استیون هاوکینگ یک نظریهپرداز علم فیزیک بود که با تئوریهای تکاندهندهاش در ارتباط با سیاهچالهها و نظریهی نسبیت در دنیا مطرح شد. شهرت او به دنیای علم محدود نماند و حتی مردم عادی هم او و نظریاتش را میشناسند؛ به طوری که کتابهای مشهور او مثل تاریخچهی کوچک زمان را که برای مخاطب عام علاقهمند به علم نوشته، همچنان پرفروش و محبوب هستند. او در بیست سالگی متوجه شد که به نوعی بیماری نادر به نام بیماری نورون حرکتی مبتلا است و پزشکان درمورد او هیچ امیدواری نداشتند. در حالی که حتی این بیماری، ناامیدی پزشکان و فلج شدنش هم حریف کنجکاوی استیون نشد و او پنجاه سال پس از ابتلا به بیماریاش هم به زندگی ادامه داد و با نظریاتش جهان را دگرگون کرد.
استیون ویلیام هاوکینگ در ۸ ژانویهی ۱۹۴۲ در آکسفوردشایر انگلستان متولد شد. درمورد تاریخ تولد او نکتهای جالب وجود دارد که روز تولد او با سیصدمین سالمرگ گالیله همزمان است.
استیون هاوکینگ فیزیک را در مقطع لیسانس در دانشگاه اکسفورد گذراند، بعد به ترینیتیهال کمبریج رفت و در رشتهی کیهانشناسی تا مقطع دکتری پیش رفت و در اکتبر سال ۲۰۱۷ وقتی که قرار شد دفاع تز دکتری استیون به صورت آنلاین از وبسایت دانشگاه کمبریج پخش شود، تقاضا برای تماشای آن آنقدر زیاد بود که سرورهای سایت این دانشگاه برای مدتی از کار افتادند.
البته ماجرای تحصیل استیون به این سادگی نبود و یک بیماری آرام آرام او را تضعیف کرده بود. استیون در بیست سالگی و در حال گذراندن سال دوم دانشگاه بود که متوجه شد که برخی اوقات در راه رفتن و در حرف زدن مشکلاتی پیدا میکند. پس از مدتی آزمایش و درمانهای مختلف پزشکان او به این نتیجه رسیدند که استیون به بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (amyotrophic lateral sclerosis) مبتلا است. این بیماری غیرقابل درمان بود و به مرور موجب از دست رفتن ماهیچههای بدن میشد و در نهایت به فلج شدن میانجامید. وقتی که او در بیمارستان بستری بود، افرادی را دید که بیماریهایی به مراتب سختتر و مدت زمان کمتری برای زندگی داشتند. به همین دلیل استیون تصمیم گرفت تا همزمان با درمانهای مختلفی که روی او انجام میگرفت، بر روی موضوعات مورد علاقهاش هم کار کند.
بنابراین ابتلا به بیماری پایان کار استیون هاوکینگ نبود. چرا که او روی نظریهی نسبیت و به شکل اختصاصی بر سیاهچالهها کار و مطالعه کرد و تا سال ۱۹۷۱ توانست مدلی را ارئه بدهد که بر اساس آن بیگبنگ از بینهایت ذراتی شکل گرفته بود که جرمی برابر با میلیونها تُن داشتند، اما حجم آنها برابر با یک پروتون بود. این ذرات مینیسیاهچالهها نام داشتند. با توجه به جرم و حجم منحصر به فردی که داشتند، برای کنترل آنها باید از قوانین نسبیت استفاده میشد.
در سال ۱۹۷۴ استیون بر اساس پیشبینیهای تئوری کوانتوم دریافت که سیاهچالهها بخشهای زیراتمیک خودشان را حذف میکنند و با انرژی که از این واقعه آزاد میشود، خودشان (سیاهچالهها) هم منفجر میشوند. تحقیقات او و همچنین نتایج بیشتر ادامه داشت، اما این تحقیقات از این جهت ارزشمندتر شده بودند که نشان دادند بین قوانین کلاسیک ترمودینامیک و مکانیک کوانتوم ارتباطاتی وجود دارد.
در همین سال بود که فیزیک و تحقیقات استیون برای او افتخاراتی را به ارمغان آوردند. یکی از این افتخارات از قدیمیترین جامعهی علمی جهان به او اعطا شد؛ یعنی جامعهی علمی سلطنتی بریتانیا. جامعهی علمی سلطنتی بریتانیا در سال ۱۶۶۰ تاسیس شد که در سال ۱۹۷۴ استیون هاوکینگ را به عنوان جوانترین عضو خود انتخاب کرد. به همین ترتیب سه سال بعد استیون تحت عنوان استاد فیزیک جاذبه در دانشگاه کمبریج مشغول به کار شد. دو سال بعد استیون در همین دانشگاه برای مقامی منصوب شد که پیش از او در سال ۱۶۶۳ در اختیار «آیزاک نیوتون» بود و کسی بعد از نیوتون شایستگی این مقام را پیدا نکرده بود! این مقام «کرسی استادی ریاضیات کمبریج» (Cambridge’s Lucasian professorship of mathematics) نام داشت.
در یک میهمانی که به مناسبت سال نو (۱۹۶۳) برگزار شده بود، استیون یک دانشجوی زبانشناسی به نام جین وایلد را ملاقات کرد. آنها پس از دو سال رابطه با یکدیگر ازدواج کردند. آنها در طی دوازده سال سه فرزند را به دنیا آوردند، اما پس از پانزده سال زندگی مشترک از یکدیگر جدا شدند و استیون با یکی از پرستاران خود ازدواج کرد. این اتفاق رابطهی استیون و فرزندانش را سرد کرد و پس از مدتی هم شایعاتی درمورد آزار دیدن استیون از همان زن منتشر شد که البته استیون در دادگاه همگی این شایعات را رد کرد. طولی نکشید که استیون مجددا جدا شد و دوباره با همسرش جین ازدواج کرد. در این سالها او سعی کرد تا روابطش با فرزندانش را ترمیم کند و به همین جهت دست به قلم شد و کتابهای داستانی برای فرزندانش نوشت.
استیون هاوکینگ سرانجام در ۷۶ سالگی و در ۱۴ مارچ ۲۰۱۸ به دلیل بیماری که قرار بود او را پنجاه سال قبل از پا دربیاورد، زندگی را ترک کرد. سخنگوی خانوادگی او علت مرگ را بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک و محل مرگ را در خانهی خود در کمبریج انگلستان عنوان کرد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
واقعا عالیه بهترین کتاب زندگی نامه ای که تابحال تو جهان نوشته شده است . مطالب علمی هم داشت البته. مردی که با بیمای اش کنار امد و هرطور شده تلاش کرد که به بشریت خدمت کند و به ارزوهایش...بیشتر
کتاب فقط زندگی نامه نبود بلکه بیشتر در رابطه با نظریه های علمی هاوکینگ بود. اگر به موضوعاتی مانند تکینگی فضا-زمان سیاهچاله و نجوم علاقه داشته باشید، خوندن کتاب رو دوست خواهید داشت.
نمونه رو خوندم. ترجمه قطعا مشکلات دستوری داره ولی طوری نیست که نشه خوند. به نظرم دوستان سختگیری میکنند. هرچند ای کاش مترجم در تلاش برای عامیانه کردن جملات، که در پیشگفتار بهش اشاره کرده روان بودن و چینش صحیح...بیشتر
جالب بود... مخصوصا اونجایی که میگه اومدم ایران...
این کتاب عالیه
بسیار کتاب زیبایی بود از زندگی این دانشمند بزرگ لذت بردم...
فقط می تونم بگم"خداوندا،بخاطر تمام چیزهایی که دارم اما نمی بینم،منو ببخش...
با اینکه فیلم بسیار خوب و خوش ساختی بر اساس این کتاب ساخته شده ولی از مترجمین قابل خواهش دارم که این کتاب رو دوباره به فارسی روان برگردونند.
با خوندن این کتاب علاقهای که به ریاضیاتو فیزیک داشتم ۱۰ برابر شد. این نیست که شما چون نمیتونید درسای مدرسرو بخونید باهوش نیستید یا چوننمیتونید چن تا فرمولو حفظ کنید پس هوش ریاضی ندارید نه. شما باید ببینید کجا استعداد دارید.
کتاب تخصصی هست برای اهل علم شیمی
خوب بود! شاید اگه بیشتر در جریان مطالب علمی کتاب بودم از کتاب بیشتر لذت میبردم، ولی برای به دست آوردن تجربه، مطالعه ی کتابی که به نظر تخصصی میاد بد نبود البته این کتاب زندگی نامه ی هاوکینگه ولی بیشتر...بیشتر
کتاب رو چند ساعت پیش از انقلاب خریداری کردم 4000 تومان و اون هم با ترجمه ی رامین رامبد که دیگه خیال آدمو راحت میکنه
نمیدونم بگیرم یا نه از یه طرف کتاب روایت جالبی داره و از یه طرف هم ترجمه بی ایراد نیست البته حدسم اینه که مترجم شاید اشتباه نکرده باشه و تایپ بد بوده حالا من نمیدونم کتاب های که تو طاقچه...بیشتر
فایل نمونه را مطالعه کردم، متاسفانه ترجمه ضعیفی دارد.
عالی 💙