معرفی و دانلود کتاب کتاب فلسفی: روایت زندگی حجت‌الاسلام شیخ محمدتقی فلسفی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کتاب فلسفی: روایت زندگی حجت‌الاسلام شیخ محمدتقی فلسفیsubscriptionAvailable

کتاب کتاب فلسفی: روایت زندگی حجت‌الاسلام شیخ محمدتقی فلسفی

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
علیرضا مازاریان
انتشارات: 
انتشارات خیمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کتاب فلسفی: روایت زندگی حجت‌الاسلام شیخ محمدتقی فلسفی

«کتاب فلسفی»، روایت زندگی حجت‌الاسلام شیخ محمدتقی فلسفی(۱۳۷۷-۱۲۸۳)، به قلم علیرضا مازاریان(-۱۳۶۴) است. در بریده‌ای از مقدمه کتاب می‌خوانیم: «زمانه‌ای که فلسفی در آن می‌زیست، مختصاتی داشت؛ همان‌گونه که او نیز خود مختصاتی خاص داشت. بخش مهمی از مختصات زمانه‌ی او این بود: حکومتی غیردینی با امکانات و توانایی‌هایی مدرن و البته وارداتی (مانند رادیو، تلویزیون، مطبوعات، دستگاه ضبط و پخش و دوربین، دانشگاه‌، بانک‌، پارلمان و...) و مردمی متدین که در حسرت روزگار گذشته‌ مانده بودند و از این‌سو نیز نتوانسته بودند کاملاً مدرن شوند. مهم‌ترین ویژگی‌های او نیز خردگرایی در قالب مذهب، مطالعات علمی ـ اجتماعی جدید، ارتباط با نخبگان و متخصصان و رجال سیاسی، مهارت در بیان، قدرت صوت، توانایی مصلحت‌سنجی و ارزیابی شرایط بود. این دو دسته از مختصاتِ زمانه‌ی فلسفی و خود او، آن‌قدر با یک‌دیگر سازگار و همراه افتادند، که شخصیتی تکرارناشدنی را در عرصه‌ی خطابه به یادگار گذاشتند. فلسفی زمانه‌اش را خوب می‌شناخت و دقیقاً می‌دانست مشکل عمومی مردم و راه‌حل رجال سیاسی و نخبگان علمی چیست و درست است یا نه. فقر، بی‌سوادی، قانون‌گریزی، ازخودبیگانگی، تقلیدگرایی شدید، بی‌توجهی به بهداشت و تغذیه، بی‌خردی، خودرأیی، انحصارگرایی، مذهب‌ستیزی، اعمال خشونت با توهم مدیریت و بسیاری عوامل دیگر را به‌عنوان آسیب‌های پیش‌رونده در مردم، نخبگان و حاکمان آن دوران می‌دید و بر فراز منبر تشریح و ریشه‌یابی می‌کرد. انتقادات تند و صریح فلسفی، تنها به یک گروه و جریان محدود نمی‌شد و دامن همه را می‌گرفت. اما این نقدها را آن‌قدر شمرده‌شمرده و به تفصیل، دقیق و با بیان منطقی و همه‌فهم مطرح می‌کرد که شاه و نخست‌وزیر و وزیر و وکیل و هر فردی که از او مستقیم یا غیرمستقیم انتقاد می‌شد، پای منبرش می‌نشست و گوش می‌کرد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کتاب فلسفی: روایت زندگی حجت‌الاسلام شیخ محمدتقی فلسفی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابکتاب فلسفی: روایت زندگی حجت‌الاسلام شیخ محمدتقی فلسفی
موضوعزندگی‌نامه
نویسندهعلیرضا مازاریان
انتشاراتانتشارات خیمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۲/۰۸/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۳۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۶۲۵۴۱۱۱
تعداد صفحه‌ها۱۲۰ صفحه
قیمت کتاب۲۰۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه صاحبدلان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۷/۱۰/۰۸

اسم ایشون چندین بار در کتاب کافی اومده بود به همین خاطر کنجکاو شدم این کتاب رو هم بخونم برای خوندن این کتاب اصلا به قسمت جزییات طرح جلد واسم کتاب توجه نکنید چون به هیچ عنوان معرف خوبی نیستن وقتی داشتم...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

میـمْ.سَتّـ'ارے
۹
در پاریس، کیسه‌ی صفرایش را عمل کردند. هرچه اصرار کرد، پزشک فرانسوی هزینه‌ی جراحی را نگرفت و گفت: «من از هیچ روحانی‌ای پول نمی‌گیرم. شما برای خدا کار می‌کنید، ما هم به شما رایگان خدمت می‌کنیم.»
میـمْ.سَتّـ'ارے
۹
برای هر منبر، گاهی از شب تا صبح مطالعه می‌کرد. فقط هم به کتاب‌های دینی بسنده نمی‌کرد. هر کتابی که بحث و موضوع سخنرانی می‌طلبید، از فیزیک و نجوم و پزشکی تا روان‌شناسی و اقتصاد و علوم سیاسی، پیدا می‌کرد و می‌خواند. تا پایان عمر، همیشه می‌گفت «من دانش‌آموزم.» از آن‌ دانش‌آموزهایی بود که میز جلویی می‌نشینند و بهتر از استاد درس را توضیح می‌دهند.
میـمْ.سَتّـ'ارے
۶
روشش بود که روی منبر مدام برای حرف‌هایش مثال بزند. مثال‌هایی آشنا و ملموس، که در ذهن مخاطب، راحت می‌گنجید و فراتر از انتظار او، جذاب بود. اگر مخاطب پای منبرش تاجر بودند، از بازار مثال می‌آورد؛ اگر دانشجو بودند، از درس و دانشگاه؛ اگر سیاسی بودند، از بحث‌های روز. مثال‌هایش توهین‌آمیز و تند نبود و به دل مخاطب می‌نشست. مثال‌هایش مثل ضرب‌المثل بودند. انگار شعر بودند. با یک مثال، همه را می‌خنداند یا می‌گریاند.
ali joon
۰
در منبر از اصطلاحات پیچیده و کلمات قلنبه سلنبه استفاده نمی‌کرد. اگر کلمه‌ی جدید و نامأنوسی هم می‌گفت، خوب توضیحش می‌داد. صحبت‌هایش سنجیده و ساده بودند. در میانه‌های منبر، اشعار مرتبط با بحث را با آهنگ و صدایی گرم می‌خواند. آن‌قدر جذاب ‌که همه، حتی بچه‌ها، از بر می‌شدند و تا چند روز می‌خواندند و تکرار می‌کردند. به تجربه دریافته بود که اگر آن آهنگ نباشد، شعر هم خوب فهمیده نمی‌شود و در یادها نمی‌ماند.
Kosar
۰
گفتند: «منبر شما دیگر ممنوع نیست. بدون نامه‌نگاری، به منبر بروید.» گفت: «آزادی منبر یعنی از پله‌های منبر بالا و پایین بروم؟ یا می‌توانم آزادانه سخن بگویم؟» گفتند: «فقط از احکام اسلام بگویید. مسئله بگویید» . گفت: «شما رساله را می‌توانید تحمل کنید؟ می‌توانید احکامش را گوش کنید؟ در رساله نوشته شده در زمان جنگ مسلمان با غیرمسلمان، حق خرید و فروش به غیرمسلمان ندارید. پس چرا به اسرائیل نفت می‌فروشید؟ در رساله نوشته شده معاونت بر حرام، حرام است. پس چرا مجوز شراب‌فروشی صادر می‌کنید؟» گفتند: «پس منبر، بی‌منبر!»