
کتاب مدیریت خلاقیت
معرفی کتاب مدیریت خلاقیت
کتاب مدیریت خلاقیت نوشتهی مایکل سیرت و جین لامیمان با ترجمهی محمدتقی فرامرزی اثری است که به نقش خلاقیت در سازمانها و کسبوکارها میپردازد و نشان میدهد چرا دیگر نمیتوان به بهرهوری و کاهش هزینهها بهتنهایی تکیه کرد. نویسندگان با مثالها و پژوهشهای متعدد از شرکتهای بینالمللی، خطوط هوایی، صنایع فناوری، سرگرمی و حتی ارتش، توضیح دادهاند که خلاقیت چگونه از یک «امتیاز جالب» به یک ضرورت حیاتی برای بقا و رشد تبدیل شده است. نشر آوند دانش آن را منتشر کرده است و ساختار کتاب از فصلهای تحلیلی، نمونههای موردی، نکات کلیدی برای یادگیری و در پایان، مجموعهای از پرسشهای پرتکرار و «ده راه برای تقویت خلاقیت» تشکیل شده است. در این کتاب خلاقیت هم بهعنوان توانایی فردی و هم بهعنوان ظرفیت جمعی سازمان بررسی شده و موضوعاتی مانند کار گروهی، رهبری، نقش فناوریهای الکترونیکی، جهانیشدن، دورههای رکود اقتصادی و تفاوت میان خلاقیت و نوآوری در قالب فصلهای جداگانه دنبال شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مدیریت خلاقیت
کتاب مدیریت خلاقیت با تمرکز بر تجربهها و پژوهشهای مایکل سیرت و جین لامیمان، خلاقیت را در متن واقعی سازمانها و اقتصاد معاصر دنبال کرده است. نویسندگان از همان فصل نخست نشان دادهاند که اتکا به مدیریت بهرهوری، کاهش ضایعات و «لاغر کردن» سازمان فقط شرط بقا در کوتاهمدت است و سازمان را به بازیگر درجهاول بازار تبدیل نمیکند. در فصلهای آغازین، خلاقیت از زاویهی رابطهی فرد و سازمان، نقش «حس امکان» در میان کارکنان، تأثیر بحرانهای اقتصادی و رویدادهایی مانند رکودها و نااطمینانیهای جهانی بررسی شده است. فصل دوم با عنوان «خلاقیت چیست؟» خلاقیت را از قالب تصویر رایج «نابغهی هنری تنها» بیرون میآورد و آن را بهعنوان کاری گروهی در مدیریت بازرگانی توضیح میدهد؛ جایی که نقشهایی مثل «جرقهزن»، «متولی»، «شکلدهنده»، «مشاور» و «کارشناس» در کنار هم یک پروژهی خلاق را به نتیجه میرسانند. در همین فصل، نمونهی ساخت فیلم بیگانه و طراحی ساختمان مرکزی خطوط هوایی بریتانیا بهعنوان دو پروژهی خلاق گروهی تحلیل شده است. کتاب مدیریت خلاقیت در فصل سوم به «تکامل خلاقیت به عنوان یک مفهوم اقتصادی» میپردازد و نشان میدهد چگونه نگاه سنتیِ نخبهگرایانه به خلاقیت (گروهی کوچک از افراد استثنایی) بهتدریج جای خود را به مفهوم «تواناییهای دستجمعی» سازمان داده است. در فصل چهارم «ابعاد الکترونیکی خلاقیت» مطرح شده و نویسندگان با مثالهایی از داتکامها، تجارت الکترونیکی و شرکتهایی مانند بازیهای ۶۱۱۱ نشان دادهاند که فناوری دیجیتال فقط زمانی خلاقیت میآفریند که «قیمت پیشنهادی» به مشتری را دگرگون کند نه اینکه صرفا کانال تحویل را عوض کند. فصل پنجم به ابعاد جهانی خلاقیت، تجربهی آسیا و اروپای مرکزی، موانع فرهنگی و مدیریتی پس از نظامهای متمرکز و نمونههایی از شرکتهایی مانند تونگسرام، شیسیدو و سیمان سیام اختصاص یافته است. در فصلهای بعدی، موضوعاتی مانند کار گروهی، نقش رهبر گروه، خلاقیت در دورهی رکود، پژوهشهای موردی از شرکتهای بینالمللی، معرفی متفکران کلیدی، منابع پیشنهادی و در نهایت «ده راه برای تقویت خلاقیت» و مجموعهای از پرسشهای پرتکرار دربارهی خلاقیت و نوآوری دنبال شده است.
خلاصه کتاب مدیریت خلاقیت
کتاب مدیریت خلاقیت از ابتدا بر این نکته تأکید کرده است که تمرکز صرف بر کارآیی، کاهش هزینهها و استانداردسازی، اگرچه برای زندهماندن سازمان ضروری است اما آن را متمایز نمیکند و حتی میتواند در بلندمدت آیندهی شرکت را تهدید کند؛ بهویژه اگر فرهنگ «دوری از خطا» نیروی کار مطیع و بیانگیزه بسازد. نویسندگان با ارجاع به دیدگاههایی مانند مایکل پورتر و ریچارد پاسکال نشان دادهاند که در دورههای رکود و نااطمینانی، نیاز به ذهنهای خلاق بیشتر میشود، هرچند سازمانها در عمل به سمت انجماد و کاهش ریسک میروند. در بخشهای میانی کتاب مدیریت خلاقیت، خلاقیت بهعنوان فرایندی جمعی در سازمان تشریح شده است. نویسندگان توضیح دادهاند که معمولا یک یا دو نفر «جرقه»ی اولیهی یک ایده را میزنند اما تحقق آن ایده به شبکهای از نقشها وابسته است: متولیانی که از ایده در سطوح بالای سازمان دفاع میکنند، شکلدهندگانی که ایده را غنی و عملی میکنند، مشاورانی که نگاه بیرونی و واقعبینانه میآورند و کارشناسانی که دانش تخصصی خود را وارد پروژه میکنند. این الگو در مثالهایی مانند ساخت فیلم بیگانه، طراحی ساختمان مرکزی خطوط هوایی بریتانیا و پروژههای سازمانی دیگر نشان داده شده است. کتاب سپس به تحول نگاه به خلاقیت میپردازد: از رویکردی که خلاقیت را ویژگی ذاتی عدهای معدود میدانست و بر شکار و نگهداشت «افراد خلاق» متمرکز بود، به رویکردی که خلاقیت را توانایی جمعی سازمان و نتیجهی محیط کار، فرهنگ، ساختار تصمیمگیری و شیوهی رهبری میبیند. مفاهیمی مانند «شایستگیهای مشترک» سازمان، نقش اعتماد مدیران به خود و شرکت، و پیوند خلاقیت با راهبرد بلندمدت در این بخش برجسته شده است. در فصلهای بعدی، کتاب مدیریت خلاقیت به تأثیر فناوریهای الکترونیکی و اینترنت بر خلاقیت میپردازد. نویسندگان میان استفادهی صرف از اینترنت بهعنوان کانال جدید و استفادهی خلاقانه از آن برای بازتعریف رابطه با مشتری و طراحی محصول تفاوت گذاشتهاند. نمونهی شرکت بازیهای ۶۱۱۱ نشان میدهد چگونه میتوان با استفاده از وبسایت، مشتریان را از مرحلهی ایده تا طراحی و پیشفروش درگیر کرد و ریسک تولید را کاهش داد. در بخش جهانی، کتاب به تجربهی آسیا، اروپای مرکزی و شرکتهایی مانند تونگسرام، شیسیدو و سیمان سیام میپردازد و نشان میدهد چگونه گذار از مدیریت سلسلهمراتبی و پدرسالارانه به ساختارهای مشارکتیتر، زمینهی بروز خلاقیت را فراهم میکند. در فصلهای پایانی، نویسندگان ده راه برای تقویت خلاقیت در سازمانها را فهرست کردهاند؛ از تلقی خلاقیت بهعنوان نیرویی جمعی و فرایندی جمعی، آزاد نگهداشتن فرایندها و تفکر سازمان، همراهکردن گفتار و کردار، استفادهی هوشمندانه از مشاوران بیرونی، دیدن خریداران و کارکنان بهعنوان دو روی یک سکه، تا حفظ حافظهی شرکتی و طرح پرسشهایی دربارهی تفاوت خلاقیت و نوآوری، مالکیت ایده، نقش پول، اینترنت و آموزش در خلاقیت فردی و سازمانی.
چرا باید کتاب مدیریت خلاقیت را بخوانیم؟
کتاب مدیریت خلاقیت برای کسانی که به نقش خلاقیت در سازمانها فراتر از شعار علاقهمند هستند، تصویری چندبعدی از این مفهوم ارائه کرده است. نویسندگان خلاقیت را از سطح توصیههای کلی خارج کرده و آن را در بستر واقعی شرکتها، رکودهای اقتصادی، جهانیشدن، فناوری دیجیتال و فرهنگهای مختلف بررسی کردهاند. خواننده در این کتاب میبیند که خلاقیت فقط به داشتن چند فرد «نابغه» محدود نیست و به طراحی فرایندها، نوع رهبری، ساختار تصمیمگیری، شیوهی کار گروهی و حتی زبان روزمرهی سازمان گره خورده است. این کتاب همزمان دو سطح را پوشش داده است: از یکسو به پرسشهای راهبردی مانند اینکه خلاقیت چه نسبتی با مزیت رقابتی، شایستگیهای مشترک و اقتصاد الکترونیکی دارد و از سوی دیگر به سطح عملی نزدیک شده و نقشهایی مانند متولی، شکلدهنده، مشاور و کارشناس را در پروژههای خلاق توضیح داده است. مثالهای متنوع از صنایع مختلف، از فیلم و سرگرمی تا هواپیمایی، داروسازی، سیمان، لوازم آرایشی و بازیهای صفحهای، کمک کرده است که خلاقیت بهعنوان پدیدهای قابل مشاهده و قابل تحلیل در موقعیتهای گوناگون دیده شود. در پایان کتاب، «ده راه برای تقویت خلاقیت» و مجموعهی پرسشهای پرتکرار، امکان جمعبندی و بازاندیشی دربارهی وضعیت هر سازمان را فراهم کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب مدیریت خلاقیت به مدیران، سرپرستان و رهبران تیمها در سازمانهای کوچک و بزرگ پیشنهاد میشود که بهدنبال درک عمیقتری از خلاقیت در سطح فردی و سازمانی هستند. همچنین به دانشجویان و علاقهمندان حوزههای مدیریت، کارآفرینی، تحول سازمانی و نوآوری پیشنهاد میشود که میخواهند خلاقیت را در پیوند با فناوری، جهانیشدن و فرهنگ سازمانی مطالعه کنند. این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که با مسائلی مانند رکود، کاهش انگیزهی کارکنان، نیاز به نوآوری در محصولات و خدمات یا بازطراحی فرایندها روبهرو هستند و میخواهند تصویر روشنتری از نقش خلاقیت در این چالشها به دست آورند.
حجم
۸٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه
حجم
۸٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه