
دانلود و خرید کتاب صوتی بن بست
معرفی کتاب صوتی بن بست
کتاب صوتی بنبست نوشته صادق هدایت روایتی بلند و تلخ از تنهایی، حس گناه و فرسودگی روحی یک کارمند میانسال است که در شهری کوچک و بسته، با گذشتهی خود دستوپنجه نرم میکند. هدایت در این اثر، زندگی شریف را دنبال کرده است؛ مردی ۴۳ ساله که پس از سالها آوارگی در شهرهای مختلف، دوباره به شهر زادگاهش آباده برگشته و در مقام رئیس مالیه آن شهر روزگار میگذراند. نشر گیوا این کتاب صوتی را با گویندگی حسین نصیری منتشر کرده است و فضای خفه، سنگین و پر از وسواس ذهنی شریف را در قالب صدایی واحد و پیوسته به شنونده منتقل کرده است. در این کتاب صوتی، شنونده با جهانی روبهرو میشود که در آن همهچیز رنگ کهنگی، تکرار و دلزدگی گرفته است؛ از اداره مالیه و همکاران ریاکار و دزد شریف گرفته تا خانهی موروثی، باغچه، استخر و بساط وافور و عرق. در کنار این فضا، آلبوم عکسها، کبک دستآموز، سگ لاغر و غلامرضای پیر، عناصر ثابت زندگی شریف هستند که مثل اشیای موزهای، گذشتهی او را زنده نگه میدارند. ورود ناگهانی مجید، پسر رفیق قدیمیاش محسن، این سکون را میشکند و همهی زخمهای کهنهی شریف را دوباره باز میکند. کتاب صوتی بنبست با تمرکز بر ذهن و خاطرات شریف، شنونده را وارد دنیایی میکند که در آن مرز میان گذشته و حال، زندگی و مرگ و عشق و گناه بهتدریج محو میشود.
درباره کتاب بن بست
کتاب صوتی بنبست داستان زندگی شریف است؛ کارمند مالیهای که سالها در شهرهای مختلف مأموریت داشته و حالا در ۴۳ سالگی به شهر زادگاهش آباده برگشته است. صادق هدایت در این کتاب صوتی، از خلال روزمرگیهای شریف در اداره مالیه، باغچهی خانه، بساط وافور، آلبوم عکسها و رابطهاش با غلامرضای پیر، تصویری از انسانی فرسوده، وسواسی و منزوی ساخته است که از مردم و مناسبات اجتماعی دلزده شده و به دنیای حیوانات و اشیای بیجان پناه برده است. کتاب صوتی بنبست در عین تمرکز بر یک شخصیت، لایههای مختلفی از زندگی او را باز میکند؛ از کودکی و مدرسه و دوستی عمیق با محسن گرفته تا ازدواج نافرجام با دخترخاله، مأموریت در مازندران و حادثهی غرقشدن محسن در دریا. این گذشتهی تلخ، مثل سایهای سنگین روی حال شریف افتاده است و شنونده در طول کتاب صوتی، مدام بین زمان حال و خاطرات دور او جابهجا میشود. در ادامه کتاب صوتی بنبست، ورود مجید، پسر محسن، بهعنوان عضو تازهوارد اداره مالیه آباده، نقطهی عطف داستان است. شباهت عجیب مجید به پدرش، از چهره و حرکات گرفته تا لحن صدا و حتی سینه صافکردن، شریف را بههم میریزد و او را دوباره به قلب خاطراتش پرتاب میکند. هدایت در این کتاب صوتی، با جزئیات دقیق، رابطهی تازهای را نشان داده است که میان شریف و مجید شکل میگیرد؛ رابطهای آمیخته از عشق پدرانه، حس گناه، پرستش زیبایی و توهم حلول روح محسن در جسم مجید. ساختار کتاب بهصورت یک روایت پیوسته است که میتوان آن را به چند بخش ذهنی و روایی تقسیم کرد: معرفی زندگی کنونی شریف در آباده، بازگشت به گذشته و ماجرای محسن، ورود مجید و دو هفته زندگی مشترک او با شریف، و در پایان حادثهی استخر و غرقشدن مجید. هرچند فصلبندی صریحی در متن دیده نمیشود، اما شنونده بهوضوح میتواند این گرهها و چرخشهای روایی را در طول کتاب صوتی دنبال کند.
خلاصه داستان بن بست
در کتاب صوتی بنبست، شریف بهعنوان رئیس مالیه آباده، در شهری که در آن به دنیا آمده و کودکیاش را گذرانده، زندگی میکند اما هیچ شوقی به کار و محیط اطرافش ندارد. او صبحها دیر از خواب بیدار میشود، گاهی اصلاً سر کار نمیرود و در اداره بیشتر وقتش را با خمیازه، ورقزدن لغتنامه لاروس و امضای کاغذها میگذراند. در خانه، زندگی او حول باغچه، استخر، بساط وافور و عرق، کبک دستآموز، سگ لاغر و غلامرضای پیر میچرخد. وسواس شدید به تمیزی، آلبوم عکسهایی که «سینمای زندگی» اوست و دلزدگی از مردم، چهرهی روحی او را کامل میکند. شریف خود را انسانی خوشطینت و دلرحم میداند که همین صفات باعث عقبماندنش از همکاران «پررو و زرنگ و دزد» شده است. با ورود مجید، عضو تازهوارد مالیه از تهران، همهچیز تغییر میکند. شریف در همان نگاه اول، شباهت کامل او را با محسن، رفیق و هممدرسهای قدیمیاش میبیند؛ رفیقی که سالها پیش در مازندران جلوی چشم او در دریا غرق شده بود. این شباهت، شریف را به گذشته پرتاب میکند: به روزهای مدرسه، دوستی عمیق با محسن، بوسهی لرزان بر پیشانی او در بهجتآباد، بخشیدن ساعت طلایی پدرش به محسن، ازدواج نافرجام خودش با دخترخاله در آباده و بعد مأموریت مشترک با محسن در مازندران. حادثهی اصلی گذشته، غرقشدن محسن در دریای متلاطم است؛ جایی که محسن در حال دستوپا زدن از شریف کمک میخواهد و شریف، که شنا بلد نیست و از ترس میخکوب شده، فقط میایستد و نگاه میکند. از آن پس، صدایی در گوشش تکرار میکند: «تو پست هستی، تو آدمکشی.» با آمدن مجید، شریف احساس میکند روح محسن در جسم او حلول کرده است. او مجید را به خانه میبرد، برایش تخت میگذارد، ساعت قدیمی محسن و عکس گاردن پارتی را به او میدهد و در اداره با پشتکار، ریزهکاریهای کار را به او یاد میدهد. دو هفته زندگی مشترک آنها در خانه و اداره، برای شریف مثل بازگشت به زندگی است؛ وسواس تمیزیاش کم میشود، با اشتها غذا میخورد، در مأموریتهای دهات مجید را همراه خود میبرد و شبها کنار بساط وافور با او تخته نرد بازی میکند. هر شب پیشانی مجید را پدرانه میبوسد و در دل، او را همزمان هم بچهی خود و هم ادامهی حیات محسن میبیند. اما در یک روز گرم تابستانی، وقتی شریف بهخاطر کارهای فوقالعاده اداره نمیتواند ظهر به خانه برگردد، غلامرضا هراسان خبر میآورد که مجید در استخر خانه خفه شده است. شریف زیر باران به خانه میرود، نعش مجید را در ایوان میبیند و نگاهش روی آب سیاه استخر میماند؛ آبی که برای او یادآور دریای مازندران و مرگ محسن است. همهچیز در نظرش پوچ و مسخره میشود و با تکرار همان صدای درونی که او را «رذل» و «جانی» میخواند، زیر باران از خانه بیرون میزند و مثل سایهای سرگردان در کوچههای نمناک دور میشود.
چرا باید کتاب بن بست را بشنویم؟
کتاب صوتی بنبست فرصتی است برای شنیدن پرترهی دقیق و بیرحمانهی انسانی که زیر فشار سالها ناکامی، حس گناه و تنهایی، به نقطهای رسیده که دیگر نه به آینده امیدی دارد و نه به گذشته دلخوش است. صادق هدایت در این کتاب صوتی، با تمرکز بر ذهن شریف، نشان داده است که چگونه یک حادثهی حلنشده در گذشته میتواند تمام زندگی یک نفر را مسموم کند و هر رابطهی تازهای را به تکرار همان فاجعه بکشاند. شنونده در طول کتاب صوتی، نهتنها با ماجرای ظاهری زندگی شریف روبهرو میشود بلکه به لایههای پنهان احساس حقارت، پرستش زیبایی، ترس از زشتی، وسواس تمیزی و میل به فرار از دنیای آدمها به دنیای حیوانات و اشیا نزدیک میشود. این کتاب صوتی همچنین تصویری از فضای اداری، روابط همکاران، زندگی در شهر کوچکی مثل آباده و تضاد میان ظاهر آبرومند و درون فرسوده شخصیتها ارائه کرده است. حضور غلامرضا، کبک دستآموز، سگ لاغر، آلبوم عکسها و استخر، بههمراه دو مرگ مشابه در دریا و استخر، نوعی چرخهی تکرار و بنبست را شکل داده است که شنونده میتواند آن را در سطحی عاطفی و فکری دنبال کند. شنیدن بنبست به کسانی که به شخصیتپردازی عمیق، فضای تیره و تأمل در معنای گناه، مسئولیت و ناتوانی انسان در برابر سرنوشت علاقه دارند، امکان میدهد با یک روایت یکنفره و درعینحال چندلایه همراه شوند و از خلال آن، به سؤالات شخصی خود درباره گذشته، انتخابها و حسرتها فکر کنند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور و فضاهای تیره و دروننگر علاقه دارند، به کسانی که دغدغههایی مثل حس گناه، تنهایی، شکست عاطفی و بنبستهای روحی را از نزدیک لمس کردهاند، به علاقهمندان آثار صادق هدایت و روایتهایی که بر ذهن و خاطره تمرکز دارند، و به شنوندگانی که میخواهند تصویری دقیق از زندگی یک کارمند فرسوده در شهری کوچک و روابط پیچیده او با گذشته و اطرافیانش را دنبال کنند.
زمان
۴۴ دقیقه
حجم
۳۰٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴۴ دقیقه
حجم
۳۰٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد