معرفی و دانلود کتاب پرواز بی‌بازگشت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب پرواز بی‌بازگشت

کتاب پرواز بی‌بازگشت

نوع کتاب
۵.۰(از ۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سعید بداغی
انتشارات: 
انتشارات روزنه
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پرواز بی‌بازگشت

«پرواز بی‌بازگشت» مجموعه سروده‌های فارسی و ترکی سعید بداغی(-۱۳۱۸)، شاعر معاصر ایرانی است. قالب سروده‌های این مجموعه، بیشتر غزل است. در یکی از غزل‌های این کتاب می‌خوانیم: «در چشم تو تصویر مرا دیر کشیدند چون چهره‌ی کمرنگ خزان پیر کشیدند دیدند که فرزانه در این کوچه غریب است بر سینه‌ی در حلقه‌ی زنجیر کشیدند تا خسته شد آزادگی از زخم تبرها اندام خوش سرو به تصویر کشیدند شد سرخ زبان سخن از خون شقایق انگار خطی با قلم تیر کشیدند یک قصّه به هر بند قلم واژه سپردیم تنها خطی از یک زَبَر و زیر کشیدند در یاد زمان گشت فراموش کبوتر مردانِ هنر، هیبتی از شیر کشیدند هر گُل که شکوفایی لبخند هنر داشت در گوشه‌ای از پرده‌ی دلگیر کشیدند هر چند که این خانه‌ی فرسوده گِلی بود در جای گُل‌اش بوته‌ی تزویر کشیدند با یک قلم ساده به دیوار و در شهر صدها رقم از چهره‌ی تقدیر کشیدند هر نقش که در قاب نفس داشت سیاهی ناگاه در آیینه‌ی تدبیر کشیدند»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پرواز بی‌بازگشت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:پرواز بی‌بازگشت
موضوع:ادبیات عامیانه و محلی، شعر معاصر، شعر کلاسیک
نویسنده:سعید بداغی
انتشارات:انتشارات روزنه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۷/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۱۳ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۳۴۵۵۱۸
تعداد صفحه‌ها:۲۵۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

باران
۱۳۹۸/۰۳/۲۴

همه اشعار عالی بودند پر معنی و پر از آرایه ها و صور خیال

۲

بریده‌هایی از کتاب

باران
۵
او را ندهند هیچ دردی هر کس دل مهربان ندارد
باران
۴
گفت: آنجا جایگاه مادر است پیش من از طاق گردون برتر است
باران
۴
ز پایان بی‌مهری روزگار ندارد کسی بیش از این انتظار
باران
۳
عشق در هرجا که صاحب خانه شد سرگذشت خانه هم افسانه شد
باران
۳
چه آتش‌ها که شد با اشک خاموش! زمان کرده ست آن‌ها را فراموش!
باران
۳
درین آشفته بازار هوس‌ها، سادگی گم شد کنار بندگی‌ها همّت آزادگی گم شد
باران
۳
توان رفتنم از آستان مهر تو نیست خسی کنار گل مهربانیت شده‌ام
باران
۳
هنوز آثار جور خان قاجار بُود در پشت ارگ بم پدیدار کجا کرمان کند روزی فراموش جفایی را که بانگش هست در گوش
"Shfar"
۳
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست عالَمی دیگر بباید ساخت وز نو عالمی
باران
۲
گرچه سنگین است درد عشق بسپارش به من غافل از سنگینی بار امانت نیستم