دانلود رایگان کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ

دانلود و خرید کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ

معرفی کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ نوشته‌ی هوشنگ گلشیری با گویندگی علی شمسی، مائده مرتضوی و مهدی رضایی اثری است که در قالب یک نمایش رادیویی توسط خانه داستان چوک منتشر شده است. این کتاب صوتی بر پایه‌ی داستان گرگ از گلشیری ساخته شده و فضای سرد و برفی یک ده دورافتاده، بهداری کنار قبرستان و حضور مرموز گرگ‌ها را به‌کمک دیالوگ، افکت‌های صوتی و بازی چند صدا پیش چشم شنونده زنده می‌کند. در این کتاب صوتی شنونده با دکتر جوانی روبه‌رو می‌شود که همراه همسر ۱۹ ساله‌اش اختر در بهداری ده زندگی می‌کند؛ جایی دور از آبادی، کنار قبرستان، در زمستانی پر از برف و زوزه‌ی گرگ‌ها. روایت از زبان معلم ده شکل گرفته و به‌تدریج رابطه‌ی عجیب و وسواس‌گونه‌ی زن دکتر با گرگی که هر شب پشت پنجره ظاهر می‌شود آشکار می‌شود. نمایش رادیویی داستان گرگ با گویندگی علی شمسی در نقش کارگردان و یکی از شخصیت‌ها، مائده مرتضوی در نقش اختر و مهدی رضایی در نقش راوی/معلم اجرا شده و افکت‌های صوتی استودیو راز فضای شنیداری اثر را کامل کرده است. خانه داستان چوک آن را منتشر کرده است و آکادمی داستان‌نویسی کانون فرهنگی چوک در مقام تهیه‌کننده در شکل‌گیری این کتاب صوتی حضور داشته است.

درباره کتاب نمایش رادیویی داستان گرگ

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ اثری است که بر پایه‌ی داستانی از هوشنگ گلشیری شکل گرفته و در قالب یک نمایش رادیویی چندصدایی اجرا شده است. روایت در دهی برفی و دورافتاده می‌گذرد؛ جایی که بهداری آن در حاشیه‌ی آبادی و درست آن‌سوی قبرستان قرار دارد. راوی داستان، معلم ده است که از ظهر یک پنجشنبه خبر بازگشت دکتر را می‌دهد؛ دکتری که از شهر برگشته، تنها، بی‌همسر و درهم‌شکسته. شنونده از خلال روایت معلم و گفت‌وگوهای او با دکتر، راننده، صدیقه و سفر، کم‌کم با گذشته‌ی نزدیک این زوج و ماجرای گرگی که هر شب پشت پنجره‌ی بهداری ظاهر می‌شود روبه‌رو می‌شود. در کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ فضای برفی، جاده‌ی تنگه، بهداری کنار قبرستان، صدای زوزه‌ی گرگ‌ها و تله‌ای که برای شکار گرگ گذاشته شده، عناصر اصلی صحنه‌ها را می‌سازند و در کنار هم حس ناامنی، ترس و وسواس را تشدید می‌کنند. در این کتاب صوتی ساختار اثر به‌گونه‌ای است که شنونده با چند بخش و گره روایی روبه‌رو می‌شود: معرفی دکتر و همسرش اختر و زندگی‌شان در بهداری؛ شکل‌گیری رابطه‌ی عجیب اختر با گرگ و خیره‌شدن‌های طولانی او پشت پنجره؛ گفت‌وگوهای او با معلم درباره‌ی گرگ‌ها و کتاب‌های جک لندن؛ ماجرای تله‌ی گرگ در قبرستان؛ حضور ژاندارم‌ها و تیراندازی در تنگه؛ و درنهایت سفر آخر دکتر و اختر در جاده‌ی برفی. در خلال این بخش‌ها، نقاشی‌های اختر از گرگ، پنجه‌ها، گوش‌های آویخته و سایه‌ی اغراق‌آمیز گرگ که تمام بهداری و قبرستان را می‌پوشاند، بارها توصیف شده است و به داستان حالتی کابوس‌گونه می‌دهد. کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ با تکیه‌بر دیالوگ، توصیف‌های موجز راوی و افکت‌های صوتی، فضای ذهنی و عاطفی شخصیت‌ها را برجسته کرده است و شنونده را در موقعیتی قرار می‌دهد که باید میان «گرگ واقعی»، «ترس جمعی» و «وسواس و دگرگونی روانی اختر» مرز بگذارد یا از این مرزبندی صرف‌نظر کند.

خلاصه داستان نمایش رادیویی داستان گرگ

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ با خبری کوتاه آغاز می‌شود: ظهر پنجشنبه خبر می‌رسد که دکتر به ده برگشته، تنها و درحالی‌که حال خوشی ندارد. راوی که معلم ده است از دربان بهداری می‌شنود که دکتر از دیشب تا حالا یک‌سره خوابیده و هر بار که بیدار می‌شود هق‌هق گریه می‌کند. کم‌کم از خلال روایت او و دیگران، گذشته‌ی نزدیک دکتر و همسرش اختر باز می‌شود. دکتر و اختر در دو اتاق بهداری کنار قبرستان زندگی می‌کنند؛ جایی یک میدان دورتر از آبادی. اختر دختری ۱۹ ساله، لاغر و رنگ‌پریده است که گاهی با کتاب و پاکت آب‌نبات به ده می‌آید، بچه‌ها را دوست دارد اما حوصله‌ی درس‌دادن ندارد و بیشتر وقتش را کنار بخاری و پشت پنجره می‌گذراند. با آمدن برف اول، اختر کمتر از خانه بیرون می‌آید و زن‌ها می‌بینند که او کنار بخاری می‌نشیند و کتاب می‌خواند. صدیقه، زن راننده، اولین کسی است که متوجه می‌شود اختر با شنیدن صدای زوزه‌ی گرگ کنار پنجره می‌ایستد و به صحرا خیره می‌شود. او یک‌بار چشم‌های براق گرگ را می‌بیند و می‌بیند که اختر چطور به آن چشم‌ها خیره شده است. برف‌های بعدی که می‌بارد، دکتر کمتر می‌تواند برای سرکشی به دهات اطراف برود و در دوره‌های شبانه‌ی ده شرکت می‌کند. اختر اما ترجیح می‌دهد در خانه بماند، کنار بخاری یا پشت پنجره، رو به بیابان سفید، قبرستان و چراغ‌های ده. راوی در یکی از دیدارها با اختر درباره‌ی گرگ‌ها حرف می‌زند، از گرسنگی‌شان، حلقه‌زدن دور هم و خوردن ضعیف‌ترین‌شان، و از سگ‌هایی که فقط قلاده‌شان پیدا می‌شود. اختر می‌گوید کتاب‌های جک لندن را خوانده و حالا گرگ‌ها را خوب می‌شناسد. او به‌تدریج شروع می‌کند به کشیدن نقاشی‌هایی از گرگ: دو چشم سرخ درخشان در صفحه‌ای سیاه، گرگی نشسته رو به ماه، سایه‌ای که تمام بهداری و قبرستان را می‌پوشاند، و طرح‌هایی از پوزه و پنجه و گوش‌های آویخته. وقتی برای بچه‌های مدرسه نقاشی درس می‌دهد، هرچه می‌خواهد چیز دیگری بکشد باز دستش خودبه‌خود گرگ را روی تخته می‌کشد. دکتر برای مقابله با خطر گرگ، تله‌ای بزرگ با یک شقه گوشت در قبرستان می‌گذارد. یک گرگ در تله می‌افتد و با بیل کشته می‌شود، اما اختر به صدیقه می‌گوید گرگ واقعی هنوز آن‌طرف نرده‌ها می‌نشیند و این یکی حتماً سگ یا تله‌گرگی بوده است. ژاندارم‌ها چند شب در خانه‌ی دکتر می‌مانند و شبی صدای تیر شنیده می‌شود، اما فردا فقط رد خون و جای پای گرگ‌ها در تنگه پیدا می‌شود و حتی یک استخوان هم دیده نمی‌شود. اختر با شنیدن خبر فقط لبخند می‌زند. در سفر آخر، دکتر و اختر با ماشین در جاده‌ی تنگه در برف سنگین گیر می‌کنند. برف شیشه‌ها را می‌پوشاند، برف‌پاک‌کن از کار می‌افتد و موتور خاموش می‌شود. دکتر در تاریکی سیاهی گرگی را می‌بیند که وسط جاده ایستاده است. اختر با چراغ‌قوه بیرون را نگاه می‌کند و می‌گوید شاید سگ گله باشد. او پیشنهاد می‌کند کیف چرمی‌اش را برای گرگ بیندازد تا سرش گرم شود و دکتر بتواند به ماشین برسد. کیف را بیرون می‌اندازد اما وقتی برای پیدا کردنش بیرون می‌رود دیگر برنمی‌گردد. دکتر از ترس در را می‌بندد و بعد فقط می‌داند که اختر در برف و تاریکی و در مجاورت گرگی که نمی‌داند واقعی است یا نه، ناپدید شده است. روز بعد فقط کیف چرمی پیدا می‌شود. دکتر پس از بازگشت، در بهداری درهم‌شکسته است و مدام تکرار می‌کند که تقصیر او نبوده است، درحالی‌که نقاشی‌های اختر از گرگ و یادداشت کوچکی که نقاشی‌ها را به دبستان تقدیم کرده، تنها چیزهایی است که از او به‌جا مانده است.

چرا باید کتاب نمایش رادیویی داستان گرگ را بشنویم؟

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ نمونه‌ای از تبدیل یک داستان کوتاه به یک تجربه‌ی شنیداری چندلایه است. این کتاب صوتی با استفاده از چند صدا، افکت‌های محیطی و ریتم گفت‌وگوها، فضای برفی و بسته‌ی ده، بهداری کنار قبرستان و حضور دائمی و مبهم گرگ را به‌گونه‌ای بازسازی کرده است که شنونده در مرکز تنش و اضطراب شخصیت‌ها قرار می‌گیرد. در این کتاب صوتی رابطه‌ی میان ترس، خیال و واقعیت به‌تدریج شکل می‌گیرد. اختر از یک زن جوان خجالتی که کتاب می‌خواند و بچه‌ها را دوست دارد، به شخصیتی تبدیل می‌شود که نگاهش به گرگ و نقاشی‌هایش از آن، مرز میان دلبستگی، وسواس و نوعی کشش مرموز را مخدوش می‌کند. شنونده در طول داستان با سؤالاتی روبه‌رو می‌شود: گرگ تا چه حد واقعی است و تا چه حد ساخته‌ی ذهن و ترس جمعی ده؟ نقش تنهایی، دورافتادگی و زندگی کنار قبرستان در دگرگونی اختر چیست؟ و دکتر در این میان چه سهمی در سرنوشت همسرش دارد؟ کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ همچنین تصویری از مناسبات یک جامعه‌ی کوچک روستایی، شایعات، ترس‌های مشترک و واکنش جمعی به خطری نامرئی ارائه کرده است. حضور ژاندارم‌ها، تله‌ی گرگ در قبرستان، گفت‌وگوهای معلم با دکتر و زن‌ها، و نگاه بچه‌ها به نقاشی‌های گرگ، لایه‌های مختلفی از مواجهه‌ی انسان با ترس و ناشناخته را پیش می‌کشد. شنیدن این کتاب صوتی برای کسانی که به تجربه‌ی شنیداری فضاهای سرد، برفی و پرتعلیق علاقه‌مند هستند، امکان همراهی با روایتی فراهم می‌کند که هم جنبه‌ی داستانی دارد و هم جنبه‌ی روانی و نمادین.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان گرگ به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های پرتعلیق با فضای سرد و برفی علاقه‌مند هستند و از روایت‌هایی درباره‌ی ترس، تنهایی و مرز مبهم میان واقعیت و خیال لذت می‌برند. همچنین این کتاب صوتی به علاقه‌مندان آثار هوشنگ گلشیری، دوست‌داران نمایش‌های رادیویی و شنوندگانی پیشنهاد می‌شود که کنجکاوند ببینند یک داستان کوتاه چگونه در قالب یک اجرای صوتی چندصدایی و مبتنی‌بر دیالوگ و افکت بازآفرینی شده است.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۱۹ دقیقه

حجم

۴۴٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۱۹ دقیقه

حجم

۴۴٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان