معرفی و دانلود کتاب ببر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب ببرsubscriptionAvailable

کتاب ببر

داستان کوتاهی از خالق پرونده هری کبر

نوع کتاب
۳.۷(از ۱۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ژوئل دیکر، آریا نوری
انتشارات: 
انتشارات شبنا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ببر

کتاب ببر نوشتهٔ ژوئل دیکر و ترجمهٔ آریا نوری است و انتشارات شبنا آن را منتشر کرده است. این کتاب داستان کوتاهی از خالق پرونده هری کبر است.

درباره کتاب ببر

خبر به‌سرعت هرچه‌تمام‌تر در سن‌پترزبورگ پخش شده بود. در آن روز سرد ماه اوت سال ۱۹۰۳، فقط درمورد این خبر صحبت می‌کردند، چه در عمارت‌های بزرگ اشرافی و چه در خانه‌های فقرا. همه در این مورد صحبت می‌کردند و از ترس می‌لرزیدند. صورت عابرانی که از پارک عبور می‌کردند حین صحبت دربارهٔ این موضوع در هم می‌رفت. کودکان صحنه‌هایی را که بزرگسالان تعریف می‌کردند بازی می‌کردند. آنها با غافلگیرکردن عابران پیاده سرگرم می‌شدند.

می‌گفتند حتی تزار هم نگران اتفاقی بود که در آن‌سوی کشور رخ داده. در سیبریِ بزرگ که زمستان‌های یخ‌بندان و تابستان‌های سوزانی داشت، اهالی یک روستا را به‌طور کامل قتل‌عام کرده بودند. دو راهب که حین گردش در کشور تصمیم گرفته بودند در تیبیه توقف کنند، این خبر را رسانده بودند. تیبیه روستایی مختص موجیک‌ها بود. این روستا در میانهٔ کوهستان قرار داشت و کشاورزی در آن بسیار سخت بود. همهٔ اهالی آن به‌شدت فقیر بودند و در خانه‌های چوبی یا سنگی زندگی می‌کردند. همهٔ خانه‌ها پیرامون یک میدان مرکزی کثیف ساخته شده بود. این خانه‌ها با دیوارهایی نه‌چندان مقاوم از هم جدا می‌شدند. در حیاط خانه‌ها هم گاوها و اسب‌های کاری بسیار خسته و رنجور را می‌گذاشتند.

دو راهب، سوار بر قاطر، در یکی از روزهای گرم اواخر ماه ژوئیه به تیبیه رسیده بودند. آنها چیزی با خود نداشتند. به همین علت روی سخاوت اهالی دهکده حساب کرده بودند، اهالی فقیر و درعین‌حال سخاوتمند. به آنجا که رسیدند هیچ‌کس را در میدان اصلی شهر ندیدند و حسابی متعجب شدند. هیچ‌کس در حال کار روی زمین نبود. هیچ‌کس در حال به چراگاه بردن یک گله حیوان نبود. چراگاه‌هایی با چمن‌هایی نرم‌تر از ساقه‌های زرد نزدیک روستا.

آرامش غیرطبیعی روستا در ابتدا توجهشان را جلب کرده بود. فکر کرده بودند گرما اهالی روستا را در خانه‌هایشان و حیوانات را در اصطبل‌ها حبس کرده بود. ولی کمی بعد، در میان خانه‌ها، اسبی با گلوی بریده را پیدا کردند. سپس دومین اسب را هم پیدا کردند. کمی دورتر یک گله گوسفند در خون خودشان غرق بودند.

در این روستا چه روی داده بود؟!

خواندن کتاب ببر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های کوتاه پیشنهاد می‌کنیم.

درباره ژوئل دیکر

ژوئل دیکر متولد ۱۶ ژوئن ۱۹۸۵ یک نویسنده، و رمان‌نویس اهل سوئیس است. او برنده جوایزی همچون جایزه بزرگ رمان فرهنگستان فرانسه شده‌است. دیکر تا نوزده‌سالگی در سوئیس درس خواند و بعد از آن برای دوره‌ای یک‌ساله به فرانسه رفت. ژوئل دیکر بعد از برگشتن از فرانسه، در دانشگاه ژنو حقوق خواند و سال ۲۰۱۰ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. او جوایز بسیاری گرفته است و در میان نویسندگان به دلیل جزئی‌نگری و هوش بالا بسیار مشهور است.

بخشی از کتاب ببر

«راهب‌ها روی این مسئله توافق داشتند که حمله به‌تازگی صورت گرفته بود: اجساد قربانی‌ها هنوز هم گرم بود. مخصوصاً اینکه با وجود گرمای شدید هوا، هیچ اثری از فساد در اجساد به چشم نمی‌خورد. چه کسی توانسته بود مرتکب چنین قتل‌عامی شود؟ در ابتدا به فکر یک گروه خلاف‌کار و خون‌ریز افتادند. آنها برای دزدی به این دهکده آمده بودند؛ ولی در دهکده پولی برای دزدیدن نبود. دو راهب گمان کردند که ممکن بود دزدها هنوز هم در آن نزدیکی باشند و به‌شدت ترسیدند: چنین قاتلانی هیچ‌گونه شرافت و اعتقادی نداشتند و تردیدی در کشتن آنها نمی‌کردند. اهمیتی هم به راهب بودن آنها نمی‌دادند. به‌سرعت به‌سمت قاطرهایشان دویدند، نشستند و با لگدزدن به قاطرها حرکت کردند. اما زمانی که داشتند از کنار یک خانه عبور می‌کردند، قاطرها با ترس و وحشت ایستادند. راهب‌ها مسئول آن جنایت را در برابر دیدگانشان دیدند: یک ببر عظیم‌الجثه که پوزه‌اش هنوز هم غرق خون بود، در برابرشان ایستاده بود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ببر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ببر
عنوان دیگر:داستان کوتاهی از خالق پرونده هری کبر
عنوان انگلیسی:Le Tigre
موضوع:داستان خارجی
نویسنده:ژوئل دیکر
مترجم:آریا نوری
انتشارات:انتشارات شبنا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۷/۰۹
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۹.۳۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۹۰۱۰۸۲۲
تعداد صفحه‌ها:۲۶ صفحه
قیمت کتاب:۲۹۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

میلاد
۱۴۰۴/۱۱/۰۳

دنبال داستان جنایی نباشید. اگر نویسندگی دیکر رو دوست دارید کتاب رو بخونید وگرنه چیز خیلی خاصی نداره.

۰
کاربر 4959502
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۲۵

کوتاه و آموزنده بود. دوست داشتم. کلا این ژوئل دیکر خیلی ذوق نویسندگی داره.

۰
علی حسین‌زاده
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۲۴

تا دیدم مال نویسنده‌ی پرونده‌ی هری کبره خریدمش. داستان کوتاه بود. خیلی باحال بود. دوستش داشتم.

۰
Mahtab
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۵

داستان از اونجایی شروع میشه که ببری به روستا حمله می‌کنه و حالا می‌خوان شکارش کنن. داستانی کوتاه از ژوئل دیکر، نویسنده آثار جنایی، که روایت قشنگی داره و نشون میده طمع و خودخواهی چه اثری روی خود فرد و سایر...بیشتر

۰
مهریماه
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

نسبت به کتاب های دیگه از این نویسنده، متفاوت بود

۰
A
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۳۰

داستان بصورت کلی درباره شکار یه ببر بسیار درنده و وحشیه. در عین حال که داستان پیچیدگی خاصی نداره اما حداقل برای من اینطور بود که دلم می‌خواست تا آخرشو بخونم😂 البته جملات قشنگی هم داخل این کتاب هست. در...بیشتر

۰
paariiaa
۱۴۰۴/۱۰/۲۹

😕😕😕چرا خوندمش؟بسیار مسخره بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

A
۴
گفت: «چطور می‌تونین مطمئن باشین ببری که به این مرد بیچاره حمله کرده همون ببریه که همه دنبالش هستن؟» «صددرصد خودشه.» «چطور؟» «این حیوون ترس رو حس می‌کنه. فقط هم به کسایی حمله می‌کنه که ازش می‌ترسن چون خوب می‌دونه که ترس آدم رو فلج می‌کنه. بوی گوشت یا خون نیست که این حیوون رو جذب می‌کنه. ترسه.» «من اصلاً ازش نمی‌ترسم.» «پس این ببر رو پیدا کن و بکشش. اون‌هم قبل از اینکه این مردهایی رو که دارن دنبالش می‌رن بکُشه. از همین الان هم می‌تونم حس کنم که پاهاشون از ترس داره می‌لرزه و قلب‌هاشون هم تند می‌زنه.»
میم
۱
او به مشاورانش دستور داد: «بهترین شکارچی‌های کشور رو بفرستید سیبری.» مشاورانش هم پاسخ دادند: «ولی قربان، شکارچی‌ها می‌ترسن اونجا برن.» «پس بهشون پول بدین.» «باز هم می‌ترسن.» «بهشون بیشتر پول بدین.» مشاوران تزار که خیلی می‌ترسیدند او را خشمگین کنند پاسخ می‌دادند: «ولی حتی بیشتر پول دادن هم فایده‌ای نداره.» ولی تزار به‌جای عصبانی شدن لبخندی زد و گفت: «هر انسانی یه قیمتی داره.»