
کتاب تمرین های پایه تئاتر
معرفی کتاب تمرین های پایه تئاتر
کتاب الکترونیکی تمرینهای پایهٔ تئاتر نوشتۀ کارل فوس با ترجمۀ لیلا احمدزاده در انتشارات قطره چاپ شده است. این کتاب شامل تمرینهای پیشنهادی برای همهٔ کسانی است که علاقهمند به شکلدهی یک دورهٔ تئاتر هستند.
درباره کتاب تمرینهای پایه تئاتر
این کتاب نتیجهٔ سالها کار آموزشی و تربیتی کارل فوس در زمینهٔ تئاتر است. هدف اصلی آن ارائهٔ انگیزهها و راهنماییهایی برای پیشبرد علمی «خودآموزی» در نمایش است. نویسنده تلاش کرده است تا ابزارهای نمایشی را در اختیار علاقهمندان قرار دهد، توانایی بیان را تقویت کند و تخیل خلاق و عملگرا را بیدار و پیش ببرد. شرکتکنندگان در این دورهها با باور به خود و دیگران، از طریق کار گروهی با همبازیها و گروه، تجربیات تازهای کسب میکنند و از امکان آزمایش بیشترین بهره را میبرند. کتاب «تمرینهای پایهٔ تئاتر» مجموعهای است از تمرینها و پیشنهادات کاربردی برای کسانی که قصد دارند خود یک دورهٔ تئاتر را طراحی و برگزار کنند. نویسندهٔ این کتاب، کارل فوس، سالها در زمینهٔ آموزش تئاتر فعالیت کرده و در این کتاب تجربیات و دانشهای خود را گردآوری کرده است. فوس در این کتاب بهویژه بر آفرینش و کار گروهی تأکید دارد و هدفش پرورش خلاقیت، بیان هنری و تخیل در افراد است.
کتاب تمرینهای پایه تئاتر را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب برای علاقهمندان به تئاتر، مربیان تئاتر، دانشجویان رشتههای هنرهای نمایشی و افرادی که قصد دارند دورههای تئاتری را شکل دهند، مناسب است.
بخشی از کتاب تمرینهای پایه تئاتر
«ولگرد در جاده ول میگردد. او در چمنزار درخت سیبی را میبیند. او از روی جوی کنار جاده میپرد، از پرچین بالا میرود و سیبی را برای خود میچیند، گاز میزند. میخواهد جیبهایش را پر کند، همان وقت پلیسی را میبیند که در جاده میآید. مانند مترسکی در آنجا میایستد. پلیس از کنارش میخواهد بگذرد، اما به چمنزار میرود، به مترسک نگاه میکند. پلیس به جاده برمیگردد. ولگرد جیبهایش را از سیب پر میکند و دوباره به راه خودش میرود.
دزد ـ نگهبان موزه
دزد پاورچین پاورچین وارد تالار موزه میشود. نگهبان میآید. دزد خودش را مثل یک مجسمهای که موقتا در جایی گذاشته شده باشد، به دیوار تکیه میدهد. نگهبان تالار را ترک میکند. دزد یواشکی از پلهها به طبقهٔ بالا میرود. آن پایین در دوباره باز میشود. نگهبان از پلهها بالا میآید. دزد پای پیکرهٔ خالیمانده را میبیند، خودش را مانند پیکرهای بر روی آن درمیآورد. نگهبان به اطراف مینگرد، پیکرهٔ جدید را میبیند، درست متوجه نمیشود، در این بین رویش را برمیگرداند و میاندیشد، چطور تابهحال این پیکره را ندیده است. دزد خیلی آهسته از ستون پایین آمده و از راهپله فرار میکند ـ نگهبان که حالا انگار تصمیمی گرفته، رو برمیگرداند، پای پیکره را خالی میبیند، از حال میرود.
دزد در ویترین
دزدی در خیابانی با دو ردیف مغازه در دو طرف ول میگردد. شب است.
او همه سو را میپاید تا ببیند کس دیگری هم میآید یا نه. آنوقت جلوی در مغازهای میایستد، دسته کلیدی را بیرون میآورد، زیر و رو میکند و تلاش میکند در را باز کند. موفق میشود. او در مغازه ناپدید شده و در ویترین پیدا میشود ــ با احتیاط، تا چیزی نیفتد.
همین که او اولین قطعهٔ جواهر را میخواهد کش برود، پاسبان میآید.
دزد همچون عروسک ویترینی برجایش خشک میشود. پاسبان همهٔ درهای مغازهها را بازرسی میکند. او به دری هم که دزد باز کرده، میرسد. در باز است. پاسبان بالاتنهاش را توی مغازه میکند. هیچ حرکتی نیست. او در را میبندد و با کلید خودش قفل میکند. پاسبان به راه خود ادامه میدهد. دزد جیبهایش را از جواهرات ویترین پر میکند و سپس قفل در مغازه را باز کرده، بیرون آمده، دوباره آن را قفل میکند و از راهی که آمده میرود.»
حجم
۹۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۰۶ صفحه
حجم
۹۴٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۰۶ صفحه