معرفی و دانلود کتاب گوشواره عرش + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب گوشواره عرش
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب گوشواره عرش

نوع کتاب
۵.۰(از ۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
علی موسوی گرمارودی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب گوشواره عرش

این کتاب مجموعه اشعار آیینی علی موسوی گرمارودی است که از سن ۱۶ سالگی تا سال ۸۸ سروده شده است. ترتیب فصل بندی شعرهای این کتاب از شعرهای توحیدی آغاز می شود، سپس نبوت ،حضرت فاطمه و امامان معصوم به ترتیب سیر سنوی آن بزرگواران آمده است. همچنین در ذیل شعرهای مربوط به هر معصوم، شعرها و سروده هایی درباره اصحاب و یاران و اشخاص مربوط به آن امام را نیز آورده شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گوشواره عرش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گوشواره عرش
موضوع:شعر کلاسیک
نویسنده:علی موسوی گرمارودی
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۹/۰۸/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۲۸ مگابایت
شابک:۹۷۸-۹۶۴-۵۰۶-۹۰۶-۱
تعداد صفحه‌ها:۳۲۰ صفحه
قیمت کتاب:۲۲۴۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی گوشواره عرش

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

nasser_behdarvand
۱۳۹۶/۰۹/۱۶

خیلی خیلی اشعارش قشنگن

۰

بریده‌هایی از کتاب

چڪاوڪ
۴۱
در دین من کسی که بود دختر امام آیینه جمال نمایست از خدا شأن تو را همین سه سخن بس که گفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند معصومه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای و فاطمه و خواهر رضا(ع)
چڪاوڪ
۲۴
عمق ما تا سطح خواهش‌های دل او فراتر از حدود آب و گِل ما حدود خویش را گم کرده‌ایم چون مگس در خود تراکم کرده‌ایم طول و عرض او چه دانی تا کجاست آدمیزادی در ابعاد خداست ما کجا آن خوب، آن زیبا کجا؟ او امیر عشق و ما عبد هوا
چڪاوڪ
۲۲
ای مه که آفتاب جهان سایه‌سار توست ای هشتمین امام، چه دوریم از تو آه!
چڪاوڪ
۱۷
عشق در انتظار دیدن اوست
چڪاوڪ
۱۴
چشمان آهوانه او با نگاهِ شیر رخ چون شكوفه سرخ و لب از تشنگی سپید گویی كه از سیاوش و رستم خدای وی زیبایی و شكوه در او با هم آفرید می‌رفت و دیدگانِ پدر بود سوی او كی می‌توان كه از جگرِ خویش دل بُرید
چڪاوڪ
۱۲
از باده نگه دل ما را خراب کن بر تاک مانده‌ایم تو ما را شراب کن!
ابی
۶
ما کجا آن خوب، آن زیبا کجا؟ او امیر عشق و ما عبد هوا
ابی
۵
پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی‌شناختم که عمود بر زمین بایستد...
ابی
۱
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌از تو در شگفت هم نمی‌توانم بود که دیدن بزرگیت را، چشم کوچکِ من بسنده نیست مور، چه می‌داند که بر دیواره اهرام می‌گذرد یا بر خشتی خام
ابی
۱
تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیل می‌تواند ساخت و من، آن کوچک‌ترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی‌تواند داشت