با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سامان عشق

دانلود و خرید کتاب سامان عشق

۵٫۰ از ۸ نظر
۵٫۰ از ۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سامان عشق  نوشته  زهرا سلگی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب سامان عشق

«سامان عشق» نام رمانی با موضوع دفاع مقدس و جنگ نوشته زهرا سلگی است. سلگی در این داستان، رشادت‌های رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی را با دلاوری‌های نیروهای اسلام در سال‌های اخیر در نبرد با گروه تروریستی داعش پیوند زده است. سارا که در خانواده‌ای معتقد با پدری رزمنده زندگی می‌کند به درخواست پدرش برای او دعا می‌کند تا شهید شود و وقتی حرف ازدواج دختر می‌شود؛ پدر هم برای دخترش دعا می‌کند که دامادش هم بتواند به او بپیوندد و دعای پدر و دختر در حق هم مستجاب می‌شود. یکی در سال‌های جنگ تحمیلی و دیگری در همین سال‌ها: همه چیز از همان شب شروع شد؛ همان شبی که من و محمود از فرط بالا و پایین پریدن و شعر خواندن نای نشستن نداشتیم و بی‌حال کنار هم روی زمین افتاده بودیم؛ آن‌قدر که وقتی بابا در را باز کرد و وارد شد فقط نگاهش کردیم و از جایمان بلند نشدیم. اصلا انگارنه‌انگار به‌خاطر او و شوق دیدنش به این حال‌و روز افتاده بودیم. بچه بودیم و راحت و صادقانه حالاتمان را بروز می‌دادیم. به‌خاطر جبهه رفتن بابا او را خیلی کم می‌دیدیم و با او کمی احساس غریبگی می‌کردیم. خیلی وقت‌ها هم راحت حرفمان را به او نمی‌زدیم و مادر را واسطه می‌کردیم، اما با همه این‌ها خیلی دوستش داشتیم و برای دیدنش بی‌تاب بودیم. از در که می‌آمد می‌پریدیم توی بغلش و غرق بوسه‌اش می‌کردیم. آن شب هم بابا بعد از مدت‌ها آمده بود مرخصی. بعد از خوش‌و بش با مادرم با حالت اعتراض و اخمی دلنشین گفت: «به‌به چه استقبال باشکوهی... چقدر دلشون برا باباشون تنگ شده!» مامان جلو آمد و نگاهی به من و محمود انداخت، بعد برگشت سمت بابا و گفت: «آخه نمی‌دونی طفلکا دو روزه ستاد استقبال زدن و همین‌که صبح می‌شد شروع می‌کردن دورتادور اتاق رو می‌چرخیدن و شعر می‌خوندن.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
حدیثه مختاری
۱۳۹۹/۰۵/۲۷

خیلی دوسش داشتم. اللهم رزقنا توفیق شهادت فی سبیلک

@@
۱۳۹۹/۰۸/۱۳

بسیار عاااالی بود .

ستاره
۱۳۹۹/۱۱/۰۲

بسیار عالی و جالب بود تاثیر گذار بود

هدے جــاݩ
۱۳۹۹/۱۱/۱۱

کتاب زندگی شهید از زبان همسر شهید هست، یه کتاب عاشقانه و لطیف و روان درست مثل خود شهید سامانلو، وقتی این کتابو میخوندم فهمیدم چقدر زندگی من از خدا دوره... روایت کتاب هم سیر زیبا و دلنشینی داره

Eas
۱۳۹۹/۰۱/۱۰

عااالی

mim_alef
۱۴۰۰/۰۲/۰۳

خیلی زیبا بود و واقعا تاثیر گذار....

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
اشک‌های علی رو که دیدم با نفسم درگیر شدم، پله‌ها رو که پایین می رفتم با خودم فکر می کردم برم یا نرم... به حضرت زینب متوسل شدم و گفتم خودتون کمکم کنید، اگه رفتنم لازمه پاهام رو سفت کنید که قدم‌هام رو محکم بردارم و برم. موقع رفتن به پشت سر نگاه نکردم چون مطمئن بودم اگه برمی‌گشتم و اشک علی یا گریه محمدحسین یا غم چهرهٔ تو رو می‌دیدم حتماً از رفتن منصرف می شدم. سادات! من از شما فرار نمی کردم، از نفسم و از وسوسه‌ای که در درونم فریاد می‌زد فرار می کردم. سارا نمی دونی وقتی می دویدم چطور خدا رو صدا می زدم که بتونم به پشت سرم نگاه نکنم، وقتی به سر کوچه رسیدم این‌قدر بی‌حال شده بودم و انرژی‌ام تحلیل رفته بود که نزدیک بود زمین بخورم. یه کم که نفسم جا اومد رفتم سمت باجه تلفن و به تو زنگ زدم که صدات رو بشنوم و آروم بشم.» حرف‌هایش را که شنیدم دلم به درد آمد از اینکه چقدر رفتن برایش سخت بوده. او از عزیزترین کسانش دل کنده بود و قدم در راهی گذاشته بود که عاقبتش را خوب می‌دانست.
هدے جــاݩ

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۵ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۳/۱۴
تعداد صفحات۱۲۵صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۳/۱۴