
دانلود و خرید کتاب صوتی فانوس خاطرات گمشده
معرفی کتاب صوتی فانوس خاطرات گمشده
کتاب صوتی فانوس خاطرات گمشده نوشتهی ساناکا هیراگی شنونده را به استودیوی عکاسی عجیبی میبرد که در مرز میان زندگی و مرگ قرار گرفته است. در این کتاب صوتی، هیراسا کا، صاحب استودیو، از تازهدرگذشتگان استقبال میکند و آنها را در آخرین سفرشان همراهی میکند؛ سفری که با عکسها، خاطرات و بازگشتهای کوتاه به گذشته گره خورده است. کیومرث عاقلان این اثر را به فارسی ترجمه کرده است و نشر صوتی پُرسون آن را با گویندگی علی بهلگردی منتشر کرده است. این کتاب صوتی در قالب روایتی داستانی، از دل یک استودیوی عکاسی قدیمی آغاز میشود؛ جایی که دوربینهای غولپیکر، فانوسهای چرخان و اتاقی سفید و خالی، به ابزارهایی برای مواجهه با خاطرات و زندگی گذشته تبدیل شدهاند. شنونده در همان فصل نخست با پیرزنی به نام هاتسوئه یاگی همراه میشود که ناگهان درمییابد مرده است و حالا باید از میان صدها عکس، برای هر سال زندگیاش یک تصویر انتخاب کند. حضور دوربینهای قدیمی، تاریکخانه، اتاق تجهیزات و امکان سفر کوتاه به گذشته، به این کتاب صوتی حالوهوایی پر از جزئیات بصری و حسی میدهد که در کنار اجرای صوتی، تجربهای نزدیک به تماشای یک فیلم در ذهن مخاطب میسازد.
درباره کتاب فانوس خاطرات گمشده
کتاب صوتی فانوس خاطرات گمشده داستانش را از استودیوی عکاسی هیراساکا آغاز میکند؛ استودیویی که در ظاهر، یک آتلیهی قدیمی با فرش قرمز کهنه، گلهای روی پیشخان و دوربین فانوسی عظیم است اما در واقع، ایستگاهی موقت میان دنیای زندگان و مردگان بهشمار میآید. ساناکا هیراگی در این کتاب صوتی، مرگ را نه بهعنوان پایان، بلکه بهعنوان فرصتی برای مرور زندگی و روبهروشدن با خاطرات به تصویر کشیده است. هر «مهمان» پس از مرگ، در این استودیو بیدار میشود، چای مینوشد، در حیاطی با درختان گیلاس و فانوسهای سنگی قدم میزند و کمکم میفهمد که دیگر زنده نیست. سپس با جعبهای عظیم از عکسها روبهرو میشود؛ برای هر روز زندگیاش یک عکس. او باید برای هر سال عمرش یک تصویر انتخاب کند تا در فانوس چرخانی نصب شود که پیش از رفتن به دنیای بعد، زندگیاش را در برابر چشمانش میچرخاند. کتاب صوتی فانوس خاطرات گمشده در فصلها و بخشهای متعددی پیش میرود و در فصل اول با عنوان «پیرزن و اتوبوس» روی زندگی هاتسوئه یاگی تمرکز کرده است. شنونده ابتدا با بیدارشدن هاتسوئه در استودیو، گفتوگوی او با هیراساکا، کشف این حقیقت که مرده است و آشنایی با فانوس خاطرات همراه میشود. سپس روایت به گذشته میرود و زندگی هاتسوئه در محلهی آراتانو در توکیو، سالهای پساز جنگ، کار او بهعنوان معلم مهدکودک، مشکلات اقتصادی، درگیری با همسایهای به نام خانم هیسانو و تلاش برای ساختن مهدکودکی امن برای کودکان روایت شده است. در همین فصل، نقش یک اتوبوس قدیمی توکیو و عکسی کمرنگ از روزی سرنوشتساز در زندگی هاتسوئه پررنگ میشود؛ عکسی که آنقدر مهم بوده که با مرور زمان رنگ باخته است. ساختار کتاب صوتی بهگونهای است که میان استودیوی مرزی، اتاق سفید نمایش فانوس، اتاق تجهیزات پر از دوربینهای گوناگون و سفرهای کوتاه به گذشته رفتوبرگشت ایجاد میکند و از خلال این رفتوبرگشتها، هم زندگی شخصیتها و هم نگاه آنها به مرگ و خاطره را آشکار میسازد.
خلاصه داستان فانوس خاطرات گمشده
در مرکز کتاب صوتی فانوس خاطرات گمشده ایدهای ساده اما تأثیرگذار قرار دارد: هر انسانی پساز مرگ، پیش از رفتن به دنیای بعد، به استودیوی عکاسیای میرسد که مرز میان دو جهان است. صاحب این استودیو، هیراساکا، راهنمایی است که به مهمانان توضیح میدهد مردهاند، بدنشان هنوز شبیه قبل است، میتوانند چای بنوشند، راه بروند و حتی عرق کنند اما درواقع در ایستگاهی موقت قرار دارند. او جعبهای بزرگ از عکسها را روی میز میگذارد؛ برای هر روز زندگی یک عکس. مهمان باید برای هر سال عمرش یک تصویر انتخاب کند تا در «فانوس چرخان» نصب شود؛ فانوسی که هنگام روشنشدن، زندگی او را بهشکل نمایش نوریِ پیوستهای پیش چشمش میگذراند و سپس او را بهسوی دنیای پساز مرگ میفرستد. در فصل «پیرزن و اتوبوس» شنونده با هاتسوئه یاگی همراه میشود؛ پیرزنی ۹۲ ساله که در استودیو بیدار میشود، کمکم حدس میزند مرده است و این سؤال را مستقیم از هیراساکا میپرسد. او با تعجب میفهمد که هنوز میتواند راه برود، زانویش درد نمیکند، بدون عینک همهچیز را واضح میبیند و طعم چای را حس میکند. هیراساکا برایش توضیح میدهد که اینجا مرز زندگی و مرگ است، خودش خدایی نیست، فقط راهنمایی است که کمک میکند مهمانها با مرگ کنار بیایند و با خاطراتشان روبهرو شوند. هاتسوئه شروع میکند به ورقزدن صدها عکس زندگیاش؛ از کودکی در توشیما، والدینش، دوستان محله، شالیزارها، جادهی میان مزارع برنج، تا سالهای جوانی. هر عکس موجی از خاطرات را برمیگرداند؛ چیزهایی که کاملا فراموش شده بودند و حالا با یک تصویر دوباره زنده میشوند. در میان این عکسها، مجموعهای از تصاویر یک اتوبوس قدیمی توکیو و بهویژه عکسی کمرنگ، برای هاتسوئه اهمیت ویژهای دارد. او میگوید آن روز، روز بسیار مهمی در زندگیاش بوده است؛ روزی در ۴ جولای ۱۹۶۹، زمانی که ۳۳ سال داشته. اما عکس آنقدر رنگ باخته که جزئیاتش بهسختی دیده میشود. هیراساکا توضیح میدهد که عکسهای خیلی عزیز، بهخاطر دیدهشدن مداوم، کمرنگ میشوند؛ همانطور که خاطرات مهم، با مرور زیاد، شکل دیگری پیدا میکنند. سپس پیشنهادی غیرمنتظره میدهد: بازگشت کوتاه به همان روز و همان مکان، برای گرفتن دوبارهی عکس. برای این کار، او هاتسوئه را به اتاق تجهیزات میبرد؛ جایی شبیه قبرستانی از دوربینها، از مدلهای چوبی و فانوسی تا دوربینهای دیجیتال. آنها در میان این همه دوربین، مدلی آشنا برای هاتسوئه انتخاب میکنند؛ کنون اتوبوی، دوربینی که او قبلا در زندگیاش استفاده کرده است. هیراساکا توضیح میدهد که در سفر به گذشته، آنها فقط ناظر خواهند بود؛ کسی آنها را نمیبیند، نمیتوانند با کسی حرف بزنند یا چیزی را لمس کنند و تنها کاری که میتوانند انجام دهند، تماشا و عکاسی است. سپس در اتاق سفید، دری بهسوی گذشته باز میشود و آن دو ناگهان خود را کنار رودخانهای در آداچی مییابند؛ جایی که چهار دودکش نیروگاه، خاکریزهای خاکی و قایق مسافربری، چشمانداز آشنای سالهای دور را میسازند. از این نقطه، روایت به زندگی هاتسوئه در سالهای پساز جنگ میپردازد: کار او بهعنوان معلم مهدکودک در محلهی صنعتی آراتانو، نجات پسربچهای از غرقشدن در رودخانه، تلاش برای مراقبت از کودکان خانوادههای کارگر، درگیری با همسایهای ثروتمند و حساس به سروصدا به نام خانم هیسانو، مشکلات مالی، تأخیر در حقوق، ناامنی محل مهدکودک و رؤیای ساختن مهدی «فوقالعاده» برای بچهها. در کنار این روایت، گفتوگوهای هاتسوئه و هیراساکا دربارهی معنای خاطره، نقش پشیمانیها و کینهها در گیرکردن روحها میان دو دنیا و امکان تولد دوباره در دنیای بعد، لایهی فکری کتاب را شکل میدهد.
چرا باید کتاب فانوس خاطرات گمشده را بشنویم؟
کتاب صوتی فانوس خاطرات گمشده از دل یک موقعیت خیالانگیز، به موضوعی بسیار انسانی نزدیک شده است: اینکه زندگی در نهایت به چه چیزهایی تقلیل پیدا میکند و چه خاطراتی برای هرکس آنقدر مهم است که حاضر است برای حفظشان به گذشته برگردد. شنونده در این کتاب صوتی، همزمان با هاتسوئه، با این پرسش روبهرو میشود که اگر قرار باشد برای هر سال زندگی فقط یک تصویر انتخاب شود، چه لحظههایی شایستهی ماندن هستند. این زاویهی دید، شنیدن کتاب را به نوعی مکث در زندگی روزمره تبدیل میکند و ذهن را به مرور خاطرات شخصی وادار میکند. این کتاب صوتی همچنین تصویری زنده از توکیو و محلههای کارگری در سالهای پساز جنگ ارائه کرده است؛ از رودخانهی سانزو در اسطورهها تا رودخانهی واقعی کنار آراتانو، از پل چوبی لرزان و خیابانهای خاکی تا مهدکودکی موقت در اتاقی خالی از شرکت فولاد. روایت زندگی هاتسوئه بهعنوان معلم مهدکودک، فشارهای اقتصادی، بحثهای او با مادرش دربارهی «ارزش» کارش، و برخوردش با خانم هیسانو، شنونده را با دغدغههایی آشنا روبهرو میکند: معنای شغل، شأن مراقبت از کودکان، و فاصلهی میان نگاه کسانی که کار مراقبتی را «پرستاری ساده» میبینند و کسانی که آن را بخشی از ساختن آینده میدانند. از سوی دیگر، حضور استودیوی مرزی، دوربینهای بیشمار، تاریکخانه، اتاق سفید نمایش فانوس و امکان سفر کوتاه به گذشته، به این کتاب صوتی حالوهوایی تصویری و سینمایی داده است که در قالب صوتی، بهخوبی در ذهن شنونده شکل میگیرد. گفتوگوهای آرام و گاه شوخطبعانهی هیراساکا و هاتسوئه، توضیحهای او دربارهی روح، خاطره، پشیمانی و تولد دوباره، و ترکیب آن با جزئیات روزمره مثل طعم چای، کیک لوبیای یوکان و صدای کودکان، فضایی میسازد که هم تأملبرانگیز است و هم صمیمی. شنیدن این کتاب صوتی میتواند برای کسانی که به داستانهایی دربارهی مرگ، خاطره، شهر، کار و رابطهی نسلها علاقهمند هستند، فرصتی برای همراهی با روایتی آرام اما پرجزئیات باشد که از خلال یک پیرزن و یک عکاس مرزی، به پرسشهای بزرگتری دربارهی زندگی نزدیک شده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای احساسی و تأملبرانگیز دربارهی مرگ، خاطره و مرور زندگی علاقهمند هستند؛ به کسانی که روایتهای شهری و تاریخی از توکیو و سالهای پساز جنگ برایشان جذاب است؛ به معلمان، مربیان و افرادی که در حوزهی مراقبت از کودکان کار میکنند و میخواهند بازتابی داستانی از ارزش کار خود ببینند؛ به شنوندگانی که به فضاهای خیالانگیز با جزئیات دقیق (مثل استودیوی عکاسی مرزی و سفر به گذشته با دوربین) علاقه دارند؛ و به هرکسی که دوست دارد در قالب یک داستان، دربارهی این فکر کند که اگر قرار باشد زندگیاش در چند تصویر خلاصه شود، چه لحظههایی را انتخاب میکند.
زمان
۴ ساعت و ۳۴ دقیقه
حجم
۲۵۱٫۳ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد
زمان
۴ ساعت و ۳۴ دقیقه
حجم
۲۵۱٫۳ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد