کتاب حسن ژیپاد میرعمادالدین فیاضی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب حسن ژیپاد

کتاب حسن ژیپاد

معرفی کتاب حسن ژیپاد

کتاب حسن ژیپاد، نوشته میرعمادالدین فیاضی، خاطرات شفاهی تکاور حسن سلطانی از سران نیروی دریایی در جریان مقاومت و آزادسازی خرمشهر است.

درباره‌ی کتاب حسن ژیپاد

ناو سروان حسن سلطانی یکی از پیشکسوتان دوره پایلوت تکاوری نیروی دریایی ارتش است که در حماسه مقاومت و آزادسازی خرمشهر حضور داشتند. از همین رو میرعمادالدین فیاضی به سراغ او رفت و در طی ساعت‌ها گفتگو و مصاحبه با او خاطرات شفاهی او را جمع‌آوری نمود. کتاب حسن ژیپاد، خاطرات شفاهی تکاور حسن سلطانی از دوران کودکی، مدرسه، ورود به نیروی هوایی، حضور در جبهه و ... است.

کتاب حسن ژیپاد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر از مطالعه خاطرات تکاوران، رزمندگان و سرداران در دوران دفاع مقدس، لذت می‌برید، کتاب حسن ژیپاد را بخوانید.

بخشی از کتاب حسن ژیپاد

ما سه‌تا دوست بودیم که تصمیم گرفتیم برویم سربازی. من بودم و تقی هنرمند و علی عشقی. من آمدم خانه نشستم به پدر و مادرم فکر کردم و نگاهی به خودم کردم گفتم: «اگر من دوسال بروم سربازی خرج پدر و مادرم را که باید بدهد؟» تصمیم را عوض کردم. رفتم رشت دنبال کار. حتی فکر می‌کردم بروم تهران که بروم ارتش. فکر می‌کردم باید بروم تهران. در رشت گذرم خورد به ِ طرف پلعراق. بهطور اتفاقی چند نفری را دیدم که لباس ارتشی تنشان بود.

ّپرسیدم: «شما کدام نیرویید؟»

گفتند: «ما از نیروی هوایی داریم یکسری را مثل شما استخدام می‌کنیم.»

پرسیدم: «مدارک چه می‌خواهید؟»

گفتند: «نیروی هوایی میخواهی بروی.»

ًاصلا نمی‌دانستم نیروی هوایی چیست و کجاست، فقط گفتم: «بله.»

ِگفت: «بیا برو تو سالن امتحان.»

ُرفتم تو سالنی که دیدم پر از آدم است. فهمیدم اینها از قبل خبر داشتند و آمده بودند برای امتحان. فقط من بیخبر رفته بودم و آن هم اتفاقی خبردار شده بودم. اسمم را پرسیدند و گفتند: «بعد از امتحان سریعا مدارکت را آماده می‌کنی می‌آیی اینجا.»

امتحان را دادم و فردا مدارک را آماده کردم و عکس فوری گرفتم بردم رشت. آن روز نتیجة امتحان کتبی را نگفتند. گفتند: «باید معاینات پزشکی انجام شود.»

معاینات پزشکی را هم در رشت انجام دادم. چهار روز بعد از معاینات لیست قبول‌شدگان را اعالم کردند. دیدم جزو قبول‌شدگان هستم.

نظرات کاربران

ماهان
۱۴۰۴/۰۷/۰۹

درود بر شما دلاوران ایران زمین دمتان گرم حیف از این همه شهید و جانباز و دلاور مردان حالا عدهای زالو زاده خون مردم رو می مکنن

کاربر 4376781
۱۴۰۲/۰۷/۱۶

قهرمانان بی ادعا و فداکار

عاشقان وطن
میرعمادالدین فیاضی
درست یک پا روی زمین؛ خاطرات ناخدا یکم تکاور سلیمان محبوبی
محمد‌اسماعیل حاجی‌علیان
تک آور گردان یکم
اکبر پیرپور
روزگار عسرت؛ خاطرات اسیر آزادشده هادی باغبان
سید ولی هاشمی
سید آسایشگاه ۱۵: خاطرات اسیر آزادشدۀ ایرانی سید جمال ستاره‌دان
ساسان ناطق
من از سی و سه نفر
مصطفی محمدی
نبرد در الوک
محمود جوانبخت
اردیبهشتی دیگر؛ خاطرات فرار عبدالمجید خزائی از زندان سلیمانیه عراق
مهناز فتاحی
کتیبه ای بر آسمان
میرعمادالدین فیاضی
پی دبلیو؛ خاطرات شمس‌الله شمسینی غیاثوند
شهاب احمدپور
سایه تاک؛ خاطرات سروان پیاده‌ی چترباز
راحله صبوری
جهنم تکریت؛ خاطرات سرگرد آزاده مجتبی جعفری
مجتبی جعفری
چریک پیر
سیدولی هاشمی
وری وقت جنگه؛ خاطرات شفاهی اکبر کمالی
سیدقاسم یاحسینی
راز دوران پرالتهاب؛ خاطرات سروان عراقی ثامر حمود الخالصی
ثامر حمود الخالصی
مهمان صخره‌ها: خاطرات سرهنگ خلبان محمد غلامحسینی
راحله صبوری
علی فرعون
حسن نوری
بادهای برفی؛ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﻋﺮﺍقی ﺍﺣﻤﺪ ﻏﺎﻧﻢ ﺍﻟﺮبیعی
محمد نبی ابراهیمی