
کتاب درس های زندگی برگسون
معرفی کتاب درس های زندگی برگسون
کتاب درسهای زندگی برگسون نوشتهی مایکل فولی با ترجمهی صالح نجفی اثری است از مجموعهی مدرسهی زندگی که نشر هنوز آن را منتشر کرده است. نویسنده در این کتاب از مسیر زندگی شخصی خود، دوباره به اندیشههای آنری برگسون برمیگردد؛ فیلسوفی که زمانی کنار گذاشته شده و بعدها بهعنوان یکی از سرچشمههای اصلی فلسفهی فرایند و نگاه فرایندمدار به جهان دوباره کشف شده است. متن کتاب از همان ابتدا با روایتی خودزندگینامهای آغاز میشود: نویسنده از علاقهی جوانیاش به طنز انتقادی، آشنایی اولیه با کتاب خندهی برگسون، دلزدگیاش از مفاهیم مبهمی مثل الان ویتال و فاصلهگرفتنش از عرفان میگوید و بعد نشان میدهد چگونه در میانسالی، از راه علم، بودیسم، فلسفهی ذهن و فیزیک ذرات بنیادی دوباره به همان فیلسوف بازمیگردد. در ادامه، کتاب زندگی و زمانهی برگسون را روایت میکند، از کودکی و خانوادهی یهودیاش تا تدریس، شهرت جهانی، دوستی با ویلیام جیمز، مأموریت سیاسی در آمریکا، دریافت نوبل و سرانجام سالهای بیماری و ایستادگیاش در برابر قوانین ضدیهودی. در کنار این روایت، نویسنده ایدههای محوری برگسون را دربارهی فرایند، زمان، شهود، خنده، هنر، حافظه و توجه به زبان امروزی و در پیوند با تجربههای روزمره توضیح داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب درس های زندگی برگسون
کتاب درسهای زندگی برگسون اثری است که در آن مایکل فولی با تکیهبر زندگی و آثار آنری برگسون، فلسفهی فرایند را به تجربهی زیستهی انسان معاصر نزدیک کرده است. متن با مقدمهای بلند آغاز میشود که در آن نویسنده مسیر فکری خودش را از طنز انتقادی و بدگمانی به عرفان تا کشف دوبارهی ایدهی «همهچیز فرایند است» روایت کرده است. این کشف، برای او حلقهی اتصال فلسفهی ذهن، فیزیک ذرات بنیادی، بودیسم و در نهایت فلسفهی برگسون میشود. سپس زندگی برگسون بهتفصیل مرور شده است: کودکی در خانوادهای یهودی، استقلال زودهنگام، میل به زندگی بورژوایی آرام، تدریس در دبیرستان و دانشگاه، کشف مفهوم فرایند در پیادهروی، نگارش آثار مهمی چون تطوّر خلاق، ماده و حافظه، فکر و تحول و خنده، دوستی و همفکری با ویلیام جیمز، شهرت جهانی، مأموریت دیپلماتیک در آمریکا، نقش در شکلگیری جامعهی ملل، دریافت نوبل ادبیات، و سپس افول شهرت در برابر نسل جدید فیلسوفان فرانسوی، بیماری و مواجههی او با جنگ و اشغال فرانسه. در این میان، نویسنده نشان میدهد چگونه برگسون تا آخرین لحظه بر آزادی عمل، پذیرش تغییر و وفاداری به انتخاب اخلاقی پای فشرده است. کتاب درسهای زندگی برگسون در ادامه از زندگینامه فاصله میگیرد و بهسوی استخراج «درسها» حرکت میکند؛ درسهایی که از دل مفاهیم اصلی فلسفهی برگسون بیرون کشیده شدهاند. فصلها حول محورهایی مانند «تاب خوردن با فرایند»، «گوش سپردن به نغمهی زمان حقیقی»، «اعتنا کردن به نجواهای شهود»، «خندیدن وسط نشستهای رسمی»، «دانستن آنچه میدانیم اما نمیبینیم که میدانیم» و «تقویت نیروی ادراک و حافظه و توجه» سامان یافتهاند. در هر فصل، نویسنده ابتدا ایدهی فلسفی را با نقلقولهایی مفصل از آثار برگسون و گاهی ویلیام جیمز توضیح داده است، سپس آن را به تجربههای روزمرهای مثل افسردگی، احساس یکنواختی زندگی، وسواس مدیریت زمان، بحرانهای تصمیمگیری، فرسودگی در روابط، جمود فکری، عادت، عرف، خستگی ادراکی و سطحیدیدن دیگران پیوند میزند. در خلال این بحثها، ردّ برگسون در هنر و ادبیات مدرن نیز دنبال میشود: از تأثیر او بر شاعران و نویسندگانی چون پروست، الیوت، والاس استیونس و دیگران تا نسبت اندیشهی او با مدرنیسم، نقاشی و موسیقی. ساختار کتاب ترکیبی است از روایت، تحلیل فلسفی، مثالهای شخصی و نقلقولهای طولانی از متون کلاسیک برگسون که به خواننده امکان میدهد هم با زندگی فیلسوف آشنا شود هم با زبان و فضای فکری آثارش.
خلاصه کتاب درس های زندگی برگسون
در درسهای زندگی برگسون مایکل فولی از دل زندگی و آثار برگسون چند محور اصلی بیرون کشیده است. نخستین محور، ایدهی «همهچیز فرایند است» است. نویسنده نشان میدهد چگونه نگاه فرایندمدار، توهم یکنواختی و ایستایی را که در افسردگی و احساس «هیچچیز اتفاق نمیافتد» تجربه میشود، میشکند. برگسون با نقد «منطق جامدات» توضیح داده است که نه ماده جوهر ثابت دارد، نه «خود» هستهای تغییرناپذیر است؛ آنچه هست شبکهای از فرایندهاست، از قلب ماده تا آگاهی انسان. این نگاه، هم به روابط شخصی (ازدواج، قدرت، نقشهای اجتماعی) و هم به تاریخ و سیاست تعمیم داده شده است: هیچ وضعیت نهایی و تغییرناپذیری در کار نیست و هر جا جمود و ادعای نهایی بودن دیده میشود باید انتظار گسست و دگرگونی داشت. محور دوم کتاب، تمایز میان «زمان ساعتها» و «زمان حقیقی» یا دیمومت است. فولی با تکیهبر برگسون نشان میدهد چگونه فرهنگ معاصر با تبدیل زمان به فضا، عدد و نمودار، آن را به چیزی قابل مدیریت و اندازهگیری فروکاسته است؛ از وسواس مدیریت زمان تا جنبش «خودِ کمّیشده». در برابر این گرایش، برگسون بر تجربهی درونی زمان تأکید کرده است؛ زمانی که شبیه ملودی است، تقسیمناپذیر و پیوسته، و در آن گذشته و حال در هم تنیدهاند. کتاب پیشنهاد میکند بهجای جنگیدن با زمان، باید در فرایند آن غرق شد؛ چه از راه توجه به موسیقی و ملودی، چه از راه مراقبه و تمرینهایی که به «زمزمهی بیوقفهی اعماق حیات» گوش میسپارند. محور سوم، نقد برتری قوهی عقل و دفاع از شهود است. برگسون استدلال میکند که تصمیمهای سرنوشتساز و باورهای بنیادی انسان معمولاً محصول تجزیهوتحلیل خطی نیستند؛ عقل اغلب بعداً میآید تا برای انتخابهایی که قبلاً انجام شدهاند دلیلتراشی کند. او شهود را نوعی «همدلی و یکدلی» میداند که ما را به درون چیزها میبرد و با آنچه یکتا و بیانناپذیر است هماهنگ میکند؛ چیزی شبیه غریزهی تربیتشده بهوسیلهی تعقل. در این چارچوب، بحث جبر و اختیار نیز بازخوانی میشود: در دیمومت حقیقی، گذشته پیوسته چیزی نو میآفریند و ضرورت علّی به معنای کلاسیکش فرو میریزد. محور چهارم، خطر «سنگ شدن» زیر فشار عادت و عرف است. کتاب با نقلقولهایی از برگسون و جیمز، جمود فکری و عاطفی را توصیف میکند؛ حالتی که در آن فرد به تکرارهای بیانعطاف، امساک، خشم نسبت به هر تغییر و ناتوانی در بخشیدن و پذیرفتن دگرگونی فرو میغلتد. در اینجا نقش خنده و کمدی برجسته میشود: برگسون خنده را «ژست اجتماعی» مینامد که رفتارهای مکانیکی و خشک را نرم میکند و فرد را دوباره با «کل» سازگار میسازد. نویسنده در ادامه به نابینایی ادراکی میپردازد: اینکه چگونه در زندگی روزمره فقط برچسبها و سنخها را میبینیم و فردیت اشخاص و چیزها را از دست میدهیم. هنر، بهویژه موسیقی، رقص، شعر و رمان، در نگاه برگسون ابزاری است برای دیدن آنچه همیشه میدیدهایم اما نمیدانستیم که میبینیم، و برای تجربهی غنای دیمومت و آگاهی. در پایان، کتاب با بحثی دربارهی پیوند ادراک، حافظه و توجه، و اینکه چگونه میتوان بدون تغییر مکان و نقش، کیفیت تجربه را عمیقتر کرد، حلقهی ایدههای برگسون را به زندگی روزمرهی معاصر وصل میکند.
چرا باید کتاب درس های زندگی برگسون را بخوانیم؟
درسهای زندگی برگسون بهجای ارائهی شرحی صرفاً نظری از فلسفه، نشان میدهد ایدههای برگسون چگونه میتوانند بر تجربهی روزمره اثر بگذارند. این کتاب از دل مفاهیمی مثل فرایند، دیمومت، شهود، خنده، هنر و حافظه، به مسائلی چون احساس یکنواختی زندگی، ترس از تغییر، وسواس مدیریت زمان، بحران تصمیمگیری، فرسودگی در روابط، جمود فکری و سطحیدیدن دیگران نزدیک شده است. خواننده در خلال روایت زندگی برگسون و نقلقولهای گسترده از آثار او، با شیوهای دیگر برای نگاه کردن به زمان، خود، رابطه، تاریخ و حتی پیادهروی و رقص روبهرو میشود. پیوند مداوم متن با تجربههای شخصی نویسنده و مثالهای عینی، فهم مفاهیم دشوار فلسفی را آسانتر کرده است و نشان داده است که چگونه میتوان بدون تغییر رادیکال در شرایط بیرونی، کیفیت تجربهی زیسته را دگرگون کرد. این کتاب همچنین تصویری زنده از نسبت فلسفه با هنر، ادبیات، علوم اعصاب، فیزیک و بودیسم ارائه کرده است و به خواننده امکان میدهد در مرز میان این حوزهها حرکت کند و از هرکدام چیزی برای غنیتر کردن زندگی ذهنی و عاطفی خود بگیرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به فلسفهی معاصر، بهویژه اندیشهی برگسون و ویلیام جیمز علاقه دارند؛ به کسانی که با احساس یکنواختی، افسردگی خفیف یا وسواس مدیریت زمان درگیرند و میخواهند نسبت خود را با تغییر و فرایند بازنگری کنند؛ به خوانندگان ادبیات و هنر که کنجکاوند ردّ ایدههای فلسفی را در رمان، شعر، نقاشی و موسیقی دنبال کنند؛ و به دانشجویان و پژوهشگران رشتههایی مثل فلسفهی ذهن، علوم اعصاب، روانشناسی و مطالعات دینی که میخواهند نمونهای از پیوند میان نظریه و تجربهی زیسته را ببینند.
بخشی از کتاب درس های زندگی برگسون
«کشف مفهوم فرایند که چون مکاشفهای زندگی برگسون را زیروزبر کرد در ۱۸۸۴ روی داد، هنگامیکه مشغول لذتبخشترین همهٔ فرایندها بود ــ پیادهروی. کل فلسفهای که از افلاطون آغاز میشود... بسط و توسعهٔ این اصل است که در لایتغیر حقیقت بیشتری هست تا در متحرّک، و گذر از باثبات به بیثبات حاصلی جز کاستی ندارد. اما حقیقت خلاف این است. ( فکر و تحول [یا بنا به ترجمهٔ انگلیسی: ذهن خلاق: مقدمهای بر متافیزیک ]، ۱۹۳۴) به عبارت دیگر، مفهومِ بس نافذِ صورتهای لایتغیرِ مثالی که بنا به تفکر افلاطون در جایی ورای جهان ناکامل ما هستی دارند تصوری است خیالپرور بیانکنندهٔ عطشِ کمال و تغییرناپذیری در وجود انسان. جهانی جز این جهان ناکامل در کار نیست و هر چه در آن هست پیوسته تغییر میکند. ... ولی این اندیشهها چه ربطی به جهان ازدواج و وام مسکن و میزِ کار دارند؟ اندیشههای محض چه گرهی باز میتوانند کرد از کار کسانی که میترسند تجربهشان به طرز رقتانگیزی محدود و چهبسا معدوم باشد؟ برگسون قبول داشت که تجربهٔ اصلی تعیینکننده است ــ این جانمایهٔ اصلیِ اندیشهٔ اوست ــ ولی حرفش این بود که چندان مهم نیست چه چیز را تجربه میکنیم، مهم چگونگیِ تجربه است ــ مهم نیست چه اندازه سفر بروید، ماجراجویی کنید و ماجراهای عشقی داشته باشید، مهم این است که واقعیت هر روزهتان را با شور و حرارت بیشتر تجربه کنید. تجربه را میتوان نهتنها وسعت که عمق بخشید ــ و مفهومهایی چون وحدت و فرایند میتوانند کلیدِ عمق بخشیدن به تجربه باشند. برگسون به تأکید میگفت اگر میتوانستیم واقعیت را چون فرایندی «مستمر و نامرئی» و چون «خودِ تحرّک» تجربه کنیم آنگاه زندگیهای هر روزهمان «پرنور و پرمایه» میگردید.»
حجم
۲۳۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۴۰ صفحه
حجم
۲۳۰٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۴۰ صفحه