معرفی و دانلود کتاب عطسه های نحس + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب عطسه های نحسsubscriptionAvailable

کتاب عطسه های نحس

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۳۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
اندیشه فولادوند
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب عطسه های نحس

«عطسه‌های نحس» نام مجموعه شعری از اندیشه فولادوند، بازیگر و شاعر معاصر ایرانی است. این اثر ۴۵ قطعه شعر دارد که تاکنون به چاپ چهارم رسیده‌اند. فولادوند متولد ۱۳۶۲ تهران است و کتاب «عطسه‌های نحس» اولین مجموعه شعر او است که در سال ۱۳۸۷ منتشر شد. سیزده شعر از این کتاب در بهمن ۱۳۹۰ در آلبومی به آهنگسازی فریبرز لاچینی منتشر شد.  این روح خسته هر شب، جان کندنش غریزیست لعنت به این خودآزار، سیگار پشت سیگار پای چپ جهان را، با اره‌ای بریدند چپ پاچه‌های شلوار، سیگار پشت سیگار در انجماد یک تخت، این لاشه منفجر شد پاشیده شد به دیوار، سیگار پشت سیگار بر سنگفرش کوچه، خوابیده بی‌سرانجام این مرده کفن خوار، سیگار پشت سیگار صد صندلی در این ختم، بی‌سرنشین کبودند مردی تکیده بیزار، سیگار پشت سیگار تصعید لاله گوش، با جیغ‌های رنگی شک و شروع انکار، سیگار پشت سیگار مردم از این رهایی، در کوچه‌های بن‌بست انگارها نه انگار، سیگار پشت سیگار این پنچ پنجه امشب، هم خوابگان خاکند بدرود دست و گیتار، سیگار پشت سیگار

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب عطسه های نحس و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابعطسه های نحس
موضوعشعر معاصر
نویسندهاندیشه فولادوند
انتشاراتنشر ثالث
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۱/۰۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۵۵ مگابایت
شابک‫‬‭۹۷۸۹۶۴۳۸۰۱۲۶۷
تعداد صفحه‌ها۹۶ صفحه
قیمت کتاب۴۸۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه شعر امروز ایران

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

maryam_z
۱۳۹۹/۰۳/۲۲

اون چیزی که مشخصه این کارِ دلی خالی از ایراد نیست، چه در فرم و چه در محتوا. منتها به دل من نشست. تنها چیزی که می تونم به عنوان نقد در نظر بگیرم اینه که در حال حاضر قالب...بیشتر

۳
گیسو
۱۳۹۹/۰۳/۲۱

😀 عالی عالی .این سبک رو دوس دارم .

۰
[ثَم]
۱۳۹۸/۱۱/۳۰

بسی بسی عالی👌💚🌸

۰
سیّد جواد
۱۳۹۹/۰۵/۰۶

کتاب ۳۰۷ از کتابخانه همگانی، اشعار در یک سطح نبودند ، بعضی ابیات اصلا هیچ معنایی نداشتند ولی در کل مجموعه ی خوبی بود !!

۰
mh***
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۰۹

محشر بود محشرررر 👌😎به دل من که خیلی نشست ب شدت توصیه میکنم ادمو از زمینی بودنش به سمت پرواز توی رویاها و معنویات سوق میده

۰
سِـرِشک سَبــز
۱۴۰۴/۰۱/۰۹

تصویر سازی‌های خیلی خیلی دارکی داشت که به نظرم از یک جایی به بعد دیگه دلزدگی ایجاد میکرد شاید اشعار اول رو که بخونیم خیلی جذاب باشه ولی در ادامه این تکرار تاریکی دلزدگی ایجاد میکنه. ولی کلیت کار قابل قبول...بیشتر

۰
baktash99
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۱۰/۲۵

کلیت شعرها خوب بود مخصوصا عالیجناب

۰
مستان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۸

شعرهای ایشون بی نظیرن.شعر دم دستی نیست برای همین فقط کسایی میپسندن که اهل تفکرن...چیزی که آدمو به فکر فرو نبره مفت نمی ارزه...عالی عالی عالی

۰
کاربر ۲۷۱۴۵۹۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۰۵

فوق العاده بود

۰
Márma
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

واسه من جذابیتی نداشت.

۰
cuttlas
۱۳۹۸/۰۶/۰۴

اندیشه جان❤

۰
مترجم بهادر قریشی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۲۱

واقعا حیرانم که چجوری اینهمه خزعبلات چجوری روی کاغذ آمده ، این کتاب برای یک فرد سالم ، افسرده آور است و اصلا خواندن این اشعار با انرژی منفی که می‌دهد را به هموطنانم توصیه نمیکنم. خواننده را دچار سرطان...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

ela
۳۰
زین پیرجِنده‌های تهی بار خسته‌ام
maryam_z
۱۳
ببین! من از همهٔ ماجرا خبر دارم از آن خیانت بی‌ادعا خبر دارم بدون حرف برو، آن کلید را بگذار! بدون حرف، رجز، تسلیت به من کفتار بدون حرف برو، واژه‌ها خطرناکند تمام رخت و لباست درون آن ساکند ببین تمام تنم مثل بید می‌لرزد لبم که اسم تو را سر بُرید می‌لرزد
maryam_z
۱۲
من یک قلندرم نه لات دربه‌در! من روح جنگلم نه ناجی بشر! دنبال من نگرد دنبال من نیا من رشد کرده‌ام از کوچه تا خدا
maryam_z
۱۰
آن طپانچه/ یک گلوله/ این شقیقه/ حکم تیر یادتان می‌آید اصلا اسم من عالیجناب؟!
:)
۹
نوک در قلم نبود/ حالا چرا اتود؟ عشق از فراق تو مقطوع‌النسل شد حس میان ما غیر مجاز بود مجرم به امتناع از شرط راز بود از توسن سکوت بیخود پیاده شد عشقی که ناگهان ممنوع زاده شد بیخود پیاده شد در کوچه‌های شهر در طعم آشنا در این سرنگ زهر سیگار پک زد و با رنگ و روی زرد از فرط خودخوری در خانه سکته کرد این که شعور عشق در همترازی است حرف مزخرف و صدتا یه غازی است امّا چه فایده؟ من باختم، قبول؟! بالا می‌آورم از عرف و از اصول این عرف لعنتی، طغیان تبصره تعیین فُرم عشق، فرهنگ مسخره من/ استکان چای/ تمدید خودخوری بی‌تو/ سکوت/ شب/ تیغ موکت‌بری اعصاب برفکی/ تصویرِ خاطرات عالیجناب/ عشق/ کافه/ ترانه/ کات
maryam_z
۸
قرص‌های خواب/ برگه‌های زرد استکان چای/ قتل غیرعمد فندکم کجاست؟ روی میز نیست قتل؟ من؟ چرا؟ ایست پشت ایست نیمه‌های شب/ پشت میز کار رقص خودنویس بر طناب دار هیچ آدمی بی‌گناه نیست انتقام از او اشتباه نیست مرد شعر من بی‌گناه بود انتقام از او اشتباه بود خود معرّفی/ درد اعتراف انفرادی و نالهٔ گزاف می‌سپارمت دستِ ضجّه‌ها بغض می‌کنم عین بچّه‌ها
پارساالسلطنه
۷
از آن خدای شاهد و بیعار خسته‌ام
رادمنش
۶
این‌جا کتاب شعر مرا سگ نمی‌خرد دندان این شغال کسی را نمی‌درد
f_altaha
۵
بدون حرف برو، بحث ما خودآزاری‌ست
پارساالسلطنه
۴
بالا می‌آورم از عرف و از اصول این عرف لعنتی، طغیان تبصره تعیین فُرم عشق، فرهنگ مسخره