با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مشکل بی‌نام‌ونشان

دانلود و خرید کتاب مشکل بی‌نام‌ونشان

۴٫۸ از ۴ نظر
۴٫۸ از ۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مشکل بی‌نام‌ونشان  نوشته  بتی فریدن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مشکل بی‌نام‌ونشان

در کتاب مشکل بی‌نام‌ونشان نوشته بتی فریدن نویسنده فمینیست آمریکایی، برگزیده‌ای از کتاب جذبهٔ زنانه او را که نخستین بار در ۱۹۶۳ منتشر شد، می‌خوانید.

 درباره کتاب مشکل بی‌نام‌ونشان

 این اثر درباره وضعیت حقوق زنان امریکایی در نیمه قرن بیستم است که به جنبش فمینیسم انجامید. زمانی که سن ازدواج زنان داشت به زیر بیست سال می‌رسید، آنها حق و حقوقی در جامعه نداشتند، شوهرداری و آشپزی و بچه‌داری فضیلت یک زن کامل شمرده می‌شد و ادامه تحصیل و سودای عالم شدن خصوصیات زنان سرکش و بداقبال دانسته می‌شد.

«این جذبهٔ کام‌یابی زنانه، پانزده‌سال پس از جنگ جهانی دوم، به کانون گران‌مایه و تغییرناپذیر فرهنگ معاصر آمریکا تبدیل شد. میلیون‌ها نفر از زنان، زندگی‌شان را در رویای زیبای زن خانه‌دار آمریکایی می‌گذراندند، که شوهران‌شان را مقابل پنجره‌هایی بزرگ با نمایی دل‌انگیز برای خداحافظی می‌بوسیدند، با استیشنی پر از بچه کنار مدرسه می‌ایستادند، و براق‌کنندهٔ برقی را با لبخند به کف بدون لک آشپزخانه می‌کشیدند. خودشان نان می‌پختند، لباس خود و کودکان‌شان را می‌دوختند، و ماشین‌های لباس‌شویی و خشک‌کن جدیدشان را تمام روز روشن نگه می‌داشتند»

در این کتاب، بتی فریدن این معضل یا به نوعی فرهنگ جامعه آمریکایی قرن بیستم را مشکل بی‌نام‌ونشان خوانده است . مشکلی که بلاخره زنان را واداشت به سفر پرشور بیرون از خانه بروند و جنبش فمینیسم را راه‌اندازی کنند. او در کتابش از شروع این جنبش و پیامدهای آن و برخوردهای جامعه با آن سخن گفته است.

 درباره بتی فریدن

 بتی فریدن، نویسنده و فعال اجتماعی فمینیست آمریکایی است. او از پایه‌گذاران موج دوم جنبش زنان امریکا به شمار می‌رود و اکنون ۸۵ ساله است. کتاب «رمز و راز زنانه» او در سال ۱۹۶۳ از نخستین کتاب‌هایی است که مسایل زندگی شخصی زنان را از حوزه خصوصی به حوزه عمومی وارد کرده و به موضوعی سیاسی تبدیل کرد. این کتاب از متون کلاسیک فمینیسم محسوب می‌شود.

 بخشی از کتاب مشکل بی‌نام‌ونشان

یک قرن پیش، نیاز به کسب هویتی تازه، زنان را بر آن داشت تا پا در راه آن سفر پرشور بگذارند، همان «سفر بیرون از خانهٔ» بدنام و بد تعبیرشده.

تمسخر فمینیسم به‌عنوان یک شوخی کثیف در تاریخ، ترحم‌کردن و زیر لب خندیدن به فمینیست‌های سنت‌گرا، که برای حقوق زنان در تحصیلات عالیه، اشتغال و انتخابات مبارزه می‌کردند، در چند سال اخیر رایج بوده است. امروزه گفته می‌شود که آنان قربانیان عصبی «رشک قضیب» بودند که می‌خواستند مرد باشند. زنان برای مبارزه در راه آزادی، مشارکتی برابر با مردان در تصمیمات و فعالیت‌های عمدهٔ اجتماعی، طبیعت زنانه‌شان را که از طریق انفعال جنسی، پذیرش سلطهٔ مردانه و پرورش مادی تحقق می‌یافت، انکار کردند.

اما اگر اشتباه نکنم، همین سفر نخست، سرنخ بسیاری از چیزهایی‌ست که تاکنون برای زنان رخ داده است. عدم تشخیص اشتیاقی که باعث می‌شد این زنان خانه را در جست‌وجوی هوسی تازه ترک کنند، یا در خانه بمانند و به‌تلخیْ آرزوی چیزهایی فراتر را در سر داشه باشند، یکی از نقاط کور عجیب در روان‌درمانی معاصر است. عمل آنان شورش، و انکار سرسختانهٔ هویتی بود که تا آن هنگام برای زنان تعیین شده بود. نیاز به هویتی نو بود که فمینیست‌های پرشور را به‌سمت ایجاد مسیری تازه برای زنان سوق داد. برخی از آن مسیرها به‌طرزی نامنتظره دشوار، برخی بن‌بست، و برخی نیز ممکن است غلط بوده باشند، اما نیاز به یافتن راه‌هایی تازه برای زنان، واقعی بود.

به فمینیست‌ها گفته می‌شد که زنْ تغییرناپذیر و بی‌تجربه است و جایش در خانه. اما مرد در حال تغییر است، جایش در جهان و جهان نیز در حال گسترش. زن نادیده‌گرفته می‌شد. آناتومی، سرنوشتش بود؛ شاید هنگام زایمان جان خود را از دست می‌داد، تا سی‌پنج سالگی عمر می‌کرد یا دوازده بچه به دنیا می‌آورد. در حالی‌که مرد سرنوشتش را با بخشی از ساختمان بدنش کنترل می‌کرد که هیچ جانور دیگری از آن برخوردار نبود: ذهنش.

زنان نیز ذهن دارند. آنان نیز با نیازی انسانی برای رشدیافتن روبه‌رو بودند، اما کاری که باید برای تأمین زندگی و پیش‌بردن آن انجام می‌گرفت دیگر در خانه امکان‌پذیر نبود. زنان برای درک فعالیت در جهان بیرون آموزش داده نشده بودند. زنی که محدود به خانه می‌شد، کودکی در میان کودکانش به شمار می‌رفتد، منفعل بود و هیچ بخشی از وجودش تحت اختیار خودش نبود، تنها به‌واسطهٔ خشنودساختن مرد بود که وجود داشت. او تماماً به محافظت مرد در دنیایی که هیچ سهمی در ساختنش نداشت، یعنی دنیای مردانه، وابسته بود. او هیچ‌گاه نمی‌توانست به‌اندازه‌ای رشد کند که از خود این سؤال انسانی ساده را بپرسد «که هستم؟ چه می‌خواهم؟»


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
آسو:))) سهمیه
۱۴۰۰/۰۵/۰۱

کتاب کاملی بود ولی من ما همه باید فمینیست باشیم و باشگاه مشت زنی فمینیستی رو بیشتر پسندیدم.

𝐑𝐚𝐡𝐚🕊.
۱۴۰۰/۰۶/۰۱

این اثر رو توصیه می کنم به افرادی از جمله خودمـ کهـ درباره نابرابری جنسیتی دغدغه دارند..:)) کتابی کم حجم اما پُر بار با خوندن این کتاب درباره ریشه نابراری ها و ظلم و جور ناشی از این بی عدالتی آگاه

- بیشتر
Bookish
۱۴۰۰/۰۳/۱۷

"من غذا میپزم تخت خواب هارو مرتب میکنم لباس تنِ فرزندانم میکنم کسی هستم که هرکس چیزی بخواهد ابتدا من را صدا میزد اما به راستی من کیستم؟! احساس میکنم هویت ندارم" چه میتوان گفت در ستایش این کتاب؟ کتابی کم حجم اما پربار که به

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۱)
روان‌شناسی از حومهٔ شهر، به‌طرزی نامطمئن گفت «نمی‌دانم امروزه مشکل زنان چیست؛ فقط می‌دانم مشکلی هست. چون بیش‌تر مراجعه‌کنندگانم زن هستند، و مشکل‌شان هم جنسی نیست.» اگرچه بیش‌تر زنانی که این مشکل را داشتند، به یک روان‌کاو مراجعه کردند، اما مدام به خودشان می‌گفتند که «واقعاً مشکلی نیست،» «هیچ مشکلی نیست.»
Numb
وقتی زنی فرانسوی به‌نام سیمون دوبوار، کتابی را به‌نام جنس دوم نوشت، منتقدی آمریکایی بر این باور بود که روشن است او نمی‌داند زندگی یعنی چه و از این گذشته، او دربارهٔ زنان فرانسوی حرف می‌زد. «مشکل زن» در آمریکا، دیگر وجود نداشت. مادامی‌که زنی در سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مشکلی داشت، می‌دانست که یا در ازدواج او مسئله‌ای هست، یا با خودش فکر می‌کرد که وقتی بقیهٔ زنان در زندگی‌شان خشنود هستند، او دیگر چه‌جور زنی‌ست که با برق‌انداختن کف آشپزخانه این احساس شادمانی عجیب را تجربه نمی‌کند؟ آن‌قدر از اقرار به احساس نارضایتی خود شرم‌زده بود که نمی‌دانست چه تعدادی از زنان این وجه اشتراک با او را داشتند. اگر می‌خواست به شوهرش در این‌باره چیزی بگوید، او درکش نمی‌کرد. خود او هم درک درستی از آن نداشت.
Numb
افزون بر پانزده‌سال حرف‌های زنان چیزهایی مشخص بودند؛ وقتی شوهران‌شان در گوشهٔ دیگری از اتاق می‌نشستند و دربارهٔ خرید، سیاست یا مخازن گندزدایی صحبت می‌کردند، حرف‌های خودشان راجع به مشکلاتی که با فرزندان‌شان داشتند، چگونه راضی‌نگه‌داشتن شوهرشان، ترقی فرزندان‌شان در مدرسه، و طبخ مرغ یا دوختن روکش اسباب‌واثاثیه بود. کلماتی مانند «آزادی» و «اشتغال» عجیب و شرم‌آور بودند، و سال‌ها بود که کسی آن‌ها را به زبان نیاورده بود.
Numb
تمام آن‌چه می‌خواستم این بود که ازدواج کنم و صاحب چهار فرزند شوم. من به فرزندانم، باب و خانه‌ام عشق می‌ورزم. هیچ مشکلی نیست که بتوان از آن نام برد. اما احساس ناراحتی می‌کنم. این احساس به من دست می‌دهد که هویت ندارم. غذا می‌پزم، لباس‌ها را تن بقیه می‌کنم و تخت‌خواب‌ها را مرتب می‌کنم، کسی هستم که هر وقت کسی چیزی بخواهد، صدایش می‌زنند. اما من که هستم؟
Bookish
«ما زن را به یک مخلوق جنسی» تبدیل کرده‌ایم. «او جز همسر و مادر، هویتی ندارد. خودش را نمی‌شناسد. تمام روز در خانه منتظر می‌ماند تا شوهرش شب به خانه بیاید و به او احساس زنده‌بودن ببخشد. و حالا این شوهرش است که هیچ تمایلی ندارد. برای زن بسیار سخت است که شبی پس از شبی دیگر منتظر شوهرش بماند تا احساس زنده‌بودن را در او به وجود بیاورد.»
Bookish
فمینیستی سربلند به نام سوجورنر تروث، دست سیاهش را بالا آورد: به دستم نگاه کنید! من زمین شخم زده‌ام، کاشته‌ام، و درو کرده‌ام... مگر من زن نیستم؟ می‌توانم به‌اندازهٔ یک مرد کار کنم و غذا بخورم ـ اگر چیزی گیرم بیاید ـ و باردار هم باشم... سیزده فرزند به دنیا آورده‌ام و شاهد بوده‌ام که بیش‌ترشان به بردگی فروخته شدند، و وقتی با اندوه مادرم گریستم، کسی جز عیسا به فریادم نرسید ـ مگر من زن نیستم؟
Bookish
یک قرن پیش از آن، زنان برای تحصیلات عالیه مبارزه می‌کردند؛ حالا دختران به دانش‌گاه می‌رفتند تا شوهر پیدا کنند.
مهیار
روان‌پزشکی از کلینیک مشاورهٔ ازدواج مارگارت سنگر گفت که «ما زن را به یک مخلوق جنسی» تبدیل کرده‌ایم. «او جز همسر و مادر، هویتی ندارد. خودش را نمی‌شناسد. تمام روز در خانه منتظر می‌ماند تا شوهرش شب به خانه بیاید و به او احساس زنده‌بودن ببخشد. و حالا این شوهرش است که هیچ تمایلی ندارد. برای زن بسیار سخت است که شبی پس از شبی دیگر منتظر شوهرش بماند تا احساس زنده‌بودن را در او به وجود بیاورد.»
آرشیدا
آوای او چنان جریان‌های حامی برده‌داری را آزار می‌داد که بوستن‌پست شعری توهین‌آمیز را چاپ کرد که وعده می‌داد «کرنای شهرت برای مردی با صدای بلند به صدا در می‌آید که با بوسهٔ عروسی، دهان لوسی استن را ببندد.»
آرشیدا
یک قرن پیش از آن، زنان برای تحصیلات عالیه مبارزه می‌کردند؛ حالا دختران به دانش‌گاه می‌رفتند تا شوهر پیدا کنند.
Bookish

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۴/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۶۴۵-۷۹-۴
تعداد صفحات۶۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۰۴/۰۹
شابک۹۷۸-۶۰۰-۹۶۴۵-۷۹-۴