کتاب قریه محمد مولائی (حه مه ماولا) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب قریه

کتاب قریه

معرفی کتاب قریه

کتاب قریه داستانی بلند نوشتۀ محمد مولائی (حه مه ماولا) است. این کتاب را انتشارات اندیشه احسان منتشر کرده است.

درباره کتاب قریه

رمان قریه نخستین اثر ادبی و داستانی جناب مولایی بوده که به سبک رئالیسم جادویی و در قالب رمان نوشته شده است.

ازآنجایی‌که زندگی در روستا و در میان طبیعت زیبای حوزه جغرافیایی علیشروان و شهرستان بدره همانند دیگر جاهای زاگرس، نوعی آرمان‌گرایی برای نویسنده رمان قریه است به نظر می‌رسد روایت‌های این رمان سبک رئالیسم جادویی، آرمان‌شهری به نام منطقه علیشروان بدره باشد و بخشی از روایت‌های این رمان هم می‌توانند رازهایی از روزگاران زندگی مردم ایل بزرگ علیشروان در بدر و استان ایلام در قالب داستان و رمان باشد.

به گفته مولایی، سوژه اصلی این کتاب قصه بلند و زیبایی از یک پیرزن بومی بوده که در روزگاران نوجوانی برای او نقل کرده است و این قصهٔ زیبا ۱۰ سال بعد بهانه و سوژه ی اصلی برای نگارش رمان قریه توسط مولایی شده است.

خواندن کتاب قریه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

علاقه‌مندان به داستان‌های معاصر فارسی، دوستداران داستان‌های ایرانی از خواندن کتاب قریه لذت خواهند برد.

بخشی از کتاب قریه

«بعد از آنکه حرفش تمام شد، احساس کردم چند قطره باران بر روی صورتم باریده است. بالا را نگاه کردم؛ ولی ابرها آنجا نبودند. پیرمرد از الاغ به‌زحمت پیاده شد. حالا می‌توانستم گشاد بودن آن شلوار قهوه‌ای را که تا به آن لحظه مانندش را ندیده بودم، ببینم. آن کرک نمدی کهنه، کثیف و زیبا که انحنای قامتش را پوشانده بود و گوشه‌هایش که به عرض شانه‌هایش اضافه شده بود را می‌توانستم واضح‌تر از قبل ببینم. الاغش به من زل‌زده بود. مانند موجودی که زبان ما را بفهمد و بخواهد ارتباط برقرار کند. با گوش‌های درازش بازی می‌کرد و زل زدن به مرا ادامه می‌داد. احساس می‌کردم دارد مرا مسخره می‌کند. پیرمرد کیسه‌ای را که از شال دور کمرش آویزان بود، بیرون آورد. تنباکو و کاغذسیگار بود. از روی تخته‌سنگ بلند شدم تا پیرمرد آنجا بنشیند. بدون آنکه از من تشکر کند آنجا نشست. شاید آن تخته‌سنگ را خودش به آنجا آورده بود که تشکر نکرد. بدون آنکه به من نگاه کند یا حرفی بزند، مشغول پیچیدن سیگارش شد. کبریت را بیرون آورد و سیگارش را روشن کرد تا دودی غلیظ از بینی و دهانش بیرون داده باشد. از رفتار دوگانه و مرموزش ترسیده بودم. با نگاه‌کردن به چشم‌هایم متوجه شد که ترسیده‌ام. می‌خواستم با صحبت‌کردن، ترسم را پنهان کنم و خیلی احمقانه از او پرسیدم که چند سال دارد. او خیلی سرد جواب داد که هزار سال دارد. هزار سال زنده مانده بود! اما جوان‌تر به نظر می‌رسید. جواب سرد و بی‌روحش مانع شد تا سؤال بعد را بپرسم و سکوت کردم. آن‌قدر جوابش آزارم داد که تا سال‌ها بعد آن را تکرار نکردم. یعنی تا زمانی که از کدخدا پرسیدم چند سال دارد.

بعد از چند لحظه گفت:

- اگر می‌خوای بری و به راهت ادامه بدی برو؛ نگران خانواده‌ات نباش. من اینجا هستم و به اونا می‌گم که چطور دنبال تو و قریه بیان.

درست بعد از تمام شدن سخنانش شغالی از سوراخ تنهٔ درخت بلوطی پیر بیرون آمد و از راه سمت راست وارد دوراهی شد تا فرار کند. شغال درحالی‌که داشت می‌دوید و فرار می‌کرد، ناگهان غیب شد. بیشتر از قبل ترسیدم؛ چرا که در شهر چنین چیزی را ندیده و نشنیده بودم. شاید؛ چون اینجا قریه است چنین اتفاق‌هایی عادی به نظر می‌رسند. پیرمرد هیچ واکنشی نسبت به این موضوع نداشت. وقتی حالت پیرمرد به غیب شدن شغال را نگاه می‌کردم که آرامش خود را حفظ کرده بود من نیز شگفت‌زده و هیجان‌زده نشدم. از پیرمرد تشکر کردم و گفتم که خسته‌ام و می‌خواهم تا وقتی که خانواده‌ام برسند استراحت کنم. درحالی‌که حالا هم از پیرمرد و هم از آن دوراهی می‌ترسیدم. پیرمرد گفت که نگران غیب شدن آن شغال نباشم.» 

 

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

باید از اینکه با حکومت کردن بر زنانتون احساس قدرت کنید، خجالت بکشید.
nedsalehani
چه مصیبت بزرگی است غم از دست دادن عشق. چه مصیبت بزرگی است غم از دست دادن عشق در عقایدی پوچ و احمقانه؛ چه درد عمیقی است، چه تولد دردناکی است؛ انگار خودت، خودت را زایمان می‌کنی. بی‌آنکه باکرگی‌ات را از دست داده باشی. باید زایمان کنی خودت را به‌اندازهٔ خودت.
nedsalehani
مردم قریه اگر می‌دیدند دختری موهایش را پریشان کرده او را نفرین می‌کردند. می‌گفتند با این کار باران نمی‌بارد و خداوند آن‌ها را مجازات می‌کند. من فکر نمی‌کنم خداوند به‌دلیل این زیبایی مردمی را مجازات کند. خودشان آزادی را از خودشان می‌گرفتند و دختران و جغدها را نفرین می‌کردند.
nedsalehani
دیگر از ترسیدن به ستوه آمده بودم. ترس خسته‌کننده و پوچ است. ترس مقابل شجاعت نیست بلکه ترس مکافاتی است که به‌خاطر شجاع نبودن به آدم می‌دهند.
nedsalehani
هوش عاطفی و تاثیر آن بر عملکرد مدیران
پوریا حسینی راد
گفتمان امید
موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی
طبیعت و تربیت در شخصیت و آسیب شناسی روانی
جوئل پاریس
لیدر شو
فرید آتش زبان
روان درمانی و جستجوی شادکامی
امی فان دورزن
هنر خاطره سازی
مایک وایکینگ
شاهدخت و جنگجو
دانکن توندیا
زودآموز آب و فاضلاب؛ استفاده‌ی مجدد از پساب تصفیه‌خانه‌ی فاضلاب
سایه مهری
از جنس خنده
میثم رهبریان
مدل های عددی در هیدرولیک مجاری روباز
روموالد شیمکویچ
زندگی با چشمان تو
هانیه طاشیان
ملت جوان (خلاصه کتاب)
مت بریتون
باران در هر نفس
مهتاب نژادی محی الدین
داستان ها
جعفر مدرس صادقی
خیانت زناشویی در فیلم های سینمای ایران
سیدوحید نبوی‌زاده نمازی
مأخذشناسی اقتصاد اسلامی؛ جلد دوم
حسین صمصامی و همکاران
نگاهی از درون به سازمان چریک های فدایی خلق ایران
بهمن تقی زاده
گزیده ابیات قرون ۱۱ و ۱۲ هجری
سجاد صالح ابراهیمی
زیست‌پذیری با رویکرد حق به شهر
صدیقه دولتشاه
سرزمین شادی ها
زهره عطائی

حجم

۲۰۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۴۶ صفحه

حجم

۲۰۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۴۶ صفحه

قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان