نیتان فایلر، نویسنده انگلیسی است.
«جایی که ماه نیست» در انگلستان با نام «شوک سقوط» منتشر شده و این کتاب از روی نسخه انگلیسی آن ترجمه شده است.
نیتان فایلر برای این کتاب علاوه بر جایزه کتاب سال کاستا، عنوان بهترین نویسنده اثر داستانی انگلیس را در 2015 کسب کرده است.
جایزه کتاب «کاستا» یکی از معتبرترین و مشهورترین جایزههای ادبی در انگلستان است که کتابها و نویسندگان مطرح در انگلستان و ایرلند بر اساس این جایزه شناخته میشوند و برای تجلیل از قدرت لذتبخشی کتاب اهدا میشود.
متیو هومز و برادر بزرگترش در میانه یک سفر تفریحی نیمهشب دزدکی بیرون میروند. تنها متیو به خانه بازمیگردد. ده سال بعد، متیو برایمان تعریف میکند که راهی پیدا کرده تا برادرش را برگرداند. آنچه به صورت داستان پسری گمشده آغاز میشود رفتهرفته تبدیل میشود به داستان مرد شجاعی که مشتاقانه میکوشد بفهمد آن شب و در سالهای بعدش چه بر سر خود و خانوادهاش آمد.
این رمان درخشان و کمنظیر، قدرتی را نشانمان میدهد که ریشه در پایداری و عشق دارد.
«جایی که ماه نیست» داستان شیداییهای یک کودک است که با شیوهای بسیار خواندنی و با استفاده از فرمهای متنوع نوشته شده است.
این کتاب تا کنون به بیش از ۲۰ زبان ترجمه شده است.
در بخشی از «جایی که ماه نیست» میخوانیم:
« راستش باید بگویم آدم خوبی نیستم. گاهی سعی میکنم که باشم، ولی اغلب نیستم. برای همین وقتی نوبتم شد که چشمهایم را بپوشانم و تا صد بشمارم، تقلب کردم.
همان جایی ایستادم که هرکس نوبتش میشد، باید میایستاد و میشمرد. کنار سطلهای بازیافت، بغل دست مغازۀ فروش منقلهای یکبارمصرف و میخ یدکی چادر و نزدیک آنجا که تکه چمن کوچکی است که زیادی رشد کرده و پشت شیر آبی قایم شده است.
بماند که یادم نمیآید آنجا ایستاده باشم. نه، واقعاً. همیشه جزئیات اینچنینی را به یاد نمیآوری، مگر نه؟ یادت نمیآید آیا کنار سطلهای بازیافت بودهای یا بالاتر توی مسیر، نزدیک ردیف دوشها و آیا واقعاً شیر آب آن بالا هست یا نه».
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جایی که ماه نیست (شوک سقوط) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
من نسخه فیزیکی چاپ سوم رو خوندهام.
"جایی که ماه نیست" برای من، وصف شیرین وقایع تلخ ـه. نمیگم نمیتونین زمین بذارینش؛ چون میتونین. اما وقتی کنارش میذارین هم رهاتون نمیکنه. نویسنده به بهترین روش شما رو به عمق افکار شخصیت...بیشتر
۳
(:Ne´gar:)
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۵/۰۳
داستان درباره پسریه که توهم شنیداری داره و داستان حول محور رفت و برگشت به گذشته و حال اتفاق میوفته . ابتدا خوندنش گنگ به نظر میاد چون این دو زمان از هم تفکیک نشدن و کاملا پشت سر هم...بیشتر
۰
نازبانو
۱۳۹۷/۰۴/۱۰
متاسفانه نتوستم کامل بخونم ، اما ترجمه عالیه
۰
زهرا
۱۳۹۶/۰۵/۰۷
داستان در مورد اتفاق تلخیه که یک خانواده رو درگیر میکنه.و مشکلات روانی ارثی که متاثر ازین اتفاق شدت پیدا میکنن.
درد و رنجی که یک عمر بدوش کشیده میشه
ترجمه ی کتاب عالیه
در طول داستان گاهی خسته کننده میشه و ممکنه...بیشتر
۰
Dentist
۱۳۹۶/۰۲/۱۳
کتاب داستان پسری رو روایت میکنه که همراه خانواده و برادری که چند سال ازش بزرگتره به سفر میرن و در اون سفر برادر بزرگترش میمیره. برادری که مبتلا به سندروم داون بوده..
و حالا بعد از چند سال، پسر که...بیشتر
۰
bookishgirl
۱۳۹۶/۰۹/۲۴
خوب
۰
ava 98
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۲
خوندنش خیلی برام لذت بخش بود.ترجمه ی بدی نداشت اما کاملا روان هم نبود.استفاده ی بیجا از ویرگول کمی عصبیم میکرد اما داستان اونقدری جذاب بود که زیاد اذیت نشم.
قلم خیلی خوبی داشت و جوری بود که انگار واقعا از...بیشتر
۰
Emma
۱۳۹۶/۰۹/۰۱
کتاب خوبیه البته برای کسانی که به این شیوه روایی از جانب یه نفر یعنی شخص اول علاقه دارند قلم نویسنده خوبه ترجمه خوبه ولی درکل از نظر من از اون تیپ کتاب هایی نبود ک من خودم علاقه داشته...بیشتر
۰
•°o.O tooska O.o°•
۱۳۹۶/۰۷/۱۳
خوب بود👍like
۰
کاربر 80155
۱۳۹۴/۱۲/۲۸
به نظر من کتاب بسیار راهگشا و کمک کننده ای است برای خانواده بیماران مبتلا به اختلالات روانی که به درک بهتر انان از وضعیت بیمارشان و نحوه تعامل صحیح با او کمک می کند. کتاب خوبی...بیشتر
۰
وحید
۱۳۹۴/۱۱/۲۴
ب نظرم اونقدام رمان خاصی نبود، طرف با ایجاد یک تراژدی کشکی و نسبتا بی منطق و بیان تیکه تیکه ش در طول داستان آدم رو متقاعد میکنه ک خوندن رو ادامه بده، اما خب بدم نبود.
۱
Saghar🍀
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۳/۲۶
بخاطر رشته تحصیلیم (روانشناسی) این کتاب رو شروع کردم چون از نظرم دیدن دنیا از نگرش یک بیمار اسکیزوفرنیک باید جالب و در عین حال تلخ باشه ولی متاسفانه کتاب برای من کشش زیادی نداشت و تا صفحه ۱۵۵ بیشتر...بیشتر
۰
ماتیلدا
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۱
کتاب قشنگیه و داستان پردازی خیلی خوبی داره متاسفانه وسطاش برای من یکم خسته کننده و مبهم بود طوری که از ۷۰ درصد به بعد کتاب تقریبا متوجه شدم چی به چیه
فضای غمگینی داره اما در کل خوبه
۰
کوروکو
توصیه میکنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۵
آخر این کتاب دلم میخواست به متیو بگم برادر خوبی بوده
مرا دیده بود. معلوم است که مرا دیده بود که از توی پنجره دزدکی نگاه کردم. او را دیدم. مادرش را دیدم و بعد دررفتم. چه فرقی میکند؟ آیا همهمان تشنۀ این نیستیم که رازهایمان را بیرون بریزیم؟
ناشناس
۱۰
نقاشی از خود از همه سختتر است. درآوردن خود آدم مشکل است یا حتی دانستن اینکه آن «خود» چیست.
Emma
۸
روزی روزگاری، خاطرههایی را که نمیخواستیم، دفن کردیم. یک تکۀ کوچک چمن توی پارک تفریحی اوشنکوو، کنار سطلهای بازیافت یا کمی بالاتر توی راه، نزدیک ردیف دوشها، پیدا کردیم و خاطرههایی را که میخواستیم نگه داشتیم و بقیه را دفن کردیم.
ناشناس
۸
شاید اصلاً به آن توجهی نکنید.
ولی وقتی او دیگر آنجا نیست، متوجهش میشوید. متوجه خیلی جاها میشوید که او دیگر نیست و خیلی چیزهایی را میشنوید که او نمیگوید.
(:Ne´gar:)
۴
ننینو غذاهای خوبی میپخت. از آن آدمهاست که تا پایت را از در تو میگذاری، میخواهد غذا توی حلقت بکند و تا لحظهای که بروی، دست از سرت برنمیدارد. حتی ممکن است سریع یک ساندویچ کالباس برای توی راهت درست کند.
خوب است آدم اینطوری باشد. بهنظر من آدمهایی که در غذا دستِ بِده دارند، حال و هوای خوبی اطرافشان ایجاد میکنند.
ناشناس
۳
گذر زمان باعث میشود همهچیز کمتر واقعی بهنظر برسد.
ناشناس
۳
اگر مردم فکر کنند دیوانهاید، آن وقت هر کار که بکنید، هرچه فکر کنید، رویش مُهر دیوانه میخورد.
کاربر ۶۱۰۴۴۵۴
۳
به این میماند که هرکدام ما دیواری داریم که رؤیاهایمان را از واقعیت جدا میکند، ولی دیوار من ترکهایی دارد. رؤیاها میتوانند وول بخورند و راهشان را از وسطش باز کنند، طوریکه مشکل میشود فرقشان را بفهمی.
گاهی
دیوار
کاملاً
میشکند.
بعد از آن است
که
کابوسها میآیند.
شلاله
۲
سم زیر لب گفت: «سایمون عادی نیست.»
البته سایمون نشنید که این را گفت یا اگر هم شنید، هیچوقت به روی خودش نیاورد و مرا هم ندید که انگشتان سم را روی تختهچوبهای کف زمین له کردم و جیغش را درآوردم.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
من نسخه فیزیکی چاپ سوم رو خوندهام. "جایی که ماه نیست" برای من، وصف شیرین وقایع تلخ ـه. نمیگم نمیتونین زمین بذارینش؛ چون میتونین. اما وقتی کنارش میذارین هم رهاتون نمیکنه. نویسنده به بهترین روش شما رو به عمق افکار شخصیت...بیشتر
داستان درباره پسریه که توهم شنیداری داره و داستان حول محور رفت و برگشت به گذشته و حال اتفاق میوفته . ابتدا خوندنش گنگ به نظر میاد چون این دو زمان از هم تفکیک نشدن و کاملا پشت سر هم...بیشتر
متاسفانه نتوستم کامل بخونم ، اما ترجمه عالیه
داستان در مورد اتفاق تلخیه که یک خانواده رو درگیر میکنه.و مشکلات روانی ارثی که متاثر ازین اتفاق شدت پیدا میکنن. درد و رنجی که یک عمر بدوش کشیده میشه ترجمه ی کتاب عالیه در طول داستان گاهی خسته کننده میشه و ممکنه...بیشتر
کتاب داستان پسری رو روایت میکنه که همراه خانواده و برادری که چند سال ازش بزرگتره به سفر میرن و در اون سفر برادر بزرگترش میمیره. برادری که مبتلا به سندروم داون بوده.. و حالا بعد از چند سال، پسر که...بیشتر
خوب
خوندنش خیلی برام لذت بخش بود.ترجمه ی بدی نداشت اما کاملا روان هم نبود.استفاده ی بیجا از ویرگول کمی عصبیم میکرد اما داستان اونقدری جذاب بود که زیاد اذیت نشم. قلم خیلی خوبی داشت و جوری بود که انگار واقعا از...بیشتر
کتاب خوبیه البته برای کسانی که به این شیوه روایی از جانب یه نفر یعنی شخص اول علاقه دارند قلم نویسنده خوبه ترجمه خوبه ولی درکل از نظر من از اون تیپ کتاب هایی نبود ک من خودم علاقه داشته...بیشتر
خوب بود👍like
به نظر من کتاب بسیار راهگشا و کمک کننده ای است برای خانواده بیماران مبتلا به اختلالات روانی که به درک بهتر انان از وضعیت بیمارشان و نحوه تعامل صحیح با او کمک می کند. کتاب خوبی...بیشتر
ب نظرم اونقدام رمان خاصی نبود، طرف با ایجاد یک تراژدی کشکی و نسبتا بی منطق و بیان تیکه تیکه ش در طول داستان آدم رو متقاعد میکنه ک خوندن رو ادامه بده، اما خب بدم نبود.
بخاطر رشته تحصیلیم (روانشناسی) این کتاب رو شروع کردم چون از نظرم دیدن دنیا از نگرش یک بیمار اسکیزوفرنیک باید جالب و در عین حال تلخ باشه ولی متاسفانه کتاب برای من کشش زیادی نداشت و تا صفحه ۱۵۵ بیشتر...بیشتر
کتاب قشنگیه و داستان پردازی خیلی خوبی داره متاسفانه وسطاش برای من یکم خسته کننده و مبهم بود طوری که از ۷۰ درصد به بعد کتاب تقریبا متوجه شدم چی به چیه فضای غمگینی داره اما در کل خوبه
آخر این کتاب دلم میخواست به متیو بگم برادر خوبی بوده
قشنگ بود