معرفی و دانلود کتاب قرار در بهشت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب قرار در بهشت
off
٪۳۰
subscriptionAvailable

کتاب قرار در بهشت

براساس عاشقانه‌های طاهره غلامعلی شاهی همسر شهید مدافع حرم محمد استحکامی

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۲۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
رضا آبیار
انتشارات: 
نشر معارف

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب قرار در بهشت

کتاب قرار در بهشت؛ براساس عاشقانه‌های طاهره غلامعلی شاهی همسر شهید مدافع حرم محمد استحکامی نوشتهٔ رضا آبیار است و نشر معارف آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب قرار در بهشت

کتاب قرار در بهشت عاشقانه‌ها و دل‌نوشته‌های طاهره غلامعلی شاهی برای همسرش شهید محمد استحکامی است که در سال ۱۳۹۴ در سوریه و در جریان دفاع از حرم حضرت زینب (س) و در مبارزه با تکفیری‌های تروریست در دفاع از حرم حضرت عقیله بنی‌هاشم به فیض شهادت نایل آمد. طاهره غلامعلی شاهی در این کتاب جزئیات زندگی ساده و بی‌آلایش و عاشقانه‌اش را با همسرش شرح می‌دهد و در انتها از نگاهی که این شهید بزرگوار به شهادت داشت می‌گوید.

خواندن کتاب قرار در بهشت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران این شهید مدافع حرم پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب قرار در بهشت

هردوتامون دانشگاه پیام نورِ شهرستان قبول شدیم. از همان اول، در همهٔ فعالیت‌ها، چه علمی و چه فرهنگی، با هم بودیم. کم‌کم نبض فرهنگی دانشگاه را در دست گرفتیم. قصه‌های بابا و توصیه‌های او، در همان مقطع زندگی، خیلی ما را از دیگران متمایز کرده بود. شبانه‌روزم شده بود خوب درس خواندن و خلاصه کردن جزوه‌ها و البته کارهای فرهنگی دانشگاه. دو ـ سه ترم اول دانشگاه را با موفقیت سپری کردیم. همه مسئولین دانشگاه، من و هادی را به عنوان بچه‌های فرهنگی و فعال می‌شناختند. همان روزها بود که تلفن خواستگارها به منزل ما زیاد شده بود. البته بیشترش برای عاطفه زنگ می‌زدند، ولی لابه‌لای این تماس‌ها، گاهی هم اسم مرا می‌آوردند. عاطفه که ازدواج کرد، تعداد خواستگارها بیشتر شد و موضوع تماس‌ها من بودم؛ اما اصلاً به ازدواج فکر نمی‌کردم. به مادرم هم گفته بودم که هیچ گونه چراغ سبزی به کسی ندهد و کسی را امیدوار نکند. مادرم از شور و هیجانم خبر داشت. می‌گفت: «طاهره هیچ تغییری نکرده. همون طاهرهٔ بازی‌گوش و البته کتاب‌خون دبیرستانی، حالا به دانشگاه رفته.» همهٔ آن بازی‌گوشی‌ها و جنب‌وجوش‌ها در دانشگاه به دردم خورد. خستگی‌ناپذیر می‌دویدم دنبال کارهای فرهنگی و برگزاری برنامه‌های دانشجویی. گاهی که خواستگارها به منزل ما زنگ می‌زدند و مامان حرف را به من منتقل می‌کرد، شروع می‌کردم به گریه کردن. بعد هم به مادرم می‌گفتم: «مامان، نکنه از دست من خسته شدی؟! می‌خوای از دستم راحت بشی که حرف شوهر کردن می‌زنی؟!» مادر هم بنده‌خدا قیافهٔ مظلومانه‌ای به خودش می‌گرفت و می‌گفت: «نه مامان! مردم شما رو می‌بینن، پسند می‌کنن، بعد هم به خونه زنگ می‌زنن. همهٔ دختردارها، همین وضع رو دارن. خیالت راحت باشه مامان! تا تو دانشگاهت تمام نشه، شوهرت نمی‌دم.»

همان اوایل سال دوم بود که چند بار در دانشگاه، از من خواستگاری کردند، ولی خودم بعداً متوجه شدم که خواستگاری بوده. یک بارش که یکی از پسرهای دانشگاه، بعد از جلسه، نزدیکم آمد و گفت: «می‌تونم معیارهای شما رو بدونم؟» من هم که هنوز در حال و هوای جلسه بودم، گفتم: «من معیاری ندارم.» اون بنده‌خدا هم که فهمیده بود من منظورش را متوجه نشدم، ادامه نداد؛ خداحافظی کرد و رفت. به خانه که آمدم، جریان را برای عاطفه تعریف کردم. اولش کلی به من خندید؛ بعد هم گفت: «اون بنده‌خدا مثلاً می‌خواسته از تو خواستگاری کنه دیوونه! تو هم که زدی بُرجکشو آوردی پایین!» شب هم که همهٔ اعضای خانواده دور هم جمع بودیم، جریان را تعریف کردم و این بار، یک دلِ سیر هم آن‌ها به من خندیدند.

وقتی دیدم موضوع خواستگاری و ازدواج کم‌کم دارد جدی می‌شود، شروع کردم دربارهٔ ازدواج، مطالعه و فکر کردن. دعای ازدواجِ موفق و خوش‌بختی هم به دعاهای نمازم اضافه شده بود. می‌نشستم پیش خودم می‌گفتم: «من اصلاً زنِ کسی که شغل آزاد داشته باشه، نمی‌شم.» چون سختی‌ها و مشقت‌های کار پدرم را می‌دیدم. می‌گفتم: «زنِ کسی که تو شهر دیگه‌ای زندگی کنه هم نمی‌شم؛ حتی اگه پولدار باشه!» چون واقعاً طاقت دوری از خانواده‌ام را نداشتم. معیارهای ازدواج و باید و نبایدهایم را جمع‌وجور کرده بودم و همه‌چیز را به خدا سپردم.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قرار در بهشت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابقرار در بهشت
عنوان دیگربراساس عاشقانه‌های طاهره غلامعلی شاهی همسر شهید مدافع حرم محمد استحکامی
موضوعزندگی‌نامه، داستان ایرانی
نویسندهرضا آبیار
انتشاراتنشر معارف
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۱۲/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۷.۰۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۴۴۱۳۵۳۴
تعداد صفحه‌ها۱۶۰ صفحه
قیمت کتاب۲۱۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

لعل
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۰۱

صفحات آخر کتاب را تماما گریه کردم. تا جایی که بعضی اوقات اشک هایم مانع از دیدن صفحه میشد. زندگینامه و راه و رسم زندگی شهدا همیشه برایم پرکشش و جذاب است و به حق این کتاب هم بسیار تاثیر گذار روایت...بیشتر

۰
reyhaneh1
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۱۵

ای شهدای عزیز دعایمان کنید دنیای عجیبی شده، شماها به رستگاری رسیدید. هوای همه را به اذن خداوند یکتا داشته باشید، از همسر و والدین و بچه های همه شهدای عزیز و همچنین شهید استحکامی قدردانی می کنم ،🌹🌹🌹

۰
کاربر ۱۶۳۱۵۹۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۰۱

بسیار عالی بود روح شهید عزیزمان شاد

۰
M.s
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۰۶

خیلی خیلی زیبا بود و بسیار عاشقانه شادی شهید محمد استحکامی صلوات

۰
عباس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۷

عالی بود زندگی شهیدان مدافع حرم پر از عشق تلاش کوشش وصف نشدنی است

۰
"zeinab 82"
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۲

عالی بود ممنونم خداروشکر که با این شهید عزیز آشنا شدم

۰
گل پری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۰

نسخه چاپی کتاب راخوندم .بیشتر به همسر شهید پرداخته تا شخصیت شهید،روح شهید محمد استحکامی شاد،ان شالله

۰
hh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۶

درس‌های آموزنده‌ی زیادی داشت، موارد شهید زندگی کردن رو می‌شد تو داستان پیدا کرد، اما داستان‌پردازی به نظرم ضعیف بود

۰
کاربر 1573627
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۷

عالی بود

۰
کاربر ۳۱۶۷۲۵۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۳

خیلی زیبا بود

۰
اسما الحسنی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۵

کتاب های دیگه ای از شهدا و همسرانشون وجود دارند که ارزش چند بار خواندن و درس گرفتن دارن . این کتاب حتی برای یک بار خواندن مناسب نیست. کاش نویسنده و راوی و همسر شهید بهتر روایت میکردند و...بیشتر

۰
bahare
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۰۱

لذت بردم 🥹👌🏻🤩🤩🌸

۰
غزل
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۲

شخصیت این شهید خیلی خیلی دوست داشتنی بوده. همسر این شهید واقعا در بهشت زمینی زندگی میکردند. چقدر غبطه خوردم. لطفا اگر نوجوان هستید که دختره و هنوز مجردین، این کتاب را نخوانید براتون فانتزی ایجاد می‌کنه. بعدا نمیتوانید با شخصیت...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mahdizadeh
۴
دلشوره و نگرانی بدتر از همیشه، همهٔ وجودم را گرفته بود. شده بودم مثل طوفان‌زده‌ها؛ مثل مرغ پرکنده‌ای که آرزو می‌کرد زودتر او را ذبح کنند!
الف. میم
۲
آخرین قرارِ من با او شد همان اولین مکان بعد از عقدمان؛ گلزار شهدا، همان قطعه‌ای که با هم سلام دادیم و پیمان زندگی‌مان را محکم کردیم، قدم زدیم و شاید همین جایی که امروز مرقد او شده است، محل نشستن آن روزِ من و محمد بود.
الف. میم
۱
محمد ردپای شهادت را پیدا کرده بود؛ همان که وقتی می‌آید، زن و مرد نمی‌شناسد؛ همهٔ انسان‌های پاک و منتظر را عاشق خودش می‌کند و محمد حالا عاشق شده بود و شهادت را دوست داشت؛ حتی از طاهره بیشتر.
fatemeh
۱
اما هر بار از او سؤال می‌کردم، چهره‌اش نور می‌داد و با حال عجیبی دوباره می‌گفت: «طاهره، فقط عاقبت بخیری!» می‌گفتم: «آخه این‌که نمی‌شه. این همه آرزوهای دیگه هم من و تو داریم. خُب یه چیزای دیگه هم از امام رضا بخوایم. اون‌ها که بخیل نیستن!» خوب که برایش منبر می‌رفتم، می‌گفت: «درسته، اما تنها آرزوی من اینه که عاقبت بخیر بشم.»