-خب شما زندگی میکنید تا چیزی یاد بگیرید، درست نمی گم؟
---------------------------------
-خب بله!
و از این داستان هم یاد گرفتم گاهی میشه در وسط چیزی به اسم خوشبختی محاصره بود اما خودت رو انقد بدبخت بدونی که یک سره گریه کنی!
میشه وضعیت
- بیشتر
شیدا
۱۳۹۶/۰۹/۱۸
نظرمنو ک جلب نکرد..چیز خاصی نداشت که بخوام به دیگران پیشنهاد کنم.
شبنم
۱۳۹۶/۰۴/۰۸
واقعا درست گفت خانوم کوک مازندگی میکنیم تا چیزی یاد بگیریم. خیلی خوبه که قدرنعمت های کوچیک زندگیمونو بدونیم که درواقع بزرگترین نعمتهای زندگی اند .همین که نصفه شب چشماتو باز کنی ودستایی رو حس کنی که دورت حلقه شده
- بیشتر
m.b.talebi
۱۳۹۷/۰۷/۲۴
دوست داشتنی بود.دنیای ظریف و شکننده ی زن ها:)
goddess
۱۳۹۹/۰۳/۰۷
چون پرستارم کاملا حس شون رو درک کردم
mehregan
۱۳۹۵/۱۰/۲۳
وقتی انسانها دردشون از یک جنس باشه چه خوب هم دیگه رو درک می کنند و به هم آرامش دهند .جالب بود
Dani
۱۳۹۶/۰۵/۱۶
چیز خاصی نداشت
م
۱۳۹۷/۰۹/۰۹
جالب بود .داستانش عمق داره و جای فکر داره .بستگی داره چه برداشتی بتونی بکنی بعد میتونی نظر بدی
رضـــRezaــا
۱۳۹۷/۰۸/۰۵
واقعا از طاقچه بابت این داستان ممنونم🙏
با کمی دقت و تامل در جملات این داستان نکات زیبایی میشه ادم یاد بگیره و از داستان حقیقتا لذت ببره.
من ادمِ اهل داستان و رمان نیستم اما با خوندن این داستان لذت بردم.
عاشق کتاب
۱۳۹۷/۰۲/۱۸
برایم خیلی جالب بود، به تازگی در بیمارستان بستری بودم و غم غربت و دلتنگی آن رابه خوبی حس کردم، داستان خیلی زیبا آن را به تصویر کشیده بود.
«ببین عزیزم، اگر در زندگیات شخص خاصی هست که تو بتوانی هر شب به او شب بخیر بگویی و بخوابی، بدان نسبت به خیلی از آدمها از نعمت بالایی برخورداری. چرا به قضیه اینطوری نگاه نمیکنی؟»
Manal Bn
«زندگی واقعا معرکه است. البته اگر کم نیارید و خودتان را نبازید.»
rezvan
پس از مدت زمان کوتاهی همه تر و تمیز و مرتب آماده خواب شدند.
:)
«ببین عزیزم، اگر در زندگیات شخص خاصی هست که تو بتوانی هر شب به او شب بخیر بگویی و بخوابی، بدان نسبت به خیلی از آدمها از نعمت بالایی برخورداری. چرا به قضیه اینطوری نگاه نمیکنی؟»
mahdie
پیرزن آهی کشید و شانه بالا انداخت و گفت: بعضیها قدر خوشبختیشان را نمیدانند.
رضـــRezaــا
اگر در زندگیات شخص خاصی هست که تو بتوانی هر شب به او شب بخیر بگویی و بخوابی، بدان نسبت به خیلی از آدمها از نعمت بالایی برخورداری.
B-vafa
واقعا بُعد دیگر زندگی چه حسی میتواند داشته باشد؟ دنیایی که در آن آدمها همدیگر را در آغوش میگیرند و میبوسند و شبها کنار هم میخوابند و ناگهان نیمهشب در تاریکی از خواب بیدار میشوند و دستانی را حس میکنند که به دورشان حلقه شده و دست دراز میکنند و میگویند: «بغلم کن، خواب بدی دیدم»
ساجده 😅💞
شوهر آن زن او را نوازش میکرد تا یه لقمه چیزی بخورد و زن هم ناله میکرد که هیچ میلی به غذا ندارد. زن یه خرده گریه کرد اما وقتی شوهرش مثل یک پدر او را آرام کرد دست از گریه برداشت و با حرف شنوی روی تخت نشست و کاسهی فرنیاش را در دست گرفت. مرد قاشق قاشق غذا در دهانش میگذاشت و هر از گاهی قاشق را کنار میگذاشت تا با یک دستمال بزرگ بسیار سفید و مدل قدیمی اشکهای زنش را پاک کند.
رضـــRezaــا
چشمهای بی نشانهی شادی است و اصلا اشک با رنگ چشمهای زن جور در نمیآمد.
نظرات کاربران
-خب شما زندگی میکنید تا چیزی یاد بگیرید، درست نمی گم؟ --------------------------------- -خب بله! و از این داستان هم یاد گرفتم گاهی میشه در وسط چیزی به اسم خوشبختی محاصره بود اما خودت رو انقد بدبخت بدونی که یک سره گریه کنی! میشه وضعیت
نظرمنو ک جلب نکرد..چیز خاصی نداشت که بخوام به دیگران پیشنهاد کنم.
واقعا درست گفت خانوم کوک مازندگی میکنیم تا چیزی یاد بگیریم. خیلی خوبه که قدرنعمت های کوچیک زندگیمونو بدونیم که درواقع بزرگترین نعمتهای زندگی اند .همین که نصفه شب چشماتو باز کنی ودستایی رو حس کنی که دورت حلقه شده
دوست داشتنی بود.دنیای ظریف و شکننده ی زن ها:)
چون پرستارم کاملا حس شون رو درک کردم
وقتی انسانها دردشون از یک جنس باشه چه خوب هم دیگه رو درک می کنند و به هم آرامش دهند .جالب بود
چیز خاصی نداشت
جالب بود .داستانش عمق داره و جای فکر داره .بستگی داره چه برداشتی بتونی بکنی بعد میتونی نظر بدی
واقعا از طاقچه بابت این داستان ممنونم🙏 با کمی دقت و تامل در جملات این داستان نکات زیبایی میشه ادم یاد بگیره و از داستان حقیقتا لذت ببره. من ادمِ اهل داستان و رمان نیستم اما با خوندن این داستان لذت بردم.
برایم خیلی جالب بود، به تازگی در بیمارستان بستری بودم و غم غربت و دلتنگی آن رابه خوبی حس کردم، داستان خیلی زیبا آن را به تصویر کشیده بود.