کتاب صوتی اجازه نده او بماند + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی اجازه نده او بماند

دانلود و خرید کتاب صوتی اجازه نده او بماند

معرفی کتاب صوتی اجازه نده او بماند

کتاب صوتی اجازه نده او بماند نوشته‌ی نیکولا ساندرز داستانی معاصر، پرتعلیق و خانوادگی است که در فضایی به‌ظاهر آرام و روستایی آغاز می‌شود و به‌تدریج به سمت تنش، سوءظن و ترس پیش می‌رود. نشر نارنگی آن کتاب را با ترجمه‌ی شقایق رضازاده و با گویندگی شهره روحی، فریاد موسویان، عاطفه رضوان‌نیا و گروه گویندگان منتشر کرده است. روایت چندصدایی و حضور چند گوینده باعث شده فضای خانه، رابطه‌ی زن و شوهر، حضور نوزاد و ورود یک دختر جوان به این خانه، برای شنونده زنده و ملموس شود. در مرکز ماجرا جوآن قرار دارد؛ زنی سی‌وسه‌ساله که تازه مادر شده و در خانه‌ای بزرگ و نسبتا دورافتاده با همسرش ریچارد و نوزادشان اوی زندگی می‌کند. در همان صفحات آغازین، شنونده با صحنه‌ای نفس‌گیر روبه‌رو می‌شود: جوآن در حال فرار از خانه‌ای است که دود از آن بلند می‌شود و هر صدای گریه‌ی نوزاد می‌تواند به قیمت جانشان تمام شود. سپس روایت به سه هفته قبل برمی‌گردد و آرام‌آرام زندگی روزمره، تنهایی، خستگی و اضطراب‌های جوآن را نشان می‌دهد. ورود کلویی، دختر بزرگ‌سال ریچارد از ازدواج قبلی، و همچنین استخدام پرستار کودک، این تعادل شکننده را به‌هم می‌زند و شنونده را وارد مسیری می‌کند که معلوم نیست چه‌کسی قابل اعتماد است و چه‌کسی نه.

درباره کتاب اجازه نده او بماند

کتاب اجازه نده او بماند با تمرکز بر زندگی جوآن، مادر جوانی که در خانه‌ای بزرگ و به‌ظاهر امن در روستا زندگی می‌کند، شروع می‌شود و از همان ابتدا نشان می‌دهد که زیر سطح این آرامش، چیزی نگران‌کننده جریان دارد. نیکولا ساندرز در آن کتاب از زاویه‌ی دید جوآن، احساس خستگی، انزوا، فراموشی‌های کوچک، وابستگی شدید به نوزاد و فاصله‌ی عاطفی رو‌به‌افزایش با همسرش ریچارد را به تصویر کشیده است. شنونده با جزئیات خانه، اتاق‌ها، باغ، سگ سالخورده‌ی خانواده و روال روزمره‌ی جوآن آشنا می‌شود؛ از چای دم‌کردن و ورق‌زدن مجله‌های دکوراسیون تا حرف‌زدن‌های کوتاه و نصفه‌نیمه با نظافت‌چی خانه، رکسان. در همین بستر روزمره است که چند خط داستانی مهم شکل می‌گیرد: تلاش جوآن برای بازگشت به کار سابقش در آژانس املاک به‌صورت دورکاری، تصمیم برای استخدام پرستار کودک، و مهم‌تر از همه، نامه‌ای که از طرف کلویی، دختر ریچارد، می‌رسد و خبر از آمدن او به این خانه می‌دهد. در ادامه‌ی کتاب صوتی اجازه نده او بماند شنونده وارد مرحله‌ای می‌شود که روابط خانوادگی و روانی شخصیت‌ها پیچیده‌تر می‌شود. ساختار کتاب فصل‌به‌فصل پیش می‌رود و در همان بخش‌های ابتدایی، چند فصل کوتاه و پشت‌سرهم شنیده می‌شود که هرکدام تکه‌ای از گذشته و حال را روشن می‌کند: فصل‌هایی مثل «سه هفته قبل» که از صحنه‌ی فرار و آتش‌سوزی به عقب برمی‌گردد، فصل‌هایی که به آشنایی جوآن و ریچارد، ازدواج قبلی ریچارد با دایان و مرگ او، و فرستادن کلویی به مدرسه‌ی شبانه‌روزی می‌پردازد، و فصل‌هایی که ورود کلویی به خانه، واکنش‌های سرد و چندپهلو‌ی او، و حساسیت شدید ریچارد نسبت به امنیت اوی را نشان می‌دهد. در کنار این خط اصلی، خط فرعی استخدام پرستار جوانی به نام پائولا و حضور او در خانه، و همچنین بازگشت تدریجی جوآن به کار، لایه‌های تازه‌ای از تنش و سوءظن را اضافه کرده است. آن کتاب با ترکیب صحنه‌های صمیمی خانوادگی، گفت‌وگوهای روزمره، و لحظه‌های ناگهانی ترس و خطر، فضایی می‌سازد که شنونده مدام بین همدلی با جوآن و تردید نسبت به برداشت‌های او در نوسان می‌ماند.

خلاصه کتاب اجازه نده او بماند

روایت اجازه نده او بماند از صحنه‌ای آغاز می‌شود که جوآن نیمه‌شب نوزاد چهارماهه‌اش، اوی، را در آغوش گرفته و با التماس از او می‌خواهد بیدار نشود؛ چون می‌داند اگر او گریه کند، «این بار گریه‌اش باعث مرگشان می‌شود». او در تاریکی از خانه‌ای که دود از آن بلند شده فرار می‌کند، به‌سختی به ماشین می‌رسد، در سکوت مطلق سوییچ را روی شن‌ها پیدا می‌کند و درست در لحظه‌ای که می‌خواهد فرار کند، از پنجره‌ی طبقه‌ی دوم، کلویی را می‌بیند که پشت شیشه می‌کوبد و در میان دود به او خیره شده است. سپس روایت سه هفته به عقب برمی‌گردد تا نشان دهد چه مسیری به این لحظه‌ی هولناک منتهی شده است. در گذشته، جوآن در خانه‌ی روستایی بزرگ و نسبتا دورافتاده‌ای زندگی می‌کند که ریچارد برایش خریده؛ خانه‌ای با شش اتاق خواب، باغ بزرگ و چشم‌اندازهای زیبا. او که قبلا مشاور املاک بوده، حالا بیشتر وقتش را با اوی می‌گذراند و از تنهایی، بی‌خوابی و یکنواختی روزها خسته شده است. رابطه‌اش با ریچارد ترکیبی از عشق، قدردانی و دلخوری پنهان است؛ ریچارد مردی موفق در حوزه‌ی تأمین سرمایه است که زیاد کار می‌کند، گاهی دیر به خانه می‌آید و در عین حال نسبت به امنیت اوی حساسیتی افراطی دارد. جوآن در تلاش است دوباره بخشی از هویت شغلی‌اش را پس بگیرد؛ با دوست و همکار سابقش شلی تماس می‌گیرد و پیشنهاد می‌دهد به‌صورت دورکاری در کارهای آژانس کمک کند. این پیشنهاد موقتا پذیرفته می‌شود و جوآن برای هماهنگی کار و مراقبت از اوی، به فکر استخدام پرستار کودک می‌افتد. در همین زمان، نامه‌ای دست‌نویس به نام ریچارد می‌رسد که جوآن با کنجکاوی آن را نگاه می‌کند. فرستنده نه ایزابلا، نامزد سابق ریچارد، بلکه کلویی است؛ دختر جوان ریچارد از ازدواج قبلی‌اش با دایان. کلویی در نامه نوشته دلش برای پدرش تنگ شده و می‌خواهد در تعطیلات ترم، برای مدتی به خانه‌ی آن‌ها بیاید و به‌خصوص خواهر کوچکش را ببیند. این خبر برای ریچارد شبیه معجزه است؛ چون بعد از ازدواج او با جوآن، رابطه‌ی پدر و دختر تقریبا قطع شده بود و کلویی حتی در عروسی آن‌ها شرکت نکرد. جوآن هم امیدوار است با آمدن کلویی، خانواده «کامل» شود و بتواند به‌جای یک نامادری کلیشه‌ای، شبیه خواهر بزرگ‌تر یا دوستی صمیمی برای او باشد. جوآن در کنار این هیجان، پرستاری به نام پائولا را از طریق یک مرکز معتبر انتخاب می‌کند؛ دختری بیست‌وهشت‌ساله، دانشجوی روان‌شناسی نوزادان، با سابقه‌ی چندساله‌ی کار با خانواده‌های دیگر. ظاهر امروزی و خالکوبی‌های پائولا در نگاه اول جوآن را غافلگیر می‌کند، اما در مصاحبه احساس می‌کند با او راحت است و می‌تواند به او اعتماد کند. هم‌زمان، رابطه‌ی جوآن با نظافت‌چی خانه، رکسان، هم در پس‌زمینه جریان دارد؛ زنی جوان که بیشتر وقت‌ها با هدفون کار می‌کند و از گفت‌وگو طفره می‌رود، اما حضورش برای جوآن نوعی دلگرمی است. یک‌بار جوآن حس می‌کند رکسان او را یواشکی زیر نظر دارد و این حسِ دیده‌شدن، در ذهنش می‌ماند. با رسیدن روز آمدن کلویی، جوآن مضطرب و هیجان‌زده است. او اتاق مهمان را با دقت آماده می‌کند، گل از باغ می‌چیند و سعی می‌کند همه‌چیز برای استقبال از دختر ریچارد بی‌نقص باشد. وقتی کلویی می‌رسد، شنونده با دختری زیبا، آراسته و کمی سرد روبه‌رو می‌شود که جوآن را «جوآنا» صدا می‌زند، به ظاهر خسته و لباس‌های لک‌دار او نگاه موشکافانه‌ای می‌اندازد و در گفت‌وگوهای کوتاهش، طعنه‌هایی درباره‌ی فراموش‌کاری و سن جوآن می‌زند. او فعلا تمایلی به دیدن اویِ خوابیده نشان نمی‌دهد و بیشتر حواسش به پدرش است. در گفت‌وگوهای بعدی، گذشته‌ی تلخ کلویی روشن‌تر می‌شود: مرگ ناگهانی مادرش دایان در خانه، تنها ماندن او با جسد مادر تا صبح، احساس گناه و خشم نسبت به پدری که آن زمان در سفر کاری بوده، و فرستاده‌شدنش به مدرسه‌ی شبانه‌روزی در کشوری دیگر. همه‌ی این‌ها باعث شده رابطه‌ی او با ریچارد پر از زخم و سوءظن باشد. در فصل‌های بعدی، که در متن ارائه‌شده فقط آغازشان دیده می‌شود، تنش میان جوآن و کلویی آرام‌آرام بالا می‌رود، تصمیم جوآن برای کارکردن و آوردن پرستار، حساسیت ریچارد نسبت به اوی، و حضور آدم‌های فرعی مثل رکسان و پائولا، شبکه‌ای از روابط مبهم می‌سازد. شنونده می‌داند که سه هفته بعد، آتش، دود، فرار و نگاه کلویی پشت پنجره در پیش است، اما هنوز نمی‌داند چه اتفاقی در این فاصله رخ می‌دهد، چه‌کسی راست می‌گوید و چه‌کسی چیزی را پنهان کرده است.

چرا باید کتاب اجازه نده او بماند را بشنویم؟

اجازه نده او بماند برای شنونده‌ای که به داستان‌های پرتعلیق خانوادگی علاقه دارد، چند ویژگی برجسته دارد. نخست این‌که آن کتاب از دل یک موقعیت بسیار روزمره و آشنا شروع شده است: مادری که با نوزادش در خانه‌ای بزرگ تنهاست، همسری که زیاد کار می‌کند، و احساس فرسودگی و انزوایی که کم‌کم روی ذهن و رفتار او سایه می‌اندازد. همین زمینه‌ی آشنا باعث می‌شود شنونده به‌راحتی با جوآن همراه شود و هر تغییر کوچک در رفتار اطرافیان، هر نگاه و هر سکوت، برایش معنی‌دار شود. دوم این‌که ساختار زمانی کتاب، با بازگشت از صحنه‌ی فرار و آتش‌سوزی به «سه هفته قبل»، نوعی تعلیق مداوم ایجاد کرده است. شنونده از همان ابتدا می‌داند که قرار است اتفاقی فاجعه‌بار رخ دهد، اما مسیر رسیدن به آن اتفاق، پر از جزئیات زندگی روزمره، خاطرات گذشته، و گفت‌وگوهای ظاهرا ساده است. همین تضاد بین صحنه‌های آرام آشپزخانه، چای‌خوردن، حرف‌زدن درباره‌ی دکوراسیون یا دوچرخه، و صحنه‌ی آغازینِ پر از دود و ترس، کشش داستان را بالا نگه می‌دارد. سوم این‌که آن کتاب به شکل پررنگی به موضوعاتی مثل نقش مادری، فشارهای بعد از زایمان، احساس ناکافی‌بودن، وابستگی عاطفی به نوزاد، و ترس از قضاوت دیگران پرداخته است. جوآن مدام خودش را با تصویر «مادر ایده‌آل» مقایسه می‌کند، از نداشتن شیر کافی برای اوی خجالت می‌کشد، از ظاهر نامرتبش در برابر کلویی خجالت‌زده می‌شود و در عین حال می‌خواهد دوباره هویت شغلی‌اش را زنده کند. این کشمکش درونی، در کنار روابط پیچیده با ریچارد، کلویی، رکسان و پائولا، لایه‌ی روان‌شناختی داستان را پررنگ کرده است. چهارم این‌که نسخه‌ی صوتی با چند گوینده تولید شده و این چندصدایی‌بودن، به‌ویژه در داستانی که بر گفت‌وگو و تنش‌های ریز بین شخصیت‌ها تکیه دارد، به شنونده کمک می‌کند بهتر بین صداها و موقعیت‌ها تمایز بگذارد و فضای خانه و رابطه‌ها را واضح‌تر در ذهن بسازد. برای کسانی که دوست دارند در حین کارهای روزمره، داستانی گوش کنند که هم فضای خانوادگی و عاطفی داشته باشد و هم حس معما و خطر، این کتاب صوتی می‌تواند انتخابی مناسب باشد.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن اجازه نده او بماند به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های معاصر پرتعلیق با محوریت خانواده، رابطه‌ی همسران و نقش مادری علاقه دارند؛ به کسانی که دوست دارند در کنار یک خط معمایی و حس خطر، وارد جزئیات روانی شخصیت‌ها شوند؛ به شنونده‌هایی که تجربه‌ی مادرشدن، تنهایی در خانه یا بازگشت به کار بعد از بچه‌دارشدن برایشان آشناست؛ و به علاقه‌مندان داستان‌هایی که در آن‌ها اعتماد، حسادت، گذشته‌ی حل‌نشده و حضور یک «غریبه» در خانه، آرام‌آرام همه‌چیز را تغییر می‌دهد.

نظرات کاربران

مریم خیام
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

عالی و پر هیجان بود

kimia
۱۴۰۵/۰۱/۱۷

واقعااااا دلم‌میخواد با این پایان سرمو بکوبم تو دیواررررررر، این نصفه کاره بازیا چیه نویسنده ها از خودشون در میارن ، در کل بد نبود تا حدی ام غیرقابل پیش بینی بود.🙄

زمان

۱۰ ساعت و ۱۲ دقیقه

حجم

۵۶۰٫۴ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۱۰ ساعت و ۱۲ دقیقه

حجم

۵۶۰٫۴ مگابایت

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۱۷۲,۰۰۰
۸۶,۰۰۰
۵۰%
تومان