معرفی و دانلود کتاب حکایت‌های ایزوپ + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب حکایت‌های ایزوپ

کتاب حکایت‌های ایزوپ

حکایت‌های شیرین و پندآموز یونانی

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
ایزوپ (ازوپ)، امیرحسن مکی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب حکایت‌های ایزوپ

کتاب حکایت‌های ایزوپ نوشته ایزوپ نویسنده یونانی است. این کتاب را امیرحسین مکی به فارسی ترجمه کرده است. از زندگی او اطلاعاتی در دس نیست.

درباره کتاب حکایت‌های ایزوپ

ایزوپ به دعوت کروزوس در سارد سکنی گزید و از سوی او مأمور حل و فصل مشکلات و امور حساس حکومتی شد. طی مأموریت‌های خود به مناطق مختلفی که تحت حاکمیت یونان بود سر می‌کشید. یک پایش در کورینت بود و پای دیگرش در آتن، و تلاش می‌کرد با روایت حکایت‌های خردمندانه‌اش اهالی این شهرها را با حاکمان آن‌ها، پریاندر و پسیستراتوس آشتی دهد. اما یکی از این مأموریت‌ها که به دستور کروزوس صورت گرفته بود به قیمت جانش تمام شد. او به عنوان سفیر به دلفی رفت تا مقادیر زیادی سکهٔ طلا میان شهروندان آن قسمت کند، اما چنان از حرص و طمع آنان آزرده شد که از این کار صرف‌نظر کرد و طلاها را نزد اربابش بازگرداند. اهالی دلفی از این رفتار او خشمگین شدند و وی را به کفر متهم کردند و گرچه در مقام سفیر از مصونیت برخوردار بود، اعدامش کردند. ظلمی که بر ایزوپ رفت بی‌عقوبت نماند؛ انواع بلایا و مصائب گریبانگیر اهالی دلفی شد تا تقاص کار خود را پس دهند. «خون ایزوپ» ضرب‌المثلی شد به مصداق این حقیقت که هیچ گناهی بی‌مکافات نخواهد ماند. از طرفی، حیثیت و اعتبار ایزوپ به وی بازگردانده و به یادبود او مجسمه‌ای در آتن بنا شد که کار استاد چیره‌دست لیسیپوس بود.

ایزوپ در زندگی‌اش حکایت‌های کوتاهی روایت می‌کرد که در دسته فابل(حکایت حیوانات) دسته‌بندی می‌شوند. 

خواندن کتاب حکایت‌های ایزوپ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مند به قصه‌های قدیمی پیشنهاد می‌کنیم

بخش از کتاب حکایت‌های ایزوپ

گرگ و بره

گرگی از چشمه‌ای در دامنهٔ تپه‌ای آب می‌خورد که چشمش به بره‌ای افتاد که چند قدم پایین‌تر می‌خواست آب بنوشد. گرگ با خود گفت: «اگر بتوانم بهانه‌ای یابم، شامم فراهم است.»

پس بر سر بره فریاد زد: «چطور جرئت می‌کنی آبی را که می‌نوشم گل کنی؟»

بره گفت: «ارباب، اگر آن بالا آب گل‌آلود است گناه از من نیست، چرا که آب از سمت شما به طرف من جاری‌ست!»

گرگ گفت: «بسیار خوب، این به کنار. حال بگو ببینم چرا پارسال همین وقت، به من دشنام دادی؟»

بره گفت: «این محال است، آخر من فقط شش ماه سن دارم!»

گرگ غرید و گفت: «گوشم به این حرف‌ها بدهکار نیست. اگر تو نبودی، حتماً پدرت بوده!» و با گفتن این، روی برهٔ بی‌نوا پرید و او را درید و خورد.

بره پیش از آن که جان دهد با صدایی بریده گفت: «گوش جبار به هیچ عذری نیست بدهکار!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب حکایت‌های ایزوپ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابحکایت‌های ایزوپ
عنوان دیگرحکایت‌های شیرین و پندآموز یونانی
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی، ادبیات عامیانه و محلی
نویسندهایزوپ (ازوپ)
مترجمامیرحسن مکی
انتشاراتانتشارات آریا گهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۵/۱۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۱۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۶۳۲۰۸۶
تعداد صفحه‌ها۱۲۷ صفحه
قیمت کتاب۴۲۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

muhaddith
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۰۸

داستان های کوتاه و پر مفهوم

۰

بریده‌هایی از کتاب

Mephisto
۴
«از خدمت کردن به بزرگان و اغنیا جز بیگاری چیزی نصیب نشود!» خلاف رأی سلطان رأی جستن به خون خویش باشد دست شستن
Mephisto
۱
قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری
Mephisto
۱
«گوش جبار به هیچ عذری نیست بدهکار!»
Mephisto
۱
اما پیش از اعدام به التماس افتاد که: «من جنگجو نیستم و سلاحی حمل نمی‌کنم. تنها در این شیپور می‌دمم و این به یقین آسیبی به شما نمی‌رساند. پس چرا از کشتن من در نمی‌گذرید؟» سربازان گفتند: «شاید خودت نجنگی، اما سربازانتان را به جنگیدن تشویق می‌کنی.»
Mephisto
۱
میهمان گرچه عزیز است همچو نفس خفه می‌سازد اگر آید و بیرون نرود
Mephisto
۰
پس به هوش باشید آنچه را در کف دارید به سودای تصویری خیالی بر باد ندهید!
Mephisto
۰
مرا با آدمی که با یک نفس می‌تواند هم گرما بدمد، هم سرما، هیچ کاری نیست!»
Mephisto
۰
روباه دم بریده پیشنهاد کرد که همه باید خود را از شرّ دم‌ها خلاص کنند. او اشاره کرد که وقتی از سوی سگ‌ها تعقیب می‌شوند، دم تا چه حد اسباب زحمت است؛ و چون می‌خواهند راحت بنشینند و گفت و گویی گرم و دوستانه با هم داشته باشند، تا چه حد دست و پا گیر