«طاهره» نوشته سیمین جعفر جلالی (-۱۳۳۵)، نویسنده معاصر ایرانی است.
در بخشی از این رمان میخوانیم:
نگاهی به شکم برآمدهی مامان کردم و دلم برایش سوخت. همینطور که از جا بلند میشدم با خودم گفتم: خوب، مگه مجبوره هر روز یکی پس بندازه؟ جارو را از دستش گرفتم و گفتم: «بده به من. شما که با این وضعت…»
با شنیدن صدای زنگ تلفن دنبالهی حرفم و جارو را واگذاشتم و به سوی تلفن رفتم. محتاطانه دستمال گلدوزی شده را از روی آن برداشتم و گوشی را به دست گرفتم. فرخنده بود. میخواست از اوضاع و احوال مامان باخبر شود. گفتم: «بفرما، همه نگرانند، اونوقت شما...»
مامان درحالیکه یک دستش را به علامت خستگی روی کمرش میگذاشت، با دست دیگرش گوشی را از من گرفت. نگاهی به دستمال انداختم و بعد مشغول جارو کردن اتاق شدم. وقتی تمام گوشه و کنار اتاق را جارو کشیدم، تلفن مامان هم تمام شده بود. نگاهم به دستگاه تلفن افتاد. مامان دستمال را تمیز و مرتب روی آن انداخته بود. با خودم گفتم: مثل یکی از اعضای خونوادهمونه. همه دوستش داریم. آخه تازه به جمع ما اضافه شده. و بعد دوباره نگاهم به سمت مامان و شکمش چرخید. یکی دیگر داشت از راه میرسید. روزها که به قصد رفتن به دبیرستان از خانه خارج میشدم، نگران وضع مامان بودم. اگر در تنهایی دردهایش شروع میشد، چه کسی او را برای وضع حمل به بیمارستان میرساند؟ و باز از سر حرص دندانهایم را روی هم فشردم و زیر لب گفتم: «نمیدونم کی میخواد تمومش کنه.» وقتی این موضوع را به مامان میگفتم، خونسرد جواب میداد: «شاید این دیگه آخری باشه.» اما نهتنها من، بلکه خودش هم از این موضوع مطمئن نبود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب طاهره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خیلی بیخود بود به زور نصفشو خوندم خیلی سطح پایین بود بدرد مجله میخورد
جالب بود روان و واقعی به دل میشینه تشکر
خیلی طولانی و کشدار و خسته کننده . اگه به یک سوم هم تقلیل پیدا کنه بازم زیاد هست. از بس که هی راوی وقایع رو تکرار میکنه
بد نبود دلی خیلی جالب هم نبود .به نظرم اغراق بود