
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت هشتم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها (فصل دوم: دو برج ـ قسمت هشتم)
کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت 08 نوشتهی جی. آر. آر. تالکین با ترجمهی رضا علیزاده اثری از جهان سرزمین میانه است که شنونده را درست در میانهی حوادث پس از نبرد گودی هلم قرار میدهد. نشر نوار آن کتاب را با گویندگی حامد فعال منتشر کرده است و این قسمت ادامهی فصل دو برج در قالب یک اپیزود مستقل اما پیوسته به قسمتهای پیشین است. در این بخش از مجموعه، شنونده همراه گاندلف، تئودن، آراگورن، لگولاس، گیملی و سواران روهان از فضای سنگین نبرد و دشتهای پر از کشته عبور میکند و قدمبهقدم به سوی ایزنگارد و برج اورتانک پیش میرود. مسیر از گودی هلم و بیشهی پررمزوراز کنار شاخآواز آغاز میشود، از گدارهای خشکشدهی ایزن میگذرد و درنهایت به درهی ساحر و ویرانههای ایزنگارد میرسد؛ جایی که شنونده با تصویری کاملاً دگرگونشده از قدرت سارومان روبهرو میشود. کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت 08 بیش از آنکه صرفاً یک بخش جنگی باشد، بر گفتوگوها، توصیفهای دقیق سرزمینها و آشکارشدن نیروهای پنهان سرزمین میانه تمرکز دارد؛ از انتها و بیشههای خشمگین گرفته تا غارهای درخشان گودی هلم و میدان ویرانشدهی ایزنگارد. این اپیزود برای شنوندهای که قسمتهای قبلی را دنبال کرده است، حلقهی اتصال مهمی میان نبرد گودی هلم و رویارویی آینده با سارومان بهشمار میآید و همزمان با بازگشت مری و پیپین، حالوهوایی سبکتر و طنزآمیز هم به روایت اضافه میکند.
درباره کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت08
کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت 08 ادامهی مستقیم ماجراهای نبرد گودی هلم در روایت تالکین است و شنونده را از فضای پرهیاهوی جنگ به مرحلهای تازه از سفر قهرمانان میبرد؛ مرحلهای که در آن نتایج نبرد، نیروهای ناشناختهی طبیعت و جادو و همچنین تغییر موازنهی قدرت در سرزمین میانه آشکار میشود. در این قسمت، گاندلف سفید در کنار تئودن و سواران روهان ایستاده است و پیروزی بر سپاه سارومان در گودی هلم بهتازگی رقم خورده؛ اما هنوز معمای بیشهی عجیب، ناپدیدشدن ارکها و نقش انتها در این ماجرا روشن نشده است. شنونده در طول این اپیزود با چند فضا و موقعیت مهم روبهرو میشود: میدان نبرد و تدفین کشتهها، بیشهی خشمگین کنار شاخآواز، گدارهای خشکشدهی ایزن، درهی ساحر و درنهایت حلقهی ایزنگارد و برج اورتانک. تالکین در این بخش با توصیفهای طولانی و جزئینگر، هم تاریخ و معماری ایزنگارد را بازگو کرده است و هم نگاه مردمان روهان به افسانهها، انتها و هابیتها را نشان میدهد. در کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت 08 ساختار روایی بر پایهی چند صحنهی پیدرپی شکل گرفته است: نخست، جمعبندی نبرد گودی هلم و گفتوگوی گاندلف، تئودن، آراگورن، لگولاس و گیملی دربارهی بیشه و سرنوشت ارکها؛ سپس حرکت شبانهی گروه به سوی ایزنگارد، عبور از میان درختان خشمگین، دیدار با شبانان درختها یعنی انتها، گذر از گدارهای ایزن و رسیدن به درهی ساحر؛ و در پایان، ورود به ایزنگارد و مواجههی شگفتانگیز با مری و پیپین که روی تودهی سنگها نشستهاند و در میان ویرانههای دژ سارومان مشغول خوردن و نوشیدن و دودکردن چپقاند. در خلال این صحنهها، تالکین با توصیف غارهای گودی هلم از زبان گیملی، شرح مفصل ساختار ایزنگارد و برج اورتانک، و گفتوگوهای تئودن و گاندلف دربارهی افسانهها و واقعیت، جهان سرزمین میانه را عمیقتر میکند. این قسمت از نظر تعداد فصلها و بخشها یک اپیزود پیوسته است که در آن چند زیربخش مشخص قابل تشخیص است: پایان نبرد و تدفین، عبور از بیشه و دیدار با انتها، سفر به گدارها، ورود به درهی ساحر و توصیف ایزنگارد، و در نهایت صحنهی دیدار با هابیتها و اشاره به حضور چوبریش در دیوارهی شمالی.
خلاصه کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت08
در این قسمت، داستان از جایی آغاز میشود که صبح پس از نبرد گودی هلم فرا رسیده است. گاندلف سفید، تئودن شاه، آراگورن، لگولاس، گیملی و سواران روهان در کنار رودخانهی گودی گرد آمدهاند و ناگهان گملینگ، ائومر و گیملی از پایین سد ظاهر میشوند. گیملی با پیشانی زخمی اما سرحال، با لگولاس دربارهی «مسابقهی کشتن ارکها» شوخی میکند و همین شوخی کوتاه، فضای سنگین نبرد را کمی سبک میکند. در همین صحنه، گاندلف توضیح میدهد که بیشهی عجیب و درختان خشمگین کار او نیست و قدرتی بسیار قدیمیتر از جادوی الفها و آهن و حلقهها در کار بوده است. گاندلف پیشنهاد میکند که تئودن برای گفتوگو با سارومان به ایزنگارد بیاید و تأکید کرده است که این سفر برای مذاکره است نه جنگ. تئودن با وجود خستگی و فرسودگی ناشی از جنگ و تأثیر مارزبان، همراهی را میپذیرد. او ۱۲ تن از درباریانش را برای همراهی برمیگزیند و همزمان سوارانی را به سراسر روهان میفرستد تا خبر پیروزی را برسانند و مردان را برای گردآمدن در ادوراس فرا بخوانند. در گودی هلم، مردان روهان مشغول تدفین کشتهها و ساماندادن به اسیران کوهنشیناند؛ اسیرانی که فریب سارومان را خوردهاند و اکنون باید سوگند یاد کنند که هرگز با دشمنان آدمیان همپیمان نشوند. گروه منتخب تئودن و گاندلف پس از استراحتی کوتاه، از گودی بیرون میآیند. مردم روهان در دهانهی غارها سرود پیروزی میخوانند اما از بیشهی تاریک و درختان تهدیدآمیز میترسند. سواران از میان دالانی از شاخهها و ریشههای برآمده عبور میکنند؛ جایی که صداهای خشخش، ناله و خشم درختان شنیده میشود و اثری از ارکها نیست. لگولاس گرمای خشم درختان را حس میکند و گاندلف فقط حدس میزند که چه بلایی بر سر ارکها آمده است. در همین مسیر، گفتوگوی طولانی و پرشور گیملی و لگولاس دربارهی غارهای گودی هلم و زیباییهای زیرزمینی در برابر جنگلها شکل میگیرد و به پیمانی میان آن دو میانجامد: اگر از جنگ جان سالم به در ببرند، با هم به دیدن فنگورن و غارهای گودی هلم خواهند رفت. در خروجی بیشه، سواران با سه موجود غولپیکر روبهرو میشوند که گاندلف آنها را «شبان درختها» مینامد؛ انتها که بیاعتنا به آدمیان، به سوی بیشه میروند. تئودن تازه میفهمد که افسانههای انتها و انتبیشه فقط قصهی کودکان نبوده است و گاندلف یادآوری میکند که آدمیان سالها به دنیای بیرون از مرزهای خود بیاعتنا بودهاند. سپس گروه به سوی گدارهای ایزن میرود؛ جایی که رودخانه تقریباً خشک شده و سکوتی سنگین بر آن حاکم است. گاندلف توضیح میدهد که سارومان چشمههای ایزن را بلعیده و آب را برای مقاصد خود به کار گرفته است. در جزیرهی میانی گدار، تپهای از خاک و نیزهها برپا شده که آرامگاه سواران کشتهشدهی روهان است. گاندلف به ائومر اطمینان میدهد که شمار کشتهها کمتر از شایعات است و بسیاری از مردان پراکنده شدهاند و اکنون دوباره گرد آمدهاند. پس از عبور از گدارها، گروه در کنار رودخانه اتراق میکند. نیمهشب، موجی از تاریکی و مه غلیظ از دو سوی رودخانه میگذرد؛ صدای نجوا، ناله و لرزش زمین شنیده میشود. این همان نیرویی است که شبانه به گودی هلم بازمیگردد، ارکهای کشتهشده و درختان عجیب را با خود میبرد و پشتهی مرگ را بهجا میگذارد. بامدادان، رودخانهی ایزن دوباره پرآب میشود و گروه به سوی درهی ساحر حرکت میکند. در ادامه، شنونده وارد توصیف مفصل درهی ساحر و ایزنگارد میشود: درهای که زمانی سرسبز و پرچشمه بوده و اکنون به بیابانی پر از خار و علف هرز و تنههای سوخته تبدیل شده است. تالکین ساختار دفاعی ایزنگارد، دیوار گرد عظیم، دروازهی آهنین، میدان دایرهای، کورهها، کارگاهها، زندانها و برج اورتانک را با جزئیات فراوان شرح میدهد و نشان میدهد که چگونه سارومان با تقلید ناقص از قدرتهای تاریک مردور، این دژ را به مرکز صنعت و جنگ تبدیل کرده است. وقتی گروه به دروازه میرسد، با صحنهای غیرمنتظره روبهرو میشود: درهای آهنین کنده و بر زمین پرتاب شده، دیوارها شکاف برداشته و میدان ایزنگارد زیر آب رفته است. برج اورتانک اما دستنخورده و استوار در میان دریایی از آب و ویرانهها ایستاده است. در آستانهی این ویرانی، دو موجود کوچک روی تودهی سنگها دراز کشیدهاند؛ مری و پیپین، هابیتهایی که دوستانشان مدتها در جستوجویشان بودهاند. آن دو در میان بطریها، دیسها و چپقها نشستهاند و پس از خوردن و نوشیدن، مشغول استراحتاند. مری با ادب خود را بهعنوان «دروازهبان ایزنگارد» معرفی میکند و توضیح میدهد که اکنون چوبریش، رئیس انتها، ادارهی ایزنگارد را به عهده گرفته است. گفتوگوی طنزآمیز گیملی، لگولاس، گاندلف و هابیتها، هم خستگی سفر را میشکند و هم نشان میدهد که چگونه انتها با یورش خود، دژ سارومان را در هم کوبیدهاند. در پایان این قسمت، گاندلف تصمیم میگیرد به سوی دیوارهی شمالی برود تا چوبریش را ببیند و شنونده در آستانهی دیدار بزرگ بعدی، یعنی رویارویی با سارومان و گفتوگو با چوبریش، رها میشود.
چرا باید کتاب سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت08 را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت 08 نقطهای است که در آن چند خط مهم داستانی به هم میرسد: پایان نبرد گودی هلم، آشکارشدن نقش انتها، سفر تئودن به سوی ایزنگارد و بازگشت مری و پیپین. شنیدن این قسمت برای دنبالکردن روند کلی داستان ضروری است، چون نشان میدهد که پیروزی در یک نبرد چگونه به تغییر موازنهی قدرت در کل سرزمین میانه منجر میشود و دژ ظاهراً شکستناپذیر سارومان چگونه فرو میریزد. در این اپیزود، شنونده با چند لایهی متفاوت از جهان تالکین روبهرو میشود: از یکسو توصیفهای دقیق از جغرافیا، معماری و تاریخ ایزنگارد و غارهای گودی هلم، و از سوی دیگر گفتوگوهای شخصیتها دربارهی افسانهها، گذر زمان، کوتاهی عمر آدمیان و ماندگاری موجوداتی مثل انتها. تضاد میان نگاه گیملی به غارها و شیفتگی لگولاس به جنگلها، و همچنین شگفتی تئودن از زندهشدن افسانهها، به شنونده کمک میکند تا تنوع نژادها و دیدگاهها در سرزمین میانه را بهتر درک کند. این قسمت همزمان لحظات سنگین و تأملبرانگیز دارد و لحظات سبک و شوخطبعانه؛ از سوگواری تئودن برای هاما و تدفین سواران گرفته تا شوخیهای مری و پیپین در میان ویرانههای ایزنگارد. شنونده در این اپیزود با یکی از مهمترین تمهای مجموعه نیز روبهرو میشود: اینکه نیروهای ظاهراً فراموششدهی جهان، مثل درختان و انتها، در لحظههای سرنوشتساز وارد میدان میشوند و سرنوشت جنگ را تغییر میدهند. برای کسی که به دنبال شنیدن ادامهی منسجم داستان است، این قسمت حلقهی اتصال میان نبرد گودی هلم و گفتوگو با سارومان است و بدون آن، مسیر روایی دو برج ناقص میماند. همچنین برای علاقهمندان به توصیفهای فضاساز و جزئینگر، این اپیزود یکی از غنیترین بخشهای فصل دو برج بهشمار میآید.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی ارباب حلقه ها؛ فصل دوم دو برج؛ قسمت 08 به کسانی پیشنهاد میشود که قسمتهای قبلی این سریال صوتی را دنبال کردهاند و میخواهند بدانند پس از نبرد گودی هلم چه بر سر سارومان و ایزنگارد آمده است. این اپیزود به علاقهمندان فانتزی حماسی، دوستداران جهانسازی دقیق و شنوندگانی که از توصیفهای مفصل سرزمینها، دژها و موجودات شگفتانگیز لذت میبرند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به رابطهی میان طبیعت، جنگ و قدرت در داستانها کنجکاو هستند و میخواهند نقش انتها و بیشههای خشمگین را در سرنوشت نبردها بشنوند. برای شنوندگانی که به شخصیتپردازی و گفتوگوهای میان شخصیتها اهمیت میدهند، بهویژه رابطهی گیملی و لگولاس و بازگشت مری و پیپین، این قسمت انتخاب مناسبی است. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که مایلاند پیش از ورود به بخشهای پایانی دو برج، تصویری روشن از ایزنگارد و برج اورتانک در ذهن داشته باشند.
زمان
۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
حجم
۴۸٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
حجم
۴۸٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
قابلیت انتقال
ندارد