با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صوتی قلعه حیوانات اثر جورج اورول

دانلود و خرید کتاب صوتی قلعه حیوانات

۴٫۳ از ۶۶ نظر
۴٫۳ از ۶۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی قلعه حیوانات  نوشته  جورج اورول  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه
معرفی نویسنده
عکس جورج اورول
جورج اورول
انگلیسی | تولد ۱۹۰۳ - درگذشت ۱۹۵۰

جورج اورول داستان‌نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی است که غالباً با دو رمان معروف و پرفروش «مزرعه‌ی حیوانات» و «1984» شناخته می‌شود. اورول را می‌توان موفق‌ترین نویسنده‌ی انگلیسی‌زبان قرن بیستم دانست ...

معرفی کتاب صوتی قلعه حیوانات

کتاب صوتی قلعه حیوانات -که با نام مزرعه حیوانات نیز شناخته می‌شود- نوشته جورج اورول است که به‌صورتی غیر مستقیم به شرایط حاکم بر شوروی سابق در طول جنگ جهانی دوم اشاره دارد.

درباره کتاب صوتی قلعه حیوانات

مزرعه حیوانات نوشته‌ی جورج اورول که در ایران به نام قلعه حیوانات شناخته می‌شود، در کنار رمان ۱۹۸۴ دو اثر ماندگار جورج اورول، نویسنده و روزنامه‌نگار انگلیسی است که عنوان پرفروش‌ترین اثر این نویسنده را در قرن بیستم به‌دست آورده است.

کتاب صوتی قلعه حیوانات به‌علت روابط خوبی که انگلیس و شوروی در آن زمان داشتند موفق نشد مجوز نشر دریافت کند، ولی بالاخره در سال ۱۹۴۵ در انگلستان منتشر شد و در سال‌های پایانی ۱۹۵۰ به شهرت رسید. جورج اورول هر دوی این آثار را در سال‌های آخر عمرش منتشر کرد که در آن‌ها، نمایی از یک شهر ویرانه با تمام ویژگی‌های منفی را به تصویر کشیده، تصویری از یک واقعیت هولناک که برای بشریت یک تهدید به‌حساب می‌آید و در‌صورتی که فاجعه‌های انسانی ادامه پیدا کند دیر یا زود تبدیل به حقیقت می‌شوند. جورج اورول که به‌‌عنوان یک سوسیالیست دموکرات شناخته می‌شود در جریان جنگ داخلی اسپانیا با سیاست حکومت سوسیالیستی شوروی آشنا بود و از پاکسازی‌های دوران استالین خشمگین بود، او با نگارش رمان قلعه حیوانات اعتراض خود را به استبداد طبقه حاکم شوروی نشان داد و اعتقاد داشت نظام شوروی به یک دیکتاتوری تبدیل شده است. در کتاب صوتی مزرعه حیوانات انقلاب حیوانات در مزرعه، نماد انقلاب کارگری و سرنوشت آن در مقابل نظام سرمایه‌داری است.

جورج اورول در همه‌ی کتاب‌هایش از جمله قلعه حیوانات ابزار و عناصر داستان‌های علمی - تخیلی را به‌کار می‌گیرد، اما درحقیقت نوشته‌های او بیشتر از هر چیز تبلیغاتی‌ است بر ضد کمونیسم و اصولا هر نوع رژیم استبدادی. او رمان‌نویسی را روشی برای نشان دادن عالم اخلاق می‌دانست و به همین دلیل بود که از این راه اعتراضش را علیه‌ بی‌رحمی‌ها و سنگدلی‌های طرفداران فرانکو و استالین پیدا کرد.

در سال ۱۹۵۴ در میان درگیری‌های جنگ سرد اولین فیلم اقتباسی سینمایی کتاب قلعه حیوانات ساخته شد. در این نسخه و بر اساس این فیلم می‌توانستیم نتیجه بگیریم که نظام استالینیستی خوک‌ها بسیار بدتر از نظام سرمایه‌داری آقای جونز است. در حالیکه در داستان اصلی می‌شد نتیجه گرفت که هر دو به یک اندازه بد هستند.

در سال ۱۹۹۹ بر اساس داستان جورج اورول یک فیلم تلویزیونی نیز ساخته شد. در این فیلم راوی، سگ آقای جونز، جسی است. در پایان این فیلم مزرعه‌ی ناپلئون به‌صورت کامل نابود می‌شود. منتقدین این فیلم را اقتباسی ساده و دم‌دستی از کتاب قلعه حیوانات می‌دانند.

داستان اینگونه شروع می‌شود که شبی میجر پیر، تمام حیوانات مزرعه را دور خودش جمع می‌کند و با آن‌ها درمورد آرزویی که دارد، صحبت می‌کند. اینکه در مزرعه همه‌ی حیوانات در کنار هم زندگی می‌کنند و هیچ انسانی برای کنترل نیاز ندارند. او به حیوانات گفت برای اینکه چنین بهشتی را بسازند باید کار کنند و به آن‌ها سرود «حیوانات انگلیس» را یاد داد. حیوانات با علاقه زیاد از این ایده‌ی میجر استقبال کردند. میجر پیر سه شب بعد از این صحبت‌ها می‌میرد. سه خوک به نام‌های اسنوبال، ناپلئون و اسکویلر ایده‌ی او را در قالب تئوری حیوان‌گرایی گسترش دادند. یک شب حیوان‌ها موفق شدند مزرعه‌دار را شکست دهند و نام مزرعه را به مزرعه حیوانات تغییر دادند. در ابتدای تشکیل مزرعه حیوانات همه‌چیز به خوبی پیش رفت. اما به مرور همه‌چیز تغییر کرد؛ به حدی که چیزی از آرمان اولیه باقی نماند.

چرا باید کتاب صوتی قلعه‌ حیوانات (مزرعه حیوانات) را گوش دهیم؟

کتاب صوتی قلعه حیوانات (مزرعه حیوانات) در حقیقت غیرمستقیم به شرایط حاکم بر شوروی اشاره می‌کند و درواقع شرایط در آن مزرعه، شخصیت‌ها و حیوانات این داستان را می‌توان به بسیاری از جامعه‌ها، شخصیت‌ها و رهبرهای دنیای واقعی تشبیه کرد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب صوتی قلعه‌ حیوانات از منظر ادبی به‌قدری اهمیت دارد که در کلاس‌های درس تدریس می‌شود؛ شنیدن این اثر از جورج اورول برای آن‌هایی که به مباحث آزادی، دیکتاتوری و دموکراسی علاقه‌مندند مناسب است.

درباره جرج اورول

اریک آرتور بلر که با نام مستعار جورج اورول شناخته می‌شود در سال ۱۹۰۳ متولد شد. او داستان‌نویس، روزنامه‌نگار و منتقد ادبی بود. او بیشتر برای دو رمان پرفروش قلعه حیوانات و ۱۹۸۴ مشهور است. این دو کتاب با هم بیش از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده‌ی قرن بیستم، فروش داشته‌اند. جورج اورول با نقدهای پرشماری که برای کتاب‌ها می‌نوشت، بهترین وقایع‌نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می‌شود. درحقیقت هردو کتاب صوتی قلعه حیوانات و کتاب ۱۹۸۴ دارای یک نوع محتوا در نقد مدل حکومتی استالینیستی هستند و قفط به‌صورت دو کتاب مجزا نوشته شده‌اند. کتاب صوتی مزرعه حیوانات غیرمستقیم‌تر و کتاب ۱۹۸۴ که چهار سال پس از آغاز جنگ سرد چاپ شد، صریح‌تر سیستم‌های حکومتی را نقد می‌کند.

جورج اورول نویسنده کتاب صوتی قلعه حیوانات

جورج اورول در مقاله‌ی «چرا می‌نویسم؟» می‌گوید: «از پنج یا شش‌سالگی می‌دانستم که نویسنده خواهم شد.» همسایگان اورول شهادت می‌دهند که ممکن بود جورج روزها و هفته‌ها از اتاقش بیرون نیاید و تنها به نوشتن مشغول باشد.

جرج اورول و همسرش آیلین در ژوئن سال ۱۹۴۴، پسری به نام ریچارد هوراشیو بلر را که سه‌ساله بود به فرزندی پذیرفتند. او اکنون مهندس بازنشسته است. او برای نخستین بار در حاشیه جشنواره ادبی آکسفورد تصمیم گرفت درباره‌ی پدرش سخن بگوید.

تکه هایی از کتاب صوتی قلعه حیوانات (مزرعه حیوانات)

در این روزها دهن‌های بیشتری برای خوردن باز بود: در پاییز چهار ماده خوک تقریبآ همه در یک وقت و مجموعآ سی و یک توله آوردند که همه پیسه بودند و چون ناپلئون تنها خوک نر مزرعه بود اصل و نسب آنها را می‌شد حدس زد. اعلام کردند که پس از خرید آجر و تیر مدرسه‌ای در باغ ساخته خواهد شد. عجالتآ بچه خوکها در آشپزخانه و توسط شخص ناپلئون تعلیم می‌گرفتند. در باغ ورزش می‌کردند و از بازی با توله سایر حیوانات منع شده بودند. در همین ایام عادت بر این جاری شده بود که هرگاه حیوانی سر راه خوکی قرار می‌گرفت، کنار می‌ایستاد تا خوک بگذرد، به‌علاوه مرسوم شده بود که خوکها در هر درجه، به‌عنوان امتیاز، روزهای یکشنبه روبان سبزی به‌دمشان ببندند.

مزرعه سال نسبتآ پرموفقیتی را گذرانده بود، اما هنوز کم‌پولی بود. آجر و ماسه و گچ برای مدرسه باید خریداری می‌شد، به‌علاوه لازم بود برای خرید آلات آسیاب‌بادی باز پول پس‌انداز شود. بعد نفت و شمع ساختمان، شکر ناپلئون (سایر خوکها را از خوردن قند منع کرده بود چون می‌گفت موجب چاقی است) و چیزهای دیگر از قبیل میخ و نخ و ذغال و سیم و خرده‌آهن و بیسکویت سگ هم باید تهیه می‌شد. یونجه و قسمتی از محصول سیب‌زمینی فروخته شد و قرارداد فروش تخم‌مرغ به‌ششصد تخم‌مرغ در هفته افزایش یافت، طوریکه در آن سال به‌اندازه کافی جوجه تولید نشد و تعداد مرغها ثابت ماند. جیره‌ها که در ماه دسامبر تقلیل پیدا کرده بود، در فوریه هم کم شد. روشن کردن چراغ به‌منظور صرفه‌جویی در نفت قدغن شد. اما خوکها به‌نظر مرفه می‌آمدند، در واقع همه در حال فربه‌شدن بودند. یکی از بعدازظهرهای اواخر ماه فوریه رایحه مطبوع اشتهاآوری به‌مشام حیوانات خورد، که نمی‌دانستند چیست. باد بو را از سمت آبجوسازی که پشت آشپزخانه واقع بود و در دروان جونز متروک مانده بود می‌آورد. یکی گفت که این بوی جوی جوشانده است و حیوانات با ولع هوا را بالا کشیدند و فکر کردند شاید برای شام حریره گرم دارند. اما از شام گرم خبری نشد. یکشنبه بعد اعلام شد که از این تاریخ محصول جو مختص خوکها است. در مزرعه پشت باغ میوه هم جو کشت شده بود. خیلی زود این خبر هم نشت کرد که هر خوکی روزانه نیم‌لیتر جیره آبجو دارد و چهار لیتر هم مختص شخص ناپلئون است که در قدح چینی به‌حضورش می‌برند.

مشقاتی که حیوانات تحمل می‌کردند، با جلال بیشتر زندگی امروزشان تعدیل می‌شد. این روزها سرود و آواز و نطق و خطابه‌و تظاهرات و رژه بیشتر بود. ناپلئون امر کرده بود حیوانات هفته‌ای یک بار تظاهرات داوطلبانه بکنند، برای اینکه پیروزی و فتوحات را جشن بگیرند. حیوانات سر وقت معین کار را تعطیل می‌کردند و دور محوطه سربازوار به‌راه می‌افتادند. خوکها در جلو و بعد به‌ترتیب اسبها، گاوها، گوسفندها و پرندگان حرکت می‌کردند. سگها در دو طرف صف بودند و پیشاپیش همه جوجه‌خروس ناپلئون بود. باکسر و کلوور پرچم سبزی را که رویش نقش سم و شاخ و شعار «زنده‌باد رفیق ناپلئون!» رسم بود حمل می‌کردند. بعد اشعاری که در مدح ناپلئون سروده شده بود قرائت می‌شد و بعد سکوئیلر راجع به‌آخرین پیشرفتها و ازدیاد محصول سخنرانی می‌کرد و بر حسب موقعیت گلوله‌ای هم شلیک می‌شد. گوسفندان به‌تظاهرات داوطلبانه علاقه زیادی داشتند و اگر معدودی از حیوانات، وقتی که خوکها و سگها در حول و حوش نبودند لب به‌شکایت می‌گشودند که این کار موجب اتلاف وقت و مستلزم ایستادن در هوای سرد است. گوسفندان مطمئنآ آنها را با بع‌بع پرصدای «چهارپا خوب، دوپا بد» ساکت می‌کردند. به‌طور کلی حیوانات از این قبیل جشنها لذت می‌بردند، چون یادآور این بود که ارباب خودشان هستند و کاری که می‌کنند فقط برای خودشان است و این مسأله موجب تسلای خاطر بود. به‌هر حال با آوازها و تظاهرات و آمار سکوئیلر و شلیک گلوله و قوقولی‌قوقوی جوجه خروس و اهتزاز پرچم اقلاً برای مدت کوتاهی فراموش می‌کردند که شکمشان خالی است.

در ماه آوریل در قلعه حیوانات اعلام جمهوریت شد و لازم شد رئیس‌جمهوری انتخاب شود. جز ناپلئون نامزدی برای این کار نبود و او به‌اتفاق آراء انتخاب گردید. در همان روز انتخابات شایع شد که اسناد جدیدی درباره همکاریهای سنوبال با جونز، به‌دست آمده است و تازه معلوم شده که سنوبال فقط قصد نداشته است که جنگ گاودانی را با شکست مواجه سازد، بلکه سنوبال در طرف جونز می‌جنگیده است. در حقیقت او به‌عنوان سرکرده قوای آدمها با شعار «زنده‌باد بشریت» وارد جنگ گاودانی شد و زخمی که، هنوز معدودی به‌خاطر داشتند بر پشتش وارد آمد جای دندانهای ناپلئون بوده است.

در اواسط تابستان موزز، زاغ اهلی، پس از چندین سال باز در قلعه حیوانات پیدا شد. هیچ تغییری نکرده بود. باز کار نمی‌کرد و هنوز با همان آهنگ از سرزمین شیر و عسل صحبت می‌کرد. بر تنه درختی می‌نشست بالهای سیاهش را بر هم می‌زد و با هر کس که میدان می‌داد حرف می‌زد. با منقار بزرگش به‌آسمان اشاره می‌کرد و با طمطراق می‌گفت: «رفقا آن بالا، آن بالا درست پشت آن ابر سیاه سرزمین شیر و عسل است؛ همان سرزمینی که ما حیوانات بدبخت در آن برای همیشه از رنج کار آسوده می‌شویم.» حتی مدعی بود که در یکی از پروازهای دور و درازش آنجا را دیده است، مزارع جاودانی شبدر و پرچینهایی که روی آنها قند و کلوچه می‌روید دیده است. خیلی از حیوانات گفته‌های او را باور می‌کردند، و منطقشان این بود که زندگی اکنون پرمشقت است، انصاف در این است که دنیای بهتری در جای دیگر وجود داشته باشد. مطلبی که درکش مشکل بود، رویه خوکها در مقابل موزز بود. گفته‌های او را درباره سرزمین شیر و عسل با طرز اهانت‌آمیزی تکذیب می‌کردند، معذلک به‌او اجازه داده بودند بی‌آنکه کاری انجام دهد در مزرعه بماند و حتی روزانه یک ته استکان آبجو هم برایش منظور کرده بودند.

نظرات کاربران

keyvan vadipour
۱۳۹۹/۰۸/۰۱

بیشتر حال و روز مملکت خود ماست واقعا لذت بردم از خوندن این کتاب با خوندن هر سطر گویی رفتار و واقعیتی در جامعه تو ذهنم تداعی شد.

کاربر ۱۳۸۶۶۸۰
۱۴۰۰/۰۷/۰۲

عالی بود فقط نمیدونم ما داریم از روی این کتاب زندگی می‌کنیم یا این کتاب را از روی زندگی ما نوشتن😁😁😁

ali javid
۱۳۹۹/۰۷/۰۱

بسیار عالی

محمد اجرلو
۱۴۰۰/۱۱/۱۱

این کتاب حتما باید بخونید یا گوش کنید و کد های کتاب رو بفهمید. به بچها از بچگی نشون بدید کتاب هارو بخونن ک مثل نسل ما بدبخت نشن

ebia.rahman
۱۳۹۹/۰۹/۲۶

جای جای داستان با حال اخیر خودمان قابل تطبیق است. این کتاب پرفروش را گوش دهید تا دیدتان به زندگی کنونی‌مان تغییر کند.

کاربر ۲۳۲۰۴۹۴
۱۳۹۹/۰۸/۱۶

این کتاب واقعا عالی هست پیشنهاد می کنم بخونیدش عالی هست

mohamad jalili
۱۳۹۹/۰۸/۲۰

عالی

مهدی خانی
۱۴۰۰/۱۰/۳۰

کتاب فوق العاده با ارزشی هستش و خیلی ملموسه اتفاقا داستانش

Mohammadtaghy Masoumy
۱۳۹۹/۰۸/۲۵

بسیار عالی

Lovemet
۱۳۹۹/۱۲/۰۶

عالی بود همه چی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۰۳ ساعت و ۴۸ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۲۱۲٫۲ مگابایت
زمان۰۳ ساعت و ۴۸ دقیقه
قابلیت انتقالدارد
حجم۲۱۲٫۲ مگابایت