با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ترانه ها

دانلود و خرید کتاب ترانه ها

به روایت احمد شاملو

۴٫۳ از ۴ نظر
۴٫۳ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ترانه ها  نوشته  ابوسعید ابوالخیر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب ترانه ها

کتاب ترانه ها به روایت احمد شاملو مجموعه‌ای از رباعیات سه تن از شاعران و عارفان بزرگ ایرانی، ابوسعید ابوالخیر، خیام و باباطاهر عریان است که با تصحیح احمد شاملو منتشر شده است. 

این کتاب پس از مدت‌ها دوباره منتشر شده است و یکی از منابع مهم و ارزشمند در زمینه شناخت آثار بزرگانی چون ابوسعید ابوالخیر (عارف قرن پنجم)، حکیم عمر خیام (شاعر و دانشمند دوره سلجوقی) و باباطاهر عریان (شاعر قرن پنجم) است. 

کتاب ترانه ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به زبان و ادبیات کهن فارسی را به خواندن کتاب ترانه ها دعوت می‌کنیم.

درباره احمد شاملو 

احمد شاملو متولد ۲۱ آذر ۱۳۰۴ در تهران است. شاملو متخلص به الف. بامداد و الف. صبح، شاعر، فیلم‌ساز، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس و از دبیران کانون نویسندگان ایران بود. شهرت او در ایران به سبب بنیان گذاشتن یک نوع قالب شعری به نام شعر سپید است. او علاوه بر سرودن شعر به کار ترجمه نیز مشغول بود. بسیاری از شعرهای شاملو به زبان‌های سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شده است.

احمد شاملو بعد از تحمل یک دوره طولانی بیماری در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۷۹ از دنیا رفت.

بخشی از کتاب ترانه ها

آن روز که چشمان تو در من نگریست

خلقی، به هزار دیده، بر من بگریست.

هر روز هزار بار در عشق توام

می‌باید مُرد و باز، می‌باید زیست.


ای دل! چو فراقش رگ جان بگشودت

منمای به کس جامه خونالودت.

می‌نال چنانکه نشنوند آوازت؛

می‌سوز چنانکه برنیاید دودت!


جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست

در عشق تو بی‌جسم همی باید زیست.

از من اثری نماند... این عشق ز چیست؟

گر من همه «معشوق» شدم، «عاشق» کیست؟


دل چیست که گویم از برای غم توست،

یا آن‌که حریم تن، سرای غم توست.

لطفی است که می‌کند غمت با دل من

ورنه دل تنگ من، چه جای غم توست!

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۰۰)
من بنده عاصی‌ام؛ رضای تو کجاست؟ تاریک‌دلم؛ نور و صفای تو، کجاست؟ بر من تو بهشت اگر به طاعت بخشی این «مزد» بُوَد؛ لطف و عطای تو کجاست؟
احسان
در دیده به جای خواب، آب است مرا زیرا که به دیدنت شتاب است مرا گویند: «بخواب تا به خوابش بینی» ای بی‌خبران! چه جای خواب است مرا؟
آسو:))) سهمیه
وافریادا! ز عشق وافریادا! کارم به یکی طرفه‌نگار افتادا. گر داد من شکسته دادا، دادا؛ ورنه من و عشق... هرچه بادابادا!
آسو:))) سهمیه
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه؟ وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه؟ پر کن قدح باده! که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه!
آسو:))) سهمیه
آن روز که چشمان تو در من نگریست خلقی، به هزار دیده، بر من بگریست. هر روز هزار بار در عشق توام می‌باید مُرد و باز، می‌باید زیست.
آسو:))) سهمیه
گفتم: «چشمم»، گفت: «به راهش می‌دار!» گفتم: «جگرم»، گفت: «پر آهش می‌دار!» گفتم: «دل من»، گفت: «چه داری در دل؟» گفتم: «غم تو»، گفت: «نگاهش می‌دار!»
آسو:))) سهمیه
چون مرده شوم، خاک مرا گم سازید؛ احوال مرا عبرت مردم سازید: خاک تن من به باده آغشته کنید وز کالبدم خشت سر خُم سازید!
آسو:))) سهمیه
عشق تو، بلای دل درویش من است. بیگانه نمی‌شود، مگر خویش من است؟ گفتم سفری کنم ز غم بگریزم، منزل منزل غم تو در پیش من است.
tizaras
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا کرد مرا خالی و پر کرد ز دوست. اجزای وجودم همه را دوست گرفت نامی است ز «من» بر من و باقی همه «او» است.
tizaras
افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد در پای اجل بسی جگرها خون شد! کس نامد از آن جهان، که از وی پرسم: «احوال مسافران دنیا چون شد؟»
آسو:))) سهمیه

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۷۱ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۴/۰۹/۱۹
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۰۳۴-۳
دسته بندی
تعداد صفحات۷۱صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۸۴/۰۹/۱۹
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۰۳۴-۳