معرفی و دانلود کتاب علی فرعون + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب علی فرعونsubscriptionAvailable

کتاب علی فرعون

تکاور کرد

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
حسن نوری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب علی فرعون

کتاب علی فرعون نوشته حسن نوری شرح حال شهید آزاده علی نجفی تکاور کرد است که سه هزار روز اسارت او را در عراق بیان می کند.

درباره کتاب علی فرعون

شهید «علی نجفی» تکاور کُرد، آزاده‌ای که قبل از شروع رسمی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، همراه با جمعی دیگر، در عین مقاومت جانانه‌ای که داشتند به اسارت نیروهای دشمن بعثی درآمد. پس از اسارت به‌دست مهاجمان ضدانقلاب در غربت با نام «علی فرعون» به اوج شهرت رسید و با این نام زندگی کرد. یازده سال زندگی در اسارت این آزادهٔ جوانمرد کرمانشاهی خلاصه می‌شود در شاد کردن و خدمت به اسرا. گفتن از پیچیدگی‌های عنصر وجودی علی نجفی بسیار سخت است و همان بس که مرحوم ابوترابی در مورد ایشان فرمودند: «خدا می‌داند مردی پیدا نمی‌شود که مردانگی، رشادت و حریت «علی» را داشته باشد. خانواده و دوستان هم‌بندش باید به او افتخار کنند. علی کسی بود که در مقابل دشمن، نستوه، مقاوم، پایدار و ناسازگار بود و در مقابل دوستان و خانواده، مهربان و دلسوز. انقلاب ما او را فراموش نخواهد کرد...»

خواندن کتاب علی فرعون را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان ادبیات پایداری و دفاع مقدس پیشنهاد می‌کنیم

بخش‌هایی از کتاب علی فرعون

یک روز با حمید عباسی و دو سه نفر دیگر ایستاده بودیم. علی فرعون را دیدیم در حالی که سیگاری به لب داشت به تنهایی کنار زمین والیبال چمباتمه زده و در فکر عمیقی فرو رفته بود. حمید عباسی با صدای بلند گفت: «علی‌جان نبینم پکر باشی.» علی فرعون سرش را بلند کرد و با صدای بلند گفت: «حمید خیلی خری!» حدود سی چهل نفر از بچه‌ها که در حال قدم زدن بودند با شنیدن این گفت‌وگو از خنده روده‌بر شدند و من از خنده نشستم روی زمین. بعد از آن هر وقت او را می‌دیدم با خنده بلندی می‌گفت: «چطوری بسیجی» و اشاره‌اش به جمله روز اول آشنایی بود و من هم جواب می‌دادم خوبم سرکار بفرمایید جلو.

من از علی نجفی چیزی نمی‌دانستم اما برخوردهایش نشان از یک لوتی‌گری خاصی داشت.‌ ای کاش می‌توانستم تصویری که قبلاً از این شخص خشن در مغزم ساخته بودم را دوباره مرور کنم ولی نمی‌شد که نمی‌شد. دو سه برخورد خودمانی و مزاح، از یک هیولا در تصور من یک عنصر ساده و مهربان ساخته بود که دیگر آن تصویر به ذهنم بر نمی‌گشت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب علی فرعون و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابعلی فرعون
عنوان دیگرتکاور کرد
موضوعدفاع مقدس، خاطرات، ادبیات پایداری
گردآورندهحسن نوری
انتشاراتانتشارات پیام آزادگان
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۱۰/۰۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۱۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۲۲۰۰۹۱
تعداد صفحه‌ها۱۸۰ صفحه
قیمت کتاب۲۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ادریس
۱۳۹۸/۱۱/۰۴

جوانمردی و شوخ طبعی و شجاعت و غیرت و فداکاری به خاطر همدیگر و آزاده بودن یعنی علی نجفی ملقب به علی فرعون که دلیل نامش هم بسیار جالب است. جزو کتاب هایی است به دوستانم حتما توصیه می کنم چون...بیشتر

۱
ehsan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

پیشنهاد میکنم حتما بخوانید

۰
ماهان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۲

درود بر علی فرعون و همه کسانی که برای وطن جانبازی کردند و حیف که زود از دست رفت یادش گرامی

۰
کتابدوست
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۱۹

عالی بود یک دنیا معرفت

۰

بریده‌هایی از کتاب

ادریس
۷
علی نجفی هیچ ادعایی نداشت که مثلاً من حزب‌اللهی و پیرو خط امام (ره) هستم یا قبل از انقلاب این کار را کرده‌ام و این فعالیت را داشته‌ام، اما بارها و بارها به خاطر بچه‌های حزب‌اللهی و مکتب و مذهب کتک خورد.
ادریس
۷
علی تا زمانی که همسفره‌هایش نمی‌آمدند دست به غذا نمی‌زد.
ادریس
۶
علی فرعون و دو سه نفر دیگر خودشان را جلو کابل‌های بعثی‌ها می‌انداختند تا ضعیف‌ترها کمتر کابل بخورند. جالب‌تر از همه این بود که علی نجفی خودش جزو آخرین نفراتی بود که جهت مداوای سر و صورت زخمی‌اش به بهداری مراجعه کرد.»
ادریس
۴
شاید خیلی‌ها در اسارت به خاطر مسایل مختلف از جمله انقلاب و مذهب کتک خوردند اما علی نجفی تمام کتک‌هایی که خورد به خاطر مذهب و مکتب بود. او هیچ ادعایی نداشت بچه حزب‌اللهی است اما بیشتر از بسیاری از بچه‌های حزب‌اللهی به خاطر انقلاب و مذهب کتک خورد.
ادریس
۴
علی در دفاع از مظلوم نگاه نمی‌کرد ببیند طرف کُرد است یا لر است یا اهل کجاست. در مقابلش جبهه می‌گرفت. اگر کسی خواست مصادیق این چیزها را بداند به سراغ من بیاید تا بگویم علی کجاها تعصب شهری و قومی و سازمانی را کنار گذاشت و از مظلوم دفاع کرد.
ادریس
۳
یک بار اشتباهاً علی را جای یکی دیگر بردند و کتک زدند و علی هم نگفت من نبودم. وقتی برگشت من به او گفتم علی کاش می‌گفتی من نبودم. علی گفت: «چه فرقی می‌کند عراقی‌ها آمده‌اند یکی را بزنند بگذار مرا بزنند و گورشان را گم کنند. اون بنده خدا ضعیف بود ولی من هیچ طورم نمی‌شود. دشمن دشمن است و از اسمش پیداست. شلاق دشمن قرار است به بدن یک خودی بخورد تا عقده‌اش خالی شود و برایش فرق نمی‌کند این خودی کیست. ضعیف‌ها کم‌طاقت‌ترند.»
ادریس
۳
تکان‌های غل و زنجیر اسارت دوباره یادش می‌آید که انگار هنوز هم قرار نیست در آرامش باشد. کف پاهای مجروحش هنوز زُق زُق می‌کند و قامتش هنوز لباس‌های اسارت را در خود می‌بیند. نکند روزگار نامناسب در حق این جوانمرد از بند رسته، ساز بیگانگی کوک کند.
ادریس
۳
عزیزی می‌گفت وقتی تعدادی از اسرای مجروح را آورده بودند، زخم‌هایشان عفونت کرده بود و پزشکان ایرانی در بهداری در کار مداوای این بچه‌ها مانده بودند، علی نجفی رفت پیش عراقی‌ها و آنقدر از درد دندان نالید تا او را به دندانپزشکی بردند؛ او یکی از دندان‌های سالم خود را کشید ولی در یک لحظه چند آمپول بی‌حسی کش رفت و آورد و در اختیار دکتر بهداری قرار داد تا با آن زخم مجروحان را مداوا کند.
ادریس
۱
بچه‌ها می‌گفتند اگر علی نجفی و تعداد دیگری از بچه‌ها نبودند تلفات زیادی می‌دادیم. علی فرعون و دو سه نفر دیگر خودشان را جلو کابل‌های بعثی‌ها می‌انداختند تا ضعیف‌ترها کمتر کابل بخورند. جالب‌تر از همه این بود که علی نجفی خودش جزو آخرین نفراتی بود که جهت مداوای سر و صورت زخمی‌اش به بهداری مراجعه کرد.»
مرئوف خدا
۰
به گمانم علی در طول یازده سال تحصیلش یازده بار در مورد علم بهتر است یا ثروت انشاء نوشته بود اما معنی هر دو را در جوانمردی یافته بود. او آموخته بود که برای اثبات مردانگی، ریا و تظاهر را باید کنار بگذارد و می‌دانست شاد کردن یک اسیر که به جرم دفاع از سرزمینش در اسارتگاه به سر می‌برد هم علم است هم ثروت
حاج عمران؛ خاطرات اولین فرمانده لشکر ۲۵ کربلا سردار حاج عبدالعلی عمرانی
سیدولی هاشمی
گوهر
مهدی جعفری‌نسب اشکذری
دستواره سخن می‌گوید...
سیدحسن شکری
تک آور گردان یکم
اکبر پیرپور
رد پای برهنه
حمید حسام
یکی از این روزها به بلوغ رسیدم
محمود نجیمی
نوشتم تا بماند
محسن کاظمی
بادهای برفی؛ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺳﺮﻭﺍﻥ ﻋﺮﺍقی ﺍﺣﻤﺪ ﻏﺎﻧﻢ ﺍﻟﺮبیعی
محمد نبی ابراهیمی
زندانی فاو؛ خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی
عماد جبار زعلان کنعانی
وری وقت جنگه؛ خاطرات شفاهی اکبر کمالی
سیدقاسم یاحسینی
توفان سرخ؛ خاطرات سرهنگ عراقی عبدالعظیم الشکرچی
عبدالعظیم الشکرچی
چه کسی لباس مرا پوشید؛ خاطرات آزاده محسن فلاح
محبوبه شمشیرگرها
کتاب راشد: روایت زندگی حجت الاسلام شیخ حسینعلی راشد
محسن حسام مظاهری
جهنم تکریت؛ خاطرات سرگرد آزاده مجتبی جعفری
مجتبی جعفری
از جماران تا تکریت
سیدابوالقاسم امیرعلی‌اکبری
ساعتَ ۱:۲۵ شب به وقت بغداد: خاطرات اسیر آزاد شده ایرانی عادل خانی
اسماعیل امامی