
دانلود و خرید کتاب صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست
معرفی کتاب صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست
کتاب صوتی سریال صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست نوشته مولانا جلالالدین محمد بلخی با گویندگی علیرضا شریعتی شنونده را به دل حکایتهای مثنوی میبرد تا معنای طمع، فریب، آزادی و بینش معنوی را در قالب داستانی شیرین و پرنکته دنبال کند. نشر نوین کتاب گویا آن کتاب را منتشر کرده است و در قالب یک قسمت از مجموعه جزیره مثنوی، بر یک حکایت متمرکز شده که در متن مثنوی در پی داستان معروف خر برفت و خر برفت آمده است. در این کتاب صوتی، روایتگر با خوانش ابیات و بازگویی نثرگونه داستان، سرگذشت زندانی شکمباره و مفلس را باز میکند؛ مردی حریص که در زندان غذای دیگران را میبلعد و هیچکس را یارای خوردن لقمهای در حضور او نیست. شکایت زندانیان، حضور وکیل، قاضی آگاه، حکم عجیب گرداندن مفلس در شهر و منادیانی که به چند زبان فریاد میزنند او مفلس و فریبکار است، استخوانبندی روایی این بخش را شکل میدهد. کتاب صوتی سریال صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست با تکیهبر همین حکایت، شنونده را قدمبهقدم از سطح ماجرای ظاهری به لایههای رمزی و عرفانی میبرد؛ جایی که قاضی نماد حضرت حق، منادیان نماد پیامبران، مرد کرد نماد انسان گرفتار طمع و زندانی مفلس نماد شیطان معرفی شده است. در کنار این تفسیر، پیوند داستان با حکایت صوفی طمعکار در خر برفت و خر برفت و نیز بحث مفصل مولانا درباره طمع، تقلید، مستی حق و بیارزششدن دنیا در چشم عارفان، فضای فکری آن کتاب را میسازد.
درباره کتاب سریال صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست
کتاب صوتی سریال صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست بر پایه ابیات مثنوی معنوی مولانا شکل گرفته و در قالب یک اپیزود مستقل از مجموعه جزیره مثنوی ارائه شده است. در این قسمت، تمرکز اصلی بر حکایت زندانی مفلس و شکمباره است؛ مردی تهیدست، بیخانمان و حریص که در زندان، غذای دیگران را با حیله یا زور میرباید و آرامش همه را برهم میزند. زندانیان پس از سه سال تحمل این رنج، با کمک وکیلی آگاه شکایت خود را نزد قاضی میبرند. قاضی پس از تحقیق، برای رهایی زندان و شهر از شر این مرد، حکمی غیرمعمول صادر میکند: مفلس را بر شتر هیزمفروشی کرد مینشانند، دور شهر میگردانند و منادیان در بازارها، کوچهها، حمامها و محلهها به چند زبان اعلام میکنند که او مفلس، متقلب، حیلهگر و لافزن است و هیچکس نباید به او نسیه بفروشد یا قرض بدهد. این اعلام عمومی افلاس، هم راه هرگونه کلاهبرداری بعدی را میبندد و هم زمینه را برای تأویل عرفانی مولانا فراهم میکند. در ادامه، گفتوگوی مرد کرد و مفلس پس از پایان گرداندن در شهر، با آن پاسخ طعنهآمیز مفلس که «طبل افلاسم به چرخ سابعه رفت و تو نشنیدهای»، بهعنوان نقطه عطف داستان برجسته شده است. در بخش دوم کتاب صوتی سریال صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست، روایت از سطح ماجرای زندان و شهر فراتر میرود و به پیوند این حکایت با داستان خر برفت و خر برفت میرسد. مولانا در آنجا صوفیای را نکوهش کرده است که از سر طمع، خر خود را در سفره صوفیان قربانی میکند تا از خوان نعمت مجانی بهرهمند شود و در نهایت همهچیز را از دست میدهد. در این کتاب صوتی، این دو حکایت کنار هم قرار گرفتهاند تا موضوع طمع، تقلید و کر و کورشدن دل در اثر حرص روشن شود. مولانا با بیتهایی مانند «یک حکایت گویمت بشنو به هوش / تا بدانی که طمع شد بند گوش» نشان میدهد چگونه طمع، گوش و چشم انسان را از شنیدن هشدارها و دیدن حقیقت بازمیدارد. سپس با طرح این پرسش که آیا همه مردم گرفتار طمعاند، به تمایز میان انسان عادی و عارف میرسد؛ عارفی که مست شراب حق است، حتی اگر مانند سلیمان همه نعمتها را داشته باشد، خود را مالک نمیبیند و دنیا در چشم او چون مرداری گندآلود است. در تفسیر نمادین پایانی، قاضی بهعنوان نماد حضرت حق، منادیان بهعنوان پیامبران، مرد کرد بهعنوان انسان و مفلس بهعنوان شیطان معرفی شدهاند و آیات و هشدارهای الهی در قرآن، همسنگ همان نداهایی دانسته شدهاند که در شهر فریاد میزنند «این مفلس است و بدسخن، با او بازی مکن».
خلاصه کتاب سریال صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست
در این کتاب صوتی، محور اصلی حکایت زندانی مفلس است؛ مردی شکمباره، تهیدست و بیخانمان که در زندان، غذای دیگران را میرباید و هیچکس جرئت خوردن لقمهای در حضور او ندارد. زندانیان سه سال زیر فشار حرص او زندگی کردهاند و از شدت رنج، دل پرخونی از او دارند. سرانجام نزد وکیلی آگاه میروند و از او میخواهند شکایتشان را به قاضی برساند: در زندان مردی تمرکار و بیشرم است که غذای ۶۰ نفر را میخورد، بر سفره همه مینشیند و اگر به او بگویند بس است، خود را به کری میزند. درخواست آنان این است که یا او را به زندان دیگری منتقل کنند یا جیرهای جداگانه برایش تعیین شود تا از غذای دیگران دست بردارد. قاضی پس از شنیدن شکایت و تحقیق از زندانیان و زندانبانان، به درستی سخن آنان پی میبرد. برای رهایی زندان و شهر از شر این مرد، به او میگوید از زندان بیرون برو و به خانه و زندگی خود بازگرد تا همه از دست تو آسوده شوند. اما زندانی مفلس پاسخ میدهد که خانه و مال او همان زندان است و خود را به کافری تشبیه میکند که زندان قاضی برایش حکم بهشت را دارد؛ اگر از زندان بیرون رانده شود، از بیچیزی خواهد مرد. قاضی از او میخواهد تنگدستی خود را ثابت کند. مفلس زندانیان را شاهد میگیرد، اما قاضی میگوید آنان شاکیاند و گواهیشان پذیرفته نیست. در این هنگام دیگر حاضران در دادگاه شهادت میدهند که او از همه مفلستر است و چیزی در بساط ندارد. قاضی پس از شنیدن گواهان، حکمی عجیب صادر میکند: دستور میدهد مرد شکمباره را بر شتر هیزمفروشی کرد بنشانند، دور شهر بگردانند و منادیان در همه محلهها، بازارها، حمامها و کوچهها با صدای بلند و به زبانهای فارسی، ترکی، کردی، رومی و عربی اعلام کنند که این مرد مفلس، ورشکسته، متقلب، حیلهگر و لافزن است؛ هیچکس نباید به او نسیه بفروشد یا قرض بدهد و اگر پس از این کسی از او شکایتی نزد قاضی آورد، به آن رسیدگی نخواهد شد، زیرا افلاس او از پیش ثابت شده است. از صبح تا شام این هشدار در شهر تکرار میشود تا همه چهره و شمایل او را به خاطر بسپارند و فریب سخنان عاریتی و فیلسوفانهاش را نخورند. شبهنگام، مردم او را رها میکنند و تنها مرد مفلس و صاحب شتر میمانند. کرد هیزمفروش که از صبح به امید گرفتن کرایه شتر، همراه آنان دویده است، اکنون کرایه میخواهد و میگوید اگر توان خرید جو برای شتر را نداری، دستکم بوی کاه را بده. مفلس میخندد و میگوید از صبح تاکنون چه میکردیم؟ طبل افلاس من را در هفت آسمان کوبیدند و تو نشنیدی؟ حتی کلوخ و سنگ فهمیدند که من مفلسام و تو هنوز در پی کرایهای. مولانا در ادامه، این حکایت را کنار داستان خر برفت و خر برفت مینشاند و توضیح میدهد که چگونه طمع، گوش و چشم انسان را میبندد؛ همانگونه که صوفی طمعکار در آن داستان و مرد کرد در این حکایت، با وجود همه هشدارها، باز در پی بهرهبردن و گرفتن کرایهاند. سپس با طرح تمایز میان انسان گرفتار طمع و عارف مستِ حق، نشان داده شده است که تنها کسانی از بند حرص و آز رها میشوند که دیدار حق را چشیدهاند و دنیا در چشم آنان چون مرداری بیارزش است؛ در این خوانش نمادین، قاضی نماد حضرت حق، منادیان نماد پیامبران، مرد کرد نماد انسان و مفلس نماد شیطان معرفی شده است که چهرهاش بارها افشا میشود، اما انسانِ طماع باز به او دل میبندد.
چرا باید کتاب سریال صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست فرصتی است برای نزدیکشدن به جهان فکری مولانا از راه یک حکایت روشن و بهیادماندنی. شنونده در خلال داستانی ظاهراً ساده درباره زندانی شکمباره، قاضی، منادیان و مرد کرد، با یکی از دغدغههای محوری مثنوی روبهرو میشود: طمع چگونه گوش و چشم انسان را میبندد و او را از شنیدن هشدارها و دیدن حقیقت بازمیدارد. این کتاب صوتی نشان داده است که حرص و آز فقط یک خصلت اخلاقی منفی نیست، بلکه نیرویی است که میتواند انسان را در برابر فریب، کر و کور کند. در این اثر، پیوند حکایت زندانی مفلس با داستان خر برفت و خر برفت و نیز تفسیر نمادین شخصیتها، شنونده را به خوانشی عمیقتر از متن میبرد؛ جایی که قاضی نماد حضرت حق، منادیان نماد پیامبران، مرد کرد نماد انسان و مفلس نماد شیطان است. این نگاه نمادین کمک میکند شنونده رفتارها و موقعیتهای روزمره را در آینه داستان ببیند و نسبت خود را با طمع، تقلید، فریبخوردن از ظاهر و دلبستن به دنیا بازاندیشی کند. همچنین توضیح مولانا درباره عارفانی که با وجود داشتن نعمتهای بسیار، خود را مالک نمیدانند و دنیا را چون مرداری گندآلود میبینند، تصویری متفاوت از آزادی درونی و بینیازی ارائه کرده است. برای کسانی که آشنایی عمیقی با زبان مثنوی ندارند، این کتاب صوتی پلی میان شعر و فهم امروزی است؛ ابیات کلیدی در دل روایت نثرگونه و توضیح معنایی میآیند و شنونده میتواند بدون گمشدن در پیچیدگیهای زبانی، با پیام اصلی حکایت همراه شود. در عین حال، کسانی که مثنوی را میشناسند، در این بازخوانی، بر جنبههای اخلاقی و عرفانی داستان تمرکز تازهای پیدا میکنند و نسبت میان طمع، آزادی، شناخت شیطان و شنیدن ندای حق را در قالبی موجز و داستانمحور مرور میکنند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی جزیره مثنوی؛ زندانی مفلس و شخص غریبی که خانه می جست به کسانی پیشنهاد میشود که به حکایتهای مثنوی و معنای عرفانی و اخلاقی آنها علاقهمند هستند. همچنین به علاقهمندان مباحث اخلاقی مانند طمع، حرص، فریبخوردن از ظاهر و تقلید کورکورانه پیشنهاد میشود. به دانشجویان و پژوهشگران حوزه ادبیات عرفانی و الهیات که بهدنبال نمونهای روشن از خوانش نمادین حکایتهای مولانا هستند نیز پیشنهاد میشود. علاوهبر این، به شنوندگانی که مایلاند در قالب داستانی کوتاه، نسبت خود را با دنیا، ثروت، وسوسه و هشدارهای درونی بازنگری کنند، میتواند مفید باشد.
زمان
۲۲ دقیقه
حجم
۲۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲۲ دقیقه
حجم
۲۱٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد