«به نمایشزندگان» نمایشنامه ای نوشته اتای اغوز، یکی از پیشگامان رمان نوین در ترکیه است. مشهورترین رمان او، جدا افتاده در سال ۱۹۷۱ و دومین رمان او «نمایشهای خطرناک» در سال ۱۹۷۳ منتشر شد. او نویسندهی چندین نمایشنامه، داستان کوتاه، و بیوگرافی بوده است. آتای در ۱۳ دسامبر ۱۹۹۷ در اثر تومور مغزی و پیش از آنکه بتواند پروژه نهایی خود با نام «Turkiye'nin Ruhu» را تکمیل کند، فوت کرد.
ماجرا در استانبول اتفاق میافتد و دو صحنه دارد. خانه جوشکون ارمیش و صحنه خالی. ماجراهای بیرون از خانه در همین قسمت خالی اتفاق میافتد. خانه جوشکون پر از زنگ و جزئیات است اما فضای خالی ساده و با دکوری کلی.
جوشکون روی کاناپه نشسته و با اندکی آشفتگی کتابی را که در دست دارد میخواند. کنار او ننه سعادت مشغول تماشای آلبوم است. صفت درحال مطالعهی کاغذهایی است که روی میز ناهارخوری قرار دارند. کامل روی آنها خم شده، انگار ارتباطش با اطراف قطع است؛ گاهی سرش را تکان میدهد و به سقف نگاهی میاندازد. روبهروی او امید با جدیت مشغول نوشتن چیزی است. جمیله جلوی آینهی قدی لباس زن همسایه را که روی آن پر از سوزن است برای او پرو میکند. جوشکون کتابی را که در دست دارد کنار میگذارد. از جا بلند میشود، به سوی کتابخانه میرود و مشغول بررسی کتابها میشود. سرش را تکان میدهد و به اطراف نگاه میکند. نگاهش به میز تحریر میافتد. کنار میز میرود، کتاب نیمهبازی را از لای کاغذها انتخاب میکند و سعی میکند بدون بههم ریختن کاغذها آن را بردارد.
امید بدون نگاهکردن به پدرش: تاریخ انقلاب کبیر فرانسه چند بود؟
جوشکون کتابی را که میخواسته از روی میز برمیدارد. در این حین بعضی از کاغذها روی زمین میافتند. جوشکون با علاقه به صفحهی باز کتابی که پیدا کرده نگاه میکند. سیصد و بیست و دو!
امید: بابا، خل شدی؟
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب به نمایش زندگان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب