
دانلود و خرید کتاب صوتی پوتین سهراب
معرفی کتاب صوتی پوتین سهراب
کتاب صوتی پوتین سهراب نوشتهی افسانه جعفرپور ابنوی داستانی دربارهی نوجوانی روستایی در سالهای جنگ ایران و عراق است که رؤیای رفتن به جبهه و ادامهدادن راه معلم شهیدش را در سر دارد. این کتاب صوتی با تمرکز بر تجربهها و احساسات یک نوجوان، فضای روستا، مدرسه، خانواده و جبهه را کنار هم قرار داده است و نشان میدهد چگونه بازیهای کودکانهی جنگ در کوچه و زمینهای خاکی، به تصمیمی جدی برای حضور در میدان واقعی نبرد تبدیل میشود. در این داستان، سهراب از دل یک روستای کوچک راهی مسیری میشود که برای سنوسال او بسیار بزرگ و سنگین بهنظر میرسد و همین تضاد، هستهی اصلی روایت را شکل داده است. کتاب صوتی پوتین سهراب با گویندگی الهام سنجابیشیرازی منتشر شده و انتشارات ناران آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی بهکمک نثر داستانی و صحنههای پرجزئیات، مخاطب را از بازیهای جنگی بچهها در روستا تا صفهای اعزام بسیج، پادگان مرزی و فضای جبهه همراهی میکند. در پسِ ماجرای پوتینی که سهراب برای رسیدن به اتوبوس اعزام میفروشد، موضوعاتی مثل مسئولیتپذیری، وفاداری به معلم، رابطهی پدر و پسر، و معنای دفاع از وطن برای یک نوجوان برجسته شده است. تهیهکنندهی نسخهی مکتوب این اثر اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کرمانشاه است و در نسخهی چاپی، برگردان انگلیسی اثر نیز آمده که نشان میدهد روایت سهراب فراتر از یک تجربهی شخصی، بهعنوان روایتی قابلانتقال به مخاطبان دیگر زبانها هم دیده شده است.
درباره کتاب پوتین سهراب
کتاب صوتی پوتین سهراب داستانی نوجوانانه است که افسانه جعفرپور ابنوی در آن زندگی گروهی از پسران هفت تا پانزدهسالهی یک روستا را در بستر جنگ ایران و عراق روایت کرده است. داستان با جنگبازی بچهها در دو گروه «رزمندههای ایرانی» و «سربازان بعثی» شروع میشود؛ بازیای که در آن گروه سهراب همیشه پیروز است و همین پیروزیهای کودکانه، زمینهای میشود برای طرح سؤالهای جدیتر دربارهی جنگ واقعی. با ورود خبر شهادت آقای فتاحی، معلم روستا که برای مدتی به جبهه رفته بود، فضای شاد و پرهیاهوی مدرسه و روستا رنگ دیگری میگیرد. سهراب که رابطهی عاطفی عمیقی با معلمش دارد، تصمیم میگیرد راه او را ادامه دهد و از همینجا مسیر اصلی داستان شکل میگیرد. در ادامهی کتاب صوتی پوتین سهراب، مخاطب با جزئیات زندگی خانوادگی سهراب، گفتوگوهای او با پدرش، و کشمکش درونیاش برای انجام «وظیفه» آشنا میشود؛ وظیفهای که از نگاه او، فراتر از سن و جایگاهش تعریف شده است. کتاب صوتی پوتین سهراب در چند بخش پیوسته، سهراب را از روستا تا شهر، از حوزهی اعزام بسیج تا پادگان مرزی و سپس جبهه دنبال میکند. در این مسیر، صحنههایی مثل گرفتن مُهر رضایت پدر در خواب، شکستن قلک پلاستیکی شبیه تانک، سوارشدن بر وانت و آمبولانس، گمکردن دفترچهی اعزام، و درنهایت فروش پوتین برای پرداخت کرایه، هریک بهعنوان گرههای روایی مهم در کتاب صوتی پوتین سهراب آمده است. در بخشهای بعدی، مخاطب با فضای آموزش نظامی، برخورد سرهنگ با سهراب بهخاطر نداشتن پوتین، و تبدیل همان ماجرا به نمونهای از فداکاری نوجوانانه روبهرو میشود. داستان در چند فصل کوتاه و صحنهمحور پیش میرود؛ از کلاس درس و حیاط مدرسه تا سنگر و پادگان. حضور شخصیتهایی مثل پدر سهراب، آقای فتاحی، ناظم مدرسه، رانندهی آمبولانس، سرهنگ و حتی کفاش و کفشفروش شهر، شبکهای از آدمهای معمولی را میسازد که هرکدام در شکلگیری تصمیم سهراب نقش دارند. در پایان نیز ماجرای مصاحبهی تلویزیونی سهراب و دیدن او توسط خانوادهاش، حلقهی ارتباط میان جبهه و خانه را کامل میکند بیآنکه داستان بهسمت توصیف مستقیم سرنوشت نهایی او برود.
خلاصه کتاب پوتین سهراب
داستان پوتین سهراب بر محور نوجوانی بهنام سهراب میچرخد که در یک روستای کوچک زندگی میکند. او همراه دوستانش در دو گروه ایرانی و بعثی جنگبازی میکنند و همیشه گروه سهراب، یعنی «رزمندههای ایرانی»، پیروز میشود. در یکی از همین بازیها، بچههای گروه مقابل واقعاً زخمی میشوند و چند ساعت بعد همراه والدینشان برای شکایت به خانهی سهراب میآیند. در این میان، تنها کسی که میتواند ماجرا را آرام کند آقای فتاحی، معلم روستا و رزمندهی جبهه است. کمی بعد، ناظم مدرسه وارد کلاس میشود و با بغض خبر شهادت آقای فتاحی را میدهد. بچهها روی تخته برای او مینویسند و سهراب جملهی «راهت را ادامه میدهیم» را انتخاب میکند. همین جمله تبدیل به تصمیم اصلی زندگی او میشود. سهراب شب کنار پدرش عکسهای اردوی مدرسه و آقای فتاحی را نگاه میکند و از پدر میپرسد وظیفهی یک دانشآموز در قبال معلمش چیست. پدر میگوید باید کاری کند که روح معلمش از او راضی باشد و راهش را ادامه دهد. سهراب در سکوت تصمیمش را میگیرد. نیمهشب، وقتی همه خواب هستند، آرام انگشت پدر را روی مُهر جوهردار فشار میدهد و پای برگهی رضایت میزند، قلک پلاستیکی شبیه تانکش را میشکند، سکهها را برمیدارد و بیصدا از خانه بیرون میرود. او با وانت و بعد با کمک رانندهی آمبولانس خود را به حوزهی اعزام بسیج میرساند، لباس رزم میگیرد و در صف داوطلبان میایستد. اما در مسیر، متوجه میشود دفترچهی اعزامش را جا گذاشته و مجبور است برگردد. سهراب پس از بازگشت به حوزه، دفترچه را میگیرد ولی دیگر وسیلهای برای رسیدن به اتوبوسهای اعزام نیست. پولش کم است و کرایهی سواری را ندارد. ابتدا میخواهد پوتینش را به یک کفاش دورهگرد بفروشد اما قیمت پیشنهادی او ناچیز است. بعد جلوی مغازهی کفشفروشی قیصر میایستد، پوتینش را از پا درمیآورد و با کتانی سبزرنگش جای آن را میگیرد و در خیابان داد میزند «پوتین فروشی». سرانجام زنی برای پسرش که لباس ارتشی پوشیده پوتین را میخرد. سهراب با پول آن خود را به محل اتوبوسها میرساند و همراه رزمندهها راهی جبهه میشود. در پادگان مرزی، سهراب در دورهی آموزشی شرکت میکند. رانندهی آمبولانس که قبلاً او را دیده بود دوباره با او روبهرو میشود و دربارهی تصمیمش با سرهنگ صحبت میکند. سرهنگ وقتی میبیند سهراب پوتین به پا ندارد، او را بهخاطر بینظمی تنبیه میکند و وادارش میکند کلاغپر برود. بعد که ماجرای فروش پوتین را میشنود، در جمع سربازان از سهراب بهعنوان نمونهای از نوجوانی یاد میکند که برای رسیدن به هدف دفاع از میهن حتی از پوتینش گذشته است. برای او پوتین تازهای تهیه میشود و سهراب آموزشها را ادامه میدهد. مدتی بعد، خبرنگاری برای تهیهی گزارش به منطقه میآید و با چند رزمنده ازجمله سهراب مصاحبه میکند. سهراب در مصاحبه از معلم شهیدش، رضایت پدر و آرزویش برای دفاع از وطن میگوید. چند شب بعد، خانوادهی او همراه عمویش پای تلویزیون مینشینند و در میان اشک و لبخند، تصویر سهراب را در قاب تلویزیون میبینند؛ نوجوانی که حالا در لباس رزم، از راهی که انتخاب کرده حرف میزند.
چرا باید کتاب پوتین سهراب را بشنویم؟
کتاب صوتی پوتین سهراب تصویری نزدیک از تجربهی جنگ از زاویهی نگاه یک نوجوان ارائه کرده است؛ نه از منظر فرماندهان و تصمیمگیران، بلکه از دل بازیهای کودکانه، کلاس درس و روابط خانوادگی. این زاویهی دید باعث شده موضوعی سنگین مثل جنگ، در قالب موقعیتهایی ملموس مثل شیطنتهای مدرسه، جنگبازی در روستا، دلبستگی به معلم و گفتوگوهای شبانه با پدر روایت شود. شنونده در طول داستان میتواند مسیر تبدیل یک بازی به تصمیمی واقعی را دنبال کند و ببیند چگونه مفاهیمی مثل «وظیفه»، «وطن» و «راه معلم» در ذهن یک نوجوان شکل میگیرد. در این کتاب صوتی، جزئیات روزمرهی زندگی در روستا و شهر با فضای اعزام و جبهه درهم تنیده شده است؛ از صدای جیرجیرکها و زنگولهی گوسفندان تا شلوغی حوزهی بسیج، صف داوطلبان، صدای شیپور جنگ، ترانهی داخل آمبولانس و فریاد «پوتین فروشی» کنار خیابان. همین جزئیات شنیدنی، همراه با گویندگی الهام سنجابیشیرازی، به مخاطب کمک میکند صحنهها را بهخوبی در ذهن مجسم کند. ماجرای پوتینی که برای رسیدن به جبهه فروخته میشود، هستهی نمادین داستان است و نشان میدهد گاهی یک شیء ساده چگونه میتواند حامل تصمیمی بزرگ باشد. شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای تأمل بر رابطهی نسل نوجوان با جنگ، بر نقش معلم در شکلگیری انتخابهای اخلاقی، و بر فاصلهی میان خانه و جبهه که با یک مصاحبهی تلویزیونی کوتاه پر میشود.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به داستانهای مرتبط با جنگ ایران و عراق و تجربهی همسنوسالان خود در آن دوران علاقه دارند. همچنین به معلمان، مربیان، والدین و کسانی پیشنهاد میشود که در پی شناخت بهتر دنیای ذهنی نوجوانان در مواجهه با مفاهیمی مثل وطن، مسئولیت و الگوهای قهرمانی هستند. به علاقهمندان ادبیات دفاع مقدس و کسانی که دوست دارند روایت جنگ را از زاویهی دید یک نوجوان روستایی دنبال کنند نیز پیشنهاد میشود.
زمان
۲۴ دقیقه
حجم
۲۲٫۳ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲۴ دقیقه
حجم
۲۲٫۳ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد