت جهانی رساند. وی در ادامه کتاب زمینی نو را تالیف کرد که این کتاب نیز با استقبال بینظیری در دنیا روبرو شد.
بخشی از کتاب سرزمین جدید
«فصل ششم: نقض آزادی
برای آنکه از شر هیجانات و رنجهای دیرینهتان خلاص شوید، ابتدا باید به وجود آنها پی ببرید. گام بعدی این است که همواره در زمان حال زندگی کنید، هشیار و آگاه باشید و به رنجهای دیرینهتان که اغلب در قالب هیجانات منفی ظهور مییابند، توجه کنید. وقتی به وجود آنها پی میبرید و بر آنها تسلط مییابید، دیگر نمیتوانند مانع پیشرفت شما شوند و از طریق شما قدرت یابند.
وقتی آگاهانه در زمان حال زندگی میکنید، دیگر بر اساس رنجها و هیجاناتتان هویتسازی نمیکنید. در نتیجه هیجانات و احساسات منفی دیگر نمیتوانند افکارتان را کنترل کنند و از طریق آنها جانی دوباره گیرند. این هیجانات منفی در اغلب موارد یکباره از بین نمیروند، اما وقتی به ارتباط میان آنها و افکارتان پی میبرید، انرژی و نیروی خود را از دست میدهند؛ بنابراین افکارتان دیگر تحتتأثیر هیجاناتتان نخواهند بود و اتفاقات گذشته آزارتان نمیدهد. در نتیجه انرژی حاصل از این هیجانات و افکار منفی تغییر فرکانس میدهد و به انرژی ناشی از آگاهی و درایت تبدیل میشود. در واقع هیجانات و رنجهای دیرینه و لاینحل به طور غیرمستقیم به آگاهی منجر میشوند. به همین دلیل است که خردمندترین و فرهیختهترین افراد تاریخ، زمانی رنجها و دردهای بسیاری کشیدهاند.
صرفنظر از حرفهایی که میزنید و کارهایی که انجام میدهید و وجههای که در برابر دیگران دارید، وضعیت هیجانی و روحی خود را نمیتوانید پنهان کنید. هر انسانی مطابق با حالات درونیاش، از سطحی از انرژی برخوردار است و اغلب انسانها میتوانند این انرژی را احساس کنند و ممکن است ناخودآگاه، انرژی فرد دیگر را نیز احساس کنند. آنان نمیدانند این انرژی چیست، از کجا نشئت میگیرد و چرا سبب میشود در برابر دیگران واکنش نشان دهند. بعضی از افراد در نخستین دیدار خود با دیگران، به وضوح به وجود این انرژی پی میبرند، حتی پیش از آنکه کلامی میان آنان رد و بدل شود. مدتی بعد کلمات بر روابط آنان غلبه میکنند و در واقع این کلمات هستند که نقش و شخصیت اکثر انسانها را میسازند.
وقتی درمییابید که رنجها و هیجانات دیرینه به دنبال رنجها و آزردگیهای بیشتر و در پی وقوع اتفاقات بد هستند تا خود را تقویت کنند، متوجه میشوید که علت اصلی بسیاری از تصادفات و سوانح رانندگی، رانندگانی هستند که رنجها و هیجانات دیرینهشان دایم فعال است. وقتی دو راننده که همواره از هیجانات منفیشان رنج میبرند، در تقاطعی به هم میرسند، حوادث ناگواری میآفرینند. هردوی آنان ناخودآگاه میخواهند حادثهآفرینی کنند. گاهی رانندگانی که بسیار آرام رانندگی میکنند، میتوانند سبب خشم رانندگانی شوند که همواره متأثر از هیجانات منفیشان هستند.
از نظر افرادی که موقتاً مجنون و دیوانه میشوند، انجام اعمال خشونتآمیز عادی تلقی میشود. شاید بارها در دادگاه شنیده باشید که وکیل مدافع میگوید: «از شما بعید است این کار را انجام دهید.» و متهم میگوید: «نمیدانم چه چیزی باعث شد مرتکب این اشتباه شوم.» هیچ وکیل مدافعی به قاضی دادگاه نمیگوید: «موکل من بیتقصیر است. او تحت تأثیر هیجانات منفیاش قرار گرفته و نمیدانسته چه میکند. در واقع او مرتکب هیچ جرمی نشده. مجرم واقعی هیجانات و احساسات منفی دیرینهٔ اوست.»»
حجم
۱۵۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
حجم
۱۵۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۲۱۶ صفحه
نظرات کاربران
برای کسانی که دارن تازه وارد عرصه درک خلقت و جهان و قوانینش میشن اینطور کتابا مثل تیکه های پازل هستن که کلید درک کتب مهم تر و سطح بالاترن