کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل سوم: بازگشت پادشاه ـ قسمت چهارم) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل سوم: بازگشت پادشاه ـ قسمت چهارم)

دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل سوم: بازگشت پادشاه ـ قسمت چهارم)

گوینده:حامد فعال
انتشارات:استودیو نوار
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل سوم: بازگشت پادشاه ـ قسمت چهارم)

کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل سوم بازگشت پادشاه؛ قسمت 04 نوشته‌ی جی. آر. آر. تالکین شنونده را درست در میانه‌ی پرتنش‌ترین لحظات نبرد برای سرنوشت گندور قرار می‌دهد. این قسمت از مجموعه‌ی بازگشت پادشاه با ترجمه‌ی رضا علیزاده و با گویندگی حامد فعال تولید شده و نشر نوار آن را منتشر کرده است. در این بخش از داستان، تمرکز روایت بر شهر میناس‌تیریت، محاصره‌ی گندور و کشاکش نفس‌گیر میان امید و نومیدی است؛ جایی که هم نبردهای بیرون دیوارها جریان دارد و هم جدال‌های پنهان در دل فرمانروای شهر و یارانش. این کتاب صوتی شنونده را از خلوت تیره‌ی تالار برج سفید و گفت‌وگوهای سنگین دنتور و گاندلف تا دیوارهای آتش‌گرفته‌ی پلنور و فریاد شاخ‌های روهان در پایان قسمت می‌برد. حضور شخصیت‌هایی مثل پیپین، گاندلف، دنتور، فارامیر و برگوند در مرکز روایت، این قسمت را به یکی از احساسی‌ترین و پرتنش‌ترین حلقه‌های سریال صوتی تبدیل کرده است؛ جایی که هم سیاست و فرماندهی دیده می‌شود و هم ترس، وفاداری، خیانت و امیدی که در تاریک‌ترین لحظه‌ها هنوز خاموش نشده است.

درباره کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل سوم بازگشت پادشاه؛ قسمت04

کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل سوم بازگشت پادشاه؛ قسمت 04 ادامه‌ی مستقیم ماجراهای پیشین در سرزمین میانه است و تالکین در آن تمرکز خود را بر شهر میناس‌تیریت و محاصره‌ی گندور گذاشته است. در این قسمت، شنونده از صبحی سنگین و بی‌آفتاب در شهر آغاز می‌کند؛ جایی که پیپین در کنار گاندلف به حضور دنتور می‌رود و در نقش خادم برج، جامه‌ی سیاه و نقره‌ای گندور را بر تن می‌کند. از همین نقطه، تضاد میان کوچکی و سادگی یک هابیت با شکوه غم‌زده‌ی شهر و سنگینی تصمیم‌های فرمانروای آن آشکار می‌شود. تالکین در این بخش از کتاب صوتی، هم فضای درونی ارگ و تالار برج سفید را با گفت‌وگوهای طولانی و پرتنش میان دنتور، گاندلف و فارامیر می‌سازد و هم میدان‌های باز پلنور و دیوارهای آتش‌گرفته را با توصیف‌های دقیق از حرکت لشکرها، نازگول‌ها و منجنیق‌ها. در ادامه‌ی کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل سوم بازگشت پادشاه؛ قسمت 04 شنونده با چند محور اصلی همراه می‌شود: بازگشت فارامیر از ایتیلین و گزارش او از دیدار با فرودو و سام و سفرشان به سوی کریت‌آنگول، جدال فکری و عاطفی او با پدرش بر سر «شیء» و این‌که اگر به دست دنتور می‌رسید چه می‌شد، اعزام دوباره‌ی فارامیر به ازگیلیات و پلنو، و سپس عقب‌نشینی خونین او زیر سایه‌ی نازگول‌ها تا پای دیوارهای شهر. در کنار این خط اصلی، تالکین با جزئیات به محاصره‌ی گندور می‌پردازد: ساخت خندق‌های آتش، برپا شدن منجنیق‌های عظیم، باریدن سرهای بریده‌ی مدافعان به درون شهر، و تأثیر روانی فریاد نازگول‌ها بر دل مردان. درون شهر، دنتور با دیدن حال مرگ‌آلود فارامیر به ورطه‌ی نومیدی و جنون نزدیک می‌شود و تصمیمی هولناک درباره‌ی خود و پسرش می‌گیرد؛ تصمیمی که پیپین را وادار می‌کند میان اطاعت از فرمانروای شهر و نجات جان فارامیر یکی را برگزیند. این قسمت با صحنه‌ی رویارویی گاندلف و فرمانروای نازگول در دروازه‌ی شکسته‌ی میناس‌تیریت و هم‌زمان، بانگ خروس و طنین شاخ‌های روهان در دامنه‌های میندلوین به پایان می‌رسد؛ نقطه‌ای که هم اوج تاریکی است و هم نشانه‌ای از رسیدن یاری دیرهنگام.

خلاصه کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل سوم بازگشت پادشاه؛ قسمت04

در این قسمت از بازگشت پادشاه، تالکین چند خط روایی را به‌هم گره می‌زند تا تصویر کاملی از محاصره‌ی گندور و وضعیت روحی شخصیت‌ها بسازد. در آغاز، پیپین در میناس‌تیریت بیدار می‌شود؛ هوا سنگین است و طوفانی در راه. گاندلف او را برای حضور نزد دنتور آماده می‌کند تا وظایف تازه‌اش را به‌عنوان خادم برج بیاموزد. دنتور در تالار برج سفید، در تاریکی خاکستری، همچون پیرمردی خشک و سخت‌گیر نشسته است. او پیپین را به‌عنوان پیش‌خدمت و پیام‌رسان خود برمی‌گزیند و جامه‌ی رسمی گندور را برایش مهیا می‌کند؛ زره سیاه، کلاه‌خود با بال‌های غراب و نشان درخت نقره‌ای. پیپین در این لباس تازه، خود را سربازی کوچک در شهری می‌بیند که برای هجومی بزرگ آماده می‌شود، اما می‌داند در «بازی‌های بزرگ» نقشی به او سپرده نشده است. در ادامه، تالکین فضای شهر را تیره‌تر می‌کند: ابری عظیم از سرزمین سیاه به‌سوی غرب می‌آید، روشنایی را می‌بلعد و صدای نازگول‌ها گه‌گاه از آسمان شنیده می‌شود. پیپین همراه برگوند روی دیوارها می‌ایستد و شاهد پرواز سواران سیاه بر فراز پلنور است؛ نازگول‌ها در جست‌وجوی گروهی کوچک از مردان‌اند که از دشت می‌گذرند. در لحظه‌ای که امید رو به خاموشی است، گاندلف سوار بر شدوفَکس چون نوری سفید از شمال می‌رسد، با پرتو دستش نازگول‌ها را پس می‌راند و فارامیر و همراهانش را تا دروازه‌ی شهر همراهی می‌کند. در تالار برج، فارامیر گزارش مأموریتش در ایتیلین، نبرد با مردان هاراد و دیدار با فرودو و سام را برای دنتور و گاندلف بازگو می‌کند و از تصمیم فرودو برای رفتن به سوی دره‌ی مورگول و کریت‌آنگول می‌گوید. این گزارش بحثی تند میان او و پدرش بر سر «شیء» و این‌که اگر به گندور آورده می‌شد چه سرنوشتی در انتظار شهر و فرمانروا بود برمی‌انگیزد؛ دنتور حسرت می‌خورد که چرا برومیر آن را نیاورده و فارامیر را به «سخاوت ابلهانه» متهم می‌کند. با شدت‌گرفتن تاریکی و خبر نزدیک‌شدن لشکرهای دشمن، شورای جنگ در میناس‌تیریت تشکیل می‌شود. همه می‌دانند که نیروها برای حمله‌ای از این سو کافی نیست و باید به دفاع از دیوارها بسنده کنند. بحث بر سر ازگیلیات و کایر آندروس بالا می‌گیرد و در نهایت، دنتور فرمان می‌دهد که فارامیر فرماندهی دفاع از ازگیلیات را بر عهده بگیرد. فارامیر با وجود هشدار گاندلف می‌پذیرد و به شرق می‌رود. خبرها یکی پس از دیگری می‌رسد: لشکری عظیم از میناس مورگول بیرون آمده، هارادریم‌ها به آن پیوسته‌اند، فرمانده سیاه (فرمانروای نازگول) رهبری آنان را بر عهده دارد و ازگیلیات و گدارهای رودخانه در خطرند. گاندلف برای یاری فارامیر به بیرون شهر می‌تازد. تالکین سپس صحنه‌ای پرکشش از عقب‌نشینی فارامیر را تصویر می‌کند: گردان‌های خسته و زخمی او از پلنور به‌سوی شهر بازمی‌گردند، در حالی که ارگ‌ها، مردان جنوب و نازگول‌ها از پشت سر می‌تازند. در لحظه‌ای که عقب‌نشینی در آستانه‌ی تبدیل‌شدن به گریز آشفته است، شیپورها در شهر به صدا درمی‌آید و سواران گندور، همراه شهسواران دلامروت و گاندلف سوار بر شدوفکس، از دروازه بیرون می‌زنند. حمله‌ی آنان دشمن را برای مدتی پس می‌راند و اجازه می‌دهد نیروهای فارامیر به شهر برسند، اما خود فارامیر در این نبرد تیری مرگبار می‌خورد و نیمه‌جان به برج سفید آورده می‌شود. از این‌جا به بعد، تمرکز روایت به درون شهر و تالار برج برمی‌گردد. فارامیر در تب می‌سوزد و دنتور کنار بستر او می‌نشیند؛ چهره‌اش شکسته و پیر شده و اشک بر گونه‌هایش جاری است. او گاندلف را «ساحر» می‌خواند، از فرستادن پسرش به مرگ پشیمان است و در عین حال، به این نتیجه رسیده که گندور محکوم به سقوط است. در بیرون، محاصره‌ی گندور کامل می‌شود: راماس شکسته، پلنور در دست دشمن، خندق‌های آتش در اطراف شهر، منجنیق‌های عظیم در حال پرتاب گلوله‌ها و سرهای بریده‌ی مدافعان به درون حلقه‌ی نخست شهر. فریاد نازگول‌ها بر فراز میناس‌تیریت می‌پیچد و حتی دل مردان دلیر را می‌شکند؛ بسیاری سلاح از دست می‌اندازند و فقط به فکر پنهان‌شدن و مرگ‌اند. در این فضای نومیدانه، دنتور تصمیمی هولناک می‌گیرد: او دستور می‌دهد فارامیر را به خیابان خاموش و خانه‌ی کارگزاران ببرند، بسترش را با ملحفه‌های گرم بپوشانند، گرداگرد او هیزم و روغن بچینند و آماده شوند تا به فرمان او آتش بیفروزند. خودش نیز قصد دارد همراه پسرش بسوزد و می‌گوید هیچ مقبره‌ای برای او ساخته نخواهد شد. پیپین که شاهد این صحنه است درمی‌یابد که فرمانروای شهر عقل خود را از دست داده و اگر کاری نکند فارامیر زنده‌زنده در آتش خواهد سوخت. او پس از هشدار به خدمتکاران، نزد برگوند می‌رود و از او می‌خواهد میان اطاعت از فرمان دنتور و نجات جان فارامیر یکی را برگزیند؛ سپس خود به‌سوی میدان نبرد می‌دود تا گاندلف را پیدا کند. در همین زمان، حمله‌ی اصلی دشمن به دروازه‌ی شهر آغاز می‌شود. منجنیق‌ها و برج‌های محاصره پیش می‌آیند، جانوران عظیم‌الجثه دژکوبی غول‌آسا به نام گروند را می‌کشند؛ دژکوبی با سر فولادی به شکل گرگ، آکنده از افسون ویرانی. فرمانروای نازگول، سوار بر اسب سیاه، بر توده‌ی اجساد می‌ایستد، شمشیر شعله‌ور خود را بالا می‌برد و با افسون‌های تاریک، گروند را بر دروازه می‌کوبد. سه ضربه‌ی مهیب، و دروازه‌ی آهنین و تیرهای فولادی در میان برق آذرخشی سوزان فرو می‌پاشد. فرمانروای نازگول از ساباط دروازه وارد شهر می‌شود؛ همه می‌گریزند، جز گاندلف که سوار بر شدوفکس در میدانچه‌ی مقابل دروازه ایستاده و راه را سد کرده است. او فرمانروای نازگول را به بازگشت به مغاک خود می‌خواند، اما سوار سیاه با خنده‌ای مرگبار پاسخ می‌دهد که «ساعت او فرارسیده» و شمشیرش را برای ضربه بالا می‌برد. در همین لحظه، در پشت شهر، خروسی بانگ می‌زند؛ صدایی ساده و روشن که فقط آمدن صبح را اعلام می‌کند. هم‌زمان، در دامنه‌های میندلوین، نوای شاخ‌ها طنین می‌اندازد؛ شاخ‌های عظیم شمال، شاخ‌های روهان. سواران روهان سرانجام به میدان رسیده‌اند و قسمت با این نشانه‌ی دوگانه از سپیده و یاری تازه پایان می‌یابد.

چرا باید کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل سوم بازگشت پادشاه؛ قسمت04 را بشنویم؟

کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل سوم بازگشت پادشاه؛ قسمت 04 یکی از فشرده‌ترین و پراتفاق‌ترین بخش‌های بازگشت پادشاه است و شنیدن آن چند تجربه‌ی متفاوت را هم‌زمان فراهم می‌کند. از یک سو، شنونده در دل یک محاصره‌ی تمام‌عیار قرار می‌گیرد؛ با همه‌ی جزئیات نظامی و روانی آن: از ساخت خندق‌های آتش و منجنیق‌ها تا باریدن سرهای بریده در شهر و تأثیر فریاد نازگول‌ها بر روحیه‌ی مدافعان. این سطح از جزئیات، تصویر روشنی از این‌که «جنگ» در جهان تالکین فقط نبرد شمشیرها نیست بلکه فرسایش امید و اراده است، به دست می‌دهد. از سوی دیگر، این کتاب صوتی لایه‌ی عاطفی و اخلاقی پررنگی دارد. رابطه‌ی دنتور و فارامیر، حسرت او نسبت به برومیر، بحث او با گاندلف درباره‌ی «شیء» و این‌که قدرت چگونه می‌تواند حتی خردمندترین فرمانروایان را به ورطه‌ی جنون بکشاند، شنونده را با پرسش‌هایی درباره‌ی مسئولیت، قدرت و ناامیدی روبه‌رو می‌کند. پیپین در میانه‌ی این ماجراها، نمونه‌ای از فردی کوچک است که در برابر تصمیم‌های بزرگ می‌ایستد و ناچار می‌شود میان اطاعت و وجدان انتخاب کند. این قسمت همچنین نقطه‌ی تلاقی چند خط اصلی داستان است: خبر سفر فرودو به سوی کریت‌آنگول، آغاز حمله‌ی بزرگ سائرون، سقوط تدریجی گندور و رسیدن روهان. شنیدن آن کتاب، درک کلی از ساختار بازگشت پادشاه را کامل‌تر می‌کند و نشان می‌دهد تالکین چگونه اوج‌های روایی را در چند جبهه‌ی مختلف هماهنگ کرده است. برای کسانی که پیش‌تر قسمت‌های قبلی را شنیده‌اند، این بخش هم ادامه‌ی طبیعی ماجراست و هم پلی است میان تدارکات جنگ و نبردهای سرنوشت‌ساز بعدی. در قالب کتاب صوتی، حضور گوینده‌ای واحد که هم گفت‌وگوهای سنگین تالار برج سفید را منتقل می‌کند و هم هیاهوی میدان نبرد و فریاد نازگول‌ها را، کمک می‌کند فضای متغیر این قسمت بهتر در ذهن شکل بگیرد. شنونده در یک نشست می‌تواند از خلوت مقابر کارگزاران تا شکستن دروازه‌ی شهر و بانگ شاخ‌های روهان را دنبال کند و فرازونشیب‌های احساسی این مسیر را تجربه کند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل سوم بازگشت پادشاه؛ قسمت 04 به کسانی پیشنهاد می‌شود که قسمت‌های قبلی ارباب حلقه‌ها را دنبال کرده‌اند و می‌خواهند وارد مرحله‌ی اوج نبرد برای گندور شوند. همچنین به علاقه‌مندان داستان‌هایی که در آن جنگ، سیاست، فروپاشی و مقاومت در هم تنیده شده‌اند و کسانی که به شخصیت‌پردازی پیچیده‌ی فرمانروایان و فرماندهان علاقه دارند پیشنهاد می‌شود. به شنوندگانی که دوست دارند در کنار صحنه‌های نبرد، کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها و انتخاب‌های اخلاقی دشوار را هم دنبال کنند و همین‌طور کسانی که می‌خواهند پیش از ورود به نبردهای بعدی بازگشت پادشاه، تصویر روشنی از محاصره‌ی گندور و وضعیت میناس‌تیریت داشته باشند نیز می‌توان این کتاب صوتی را پیشنهاد کرد.

معرفی نویسنده
عکس جی. آر. آر. تالکین
جی. آر. آر. تالکین
آفریقایی | تولد ۱۸۹۲ - درگذشت ۱۹۷۳

جی آر آر تالکین نویسنده‌، شاعر، لغت‌شناس و پژوهشگر انگلیسی است. تالکین خالق مجموعه‌ای از مهم‌ترین رمان‌های فانتزی قرن بیستم، «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت» است. آثار فانتزی او نقشی اساسی در اقبال به خواندن و نوشتن در این ژانر ادبی داشت. تالکین در جنگ جهانی اول حضور داشت و با درجه ستوان دوم به ارتش بریتانیا خدمت کرد.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۱ ساعت و ۴۸ دقیقه

حجم

۷۴٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۱ ساعت و ۴۸ دقیقه

حجم

۷۴٫۶ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان