معرفی و دانلود رایگان کتاب ماندانا و شومینسر
تصویر جلد کتاب ماندانا و شومینسر
off

کتاب ماندانا و شومینسر

نوع کتاب
۳.۲(از ۶۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مهوش توکل
انتشارات: 
انتشارات آرنا

معرفی کتاب ماندانا و شومینسر

سپاس به درگاه ایزد متعال که یگانه ذات است و هستی بخش کتابی که اکنون پیش رو دارید، شرح حال کوتاهی از زندگی ماندانا می‌باشد، وی پس از حس سرخوردگی از عشق ابراهیم، بر خلاف توصیه‌ی مادرش، کوزه‌ی سحرآمیزی را برداشته و می‌بوید و پس از آن وارد جنگل ناشناخته می‌شود، این رمان در ادامه‌ی رمان "عاشق بارانی من" نوشته شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ماندانا و شومینسر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:ماندانا و شومینسر
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:مهوش توکل
انتشارات:انتشارات آرنا
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۱۱/۱۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۹۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۳۵۶۰۰۹۳
تعداد صفحه‌ها:۱۷۳ صفحه
قیمت کتاب:رایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

MARY
۱۳۹۵/۰۶/۱۱

پیرو فرمایش دوستان نقد فقط نباید نکات منفی باشه اول نکته مثبت رو یاد آور میشم و بعد سراغ بقیه ی قسمتا میرم هرچند نقاد یا فرد دست به قلمی نیستم ولی به عنوان خواننده وظیفه ی خودم میدونم که...بیشتر

۱
لیانا
۱۳۹۸/۱۱/۱۴

به نطرم این کتاب نویسنده به قوه ی تخیلیش تکیه کرد و کتاب تخیلی خوبی نوشت و از نظر واقع گرای جلد اول بهتر بود و میکس این دو جلد ۲

۰
شاید این دنیا ی خوابه:)
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۶

خوب بود بدک نبود دوس داشتم :)

۰
عشق یعنی کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۳۱

جالب بود توصیه میکنم بخوانید

۰
raha
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۲۷

عالی بود 🌸

۱
sheida...
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۲/۲۰

داستان تکراری نبود که هرجا پیدا شه و بتونی بخونی ولی به فقط سلیقه های خاص خوششون میاد

۰
ava
۱۳۹۷/۰۶/۲۳

قشنگ بود😊

۰
arezoo
۱۳۹۵/۰۷/۲۷

کتاب خوبی بود

۰
ققنوس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۴

رمان متفاوت و جالبی بود،کشش خوبی داشت اما همه چی خیلی زود اتفاق میوفتاد ولی من خیلی خوشم اومد حتما بخونیدش✌🏻👌🏻

۰
rima
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۱۹

خیلی خیلی داستان جالبی بود. من دو جلد دیگر این داستان را خوانده ام و باید بگم که این جلد از باقی جلد هایش جذاب تر بود. از نویسنده این اثر تشکر می کنم. مطمئنم که این داستان ادامه داره.

۰
Mohammad Bagheri
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۵

بر خلاف دو سری قبلی از این داستان، داستان حاضر بدلیل تخیلی بودن بیش از حد زیاد به نظرم جالب نبود.

۰
عاطفه
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۶

چی بگم اخه انگار داشتی یه متنو تن تن میخوندی بدون هیچ احساسی...اتفاقاتی که تو یه روز افتاده بود رو تو یه پاراگراف جم کرده بود... داستان پردازیشم که بد بود هیچ جذابیتی نداشت ولی تا انتها خوندم که انتهاشم به...بیشتر

۰
sana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۶

عالی من جلد یک و دو رو هم خوندم، ولی جلد سه خیلی پیشرفت کرده بود

۰
Amirarsalan Rezaei
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

دوستش داشتم

۰
کاربر ۲۱۴۸۰۶۵
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۶

خیلی جالب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

sheida...
۵
"میلیون‌ها ستاره در آسمان وجود دارد اما یکی از آنها بیشتر از سایرین نورافشانی می‌کند این است حقیقت وجود عشق: فقط تو را می‌بینم! من هرگز انکار نمی‌کنم که عشق بسیار گرانبهاست! وقتی به من نزدیک‌تر می‌شوی، گویی فرشتگان در گوشم نجوای محبت سر می‌دهند! باز هم رودخانه‌ی شب جاری شده،
عشق یعنی کتاب
۵
در مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم‌آغوشی نیست مهر تو اگر به هستی ما افتاد دیگر به سرش خیال خاموشی نیست
عشق یعنی کتاب
۴
"او هنوز نرفته است، پس هنوز هم قلب من متعلق به اوست! "
شاید این دنیا ی خوابه:)
۳
: "اشتباه نکن! فاصله‌ی عشق و تنفر، فاصله‌ی ازدواج تا طلاقه! "
عاطفه
۳
هر بار که به یاد او می‌افتادم، قلب شکسته‌ام دوباره، آن هم پر سر و صدا می‌شکست!
pinki_moon
۳
ای دنیا لحظه‌ای بایست! تو داری به کدامین سمت سوق می‌کنی؟!
rima
۳
"در مکتب ما رسم فراموشی نیست در مسلک ما عشق هم‌آغوشی نیست مهر تو اگر به هستی ما افتاد دیگر به سرش خیال خاموشی نیست"
لیانا
۲
"من تو رو واسه همین متفاوت بودنت دوست دارم! من و تو هر دو تامون هم رو خیلی خوب درک می‌کنیم بلند شو دیگه! الان وقتشه مامان و بابام باید تو رو هر طوری که هستی ببینن! "
عشق یعنی کتاب
۱
دانگ دانگ! سرم می‌کوبید! صدای ناقوس غم توی دالان‌های تاریک و خلوت دلم می‌پیچید و نوسان می‌کرد، آسمان زندگی‌ام باز بوی افسرده‌ی کوچ گرفته بود، باز هم رفتنی که حق او بود و ماندنی که سزاوار من! آری قصه‌ی تکراری او رفت و گریستن سال‌های من، کنج نمور یک اتاق همیشه ابری، حال و هوایی که نه می‌بارد و نه روشن و آفتابی می‌شود، سنگینی عشق خودش را روی دوش‌های زخم خورده‌ام انداخته بود.