با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
انجیل به روایت عیسی

دانلود و خرید کتاب انجیل به روایت عیسی

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب انجیل به روایت عیسی  نوشته  حجت بداغی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب انجیل به روایت عیسی

کتاب انجیل به روایت عیسی، مجموعه اشعار حجت بداغی است که با شیوه‌ای الهام گرفته از متون مقدس کهن نوشته شده‌اند.

درباره‌ی کتاب انجیل به روایت عیسی

کتاب انجیل به روایت عیسی، مجموعه‌ای از اشعار متفاوت و زیبا از حجت بداغی است. اشعاری خواندنی که البته خود حجت بداغی آن‌ها را بیشتر از شعر به متن می‌شناسد. نوشته‌های با الهام و تاثیرپذیری از متون مقدس کهن نوشته و روایت شده‌اند. چرا که با مطالعه متون کهن درمی‌یابیم که فرصت برای نوشتن کم است و کلمات بار روایت را بیش از هر چیزی بر دوش می‌کشند و هر کلمه باید وجهه‌های مختلفی از گفتمان را داشته باشد. چون فرصت کوتاهی برای تعریف کردن یک موضوع داریم. متون مقدس متونی هستند که تاثیر عظیم و گسترده‌شان را بر ادبیات امروز ما به خوبی نشان داده‌اند. و حجت بداغی به خوبی این تاثیرپذیری را در کتاب انجیل به روایت عیسی نشان داده است.

کتاب انجیل به روایت عیسی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر از خواندن اشعار معاصر و متون منظوم لذت می‌برید، کتاب انجیل به روایت عیسی یک انتخاب عالی برای شما است.

بخشی از کتاب انجیل به روایت عیسی

عیسی صلیب را تاب نداشت

ّنامش را کفاره کرد

کوبیدش بر فرق قیافا

گذاشتش بر دوش انسان

شاهد دارم

ّاولین شاهد میخ دست چپ

قامتش کمی خمیده با لکی عجیب بر صورتش

نه رنگ خون است نه رنگ زنگ

می‌گوید ماه چنگش زد روز تصلیب

میگوید:

سال چهل بعد از میلاد

پولوس سرگردان بود و پطرس گریان

ّو یوحنا شعر می‌بافت

شبی که ماه بیمار بود رفته ِ بود زیر لحاف ابر سرخ بود گونه‌اش از تب

باکره‌ای مرا به بکارتش نوازش داد:

ـ آه میخ مقدس

تکه‌ای از آن کلمه در من فرو کن.

ِ روز تصلیب دست ِ تحت من

شاگرد قلب عیسی بود

قلب در سینه فریاد میزد:

ایمان سرخ را از چاه دهانت برنکشیده‌ام

هنوز انجیل را در زهدانت مکتوب نکرده‌ام

ّّّمرا از تپه‌ی جلجتا ببرید به دره‌ی مریم 

ََدست چپ عنقا می‌شد عن‌قریب پرواز کند از صلیب

من پرهایش را میکشیدم و او تقلاکنان با لرزشی مخوف جان می‌داد

از شرم نافرمانی استاد

صبح بیماری ماه

ِهنگام سرفه‌های خورشید

ِِْمرا در بستر گرم از خون بکارت گرفتند

حکم من تقدیس شد حکم زن آتش

َمیخ چپ اکنون بر طاقچه حی است

با لکه‌ای مخوف بر صورت، مثل مردی که حرف می‌زند

سر در گریبان کرده خاطرات بکارات را اوراد می‌کند

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۳۵ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۸,۵۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۳/۱۴
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۴۲-۵۵-۸
تعداد صفحات۱۳۵صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۸,۵۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۳/۱۴
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۴۴۲-۵۵-۸