معرفی و دانلود کتاب به وقت اردیبهشت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب به وقت اردیبهشت

کتاب به وقت اردیبهشت

شهید مدافع حرم حسن قاسمی دانا

نوع کتاب
۴.۵(از ۵۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مریم عرفانیان
انتشارات: 
به نشر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب به وقت اردیبهشت

کتاب به وقت اردیبهشت مریم عرفانیان قطره‌ای از دریای بیکران عشق جوانی به حضرت زینت (س) است. این کتاب معطر به خاک شلمچه و حرمین شریفین و شهادت است و واگویه‌ها و دلتنگی‌های مادری را بازگو می‌کند که با دوری فرزندش می‌سازد. 

درباره کتاب به وقت اردیبهشت

کتاب به وقت اردیبهشت در قالب داستان‌های کوتاه به روایت زندگی‌نامه‌ی شهید مدافع حرم حسن قاسمی دانا می‌پردازد. مریم عرفانیان این سرگذشت‌نامه را در قالب روایت‌هایی کوتاه با زبانی ساده و داستان‌گونه تدوین و تألیف کرده است. 

خواندن کتاب به وقت اردیبهشت را به چه کسانی توصیه می‌کنیم

خواندن کتاب به وقت اردیبهشت را به علاقه‌مندان حوزه‌ی ادبیات پایداری و دفاع مقدس به ویژه علاقه‌مندان به خواندن زندگینامه شهدای مدافع حرم پیشنهاد می‌کنیم. 

بخشی از کتاب به وقت اردیبهشت

یک هفته از آمدن حسن به سوریه می‌گذشت. در همین مدت کوتاه صمیمیتش با سیدابراهیم زبانزد شده بود. انگار سال‌های سال کنار هم بودند. رفاقتشان آن قدر زیاد بود که همدیگر را «داداش» صدا می‌زدند. سیدابراهیم با فرمانده تیپ فاطمیون صحبت کرد و اجازه خواست تا از حسن به عنوان یک نیروی معمولی استفاده نشود و کارهای مهمتری به او بسپارند.

_ این نیروی من خیلی قابلیت داره.

سیدابراهیم با اینکه می دانست حسن هنوز به ایرانی بودن و بسیجی بودنش اعتراف نکرده است، ادامه داد: «البته هنوز خودش را لو نداده ولی یه بسیجی ایرانی فوق‌العاده‌اس، حیف به عنوان نیروی معمولی ازش استفاده می کنیم».
وقتی ابوحامد حرف‌هایش را شنید، قبول کرد خود سیدابراهیم برای قابلیت‌های حسن تصمیم بگیرد. فرمانده گردان عمار با خوشحالی یک گروه شانزده نفره تک تیرانداز را برای محافظت بخشی از شهر به حسن سپرد.
حسن کارش را خوب انجام می‌داد و هر دفعه اقداماتش را به سیدابراهیم گزارش می‌داد.

- قناسه‌ها تو این ساختمون شش طبقه کنار پنج تا پنجره سامان‌دهی شدن... این طوری تا دو کیلومتر منطقه‌ی لیرمون (حلب) تو تیررسمونه و امان تکفیری‌ها رو می‌بریم....



برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب به وقت اردیبهشت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:به وقت اردیبهشت
عنوان دیگر:شهید مدافع حرم حسن قاسمی دانا
موضوع:دفاع مقدس، زندگی‌نامه
نویسنده:مریم عرفانیان
انتشارات:به نشر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۹/۰۲/۱۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۹.۰۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۰۲۲۸۷۵۳
تعداد صفحه‌ها:۱۶۰ صفحه
قیمت کتاب:۴۲۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کوثری
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۲

شهیدی ناب...در عصری فاش...گاهی دلم تنگ لحظاتی که از شهید خواندم و حس و حالش میشوم💞 آنجا که گویی حالش را خریدارم... دستمان را بگیر... توصیه میکنم بیشتر با شهدا آشنا شویم خصوصا جوانانی چون ایشون که چگونه طریق جوانی گذراندند.

۰
مهرانوفسکی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۸

عالی و تاثیرگذار...واقعی و با قلم روان نویسنده البته من با جلد قبلیش که فیروزه ای رنگه دارمش😍😍 این شهید و مادرش کاری میکنن تا با عشق آشنا بشی اونم از زاویه ای متفاوت💖

۰
ریحانه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۹

شهید دانا . در اکثر کتاب های شهدای دفاع از حرم نام این شهید بزرگوار قید شده . انسان بزرگ و دست یافتی هستند . بخونید حتما

۰
Yasin Heidari
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۲

کتابی کوتاه و مفید با قلمی روان بیشتر کتاب از نگاه مادر شهیده اما جزئیات خوبی داره که تو شناخت سیره و شخصیت شهید مفیده

۰
خدايا هدايتم كن
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۲

توصیه می کنم بخوانید عالی

۰
Fatemeh Moez
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۱۳

صل الله علیکِ یا زینب... داستان یه جوانِ مومن، عاشق اهل بیت، بسیجی و هیئتی ... کتابه خوبی بود. من تو خاطرات شهید صدرزاده اسم ایشون رو شنیدم و این کتاب یه خلاصه از زندگی و سوریه رفتنشون بود... ان شاءالله دعامون کنی...بیشتر

۰
کاربر ۳۷۹۸۹۳۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۷

این کتاب انقدر خوب هست که توی مدرسه ما دست به دست می چرخد، همه دوست دارند بخوانند

۰
کاربر ۶۰۹۸۵۳
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۵

این کتاب عاااالیه، عالی 👏🌷

۰
M.gh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۱

وقتی عکس روی جلد کتاب رو دیدم شناختمش. این همون شهیدیه که هر وقت میرم سر مزار پدرم در خواجه ربیع مشهد اول میرم پیش این شهید بعد مزار پدرم. کنجکاو شدم و خوندم. حالا دیگه با شناخت میرم سر...بیشتر

۰
عاشق کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۱۴

اینقدر زندگی شهدا قشنگه که هر چی میخونی بازم دلت میخواد بیشتر بدونی . کاش خدا همچین تقدیری هم برای من رقم بزنه

۰
لعل
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۹

نثر روان و دلنشینی داشت. بر خلاف بعضی کتابها که در این حوزه حالت گزارش گونه دارند نویسنده به خوبی روایت ها را با نثری روان و به شکل داستانی در کنار هم قرار داده است. بهتر بود جاهایی که مقصود نویسنده...بیشتر

۰
سیده فاطمه کمانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۰۸

با خوندن این کتاب ، حقیقتا به حال و هوای سوریه و حس و حال مادر شهید نزدیک شدم واقعا چه انسان های تحسین برانگیزی روی این کره خاکی زندگی می کردند با خوندن این کتاب ها ، آدم حسابی...بیشتر

۰
خوش‌خوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۲۷

کتاب قشنگی بود خصوصا اینکه از زبان مادر شهید بود خواندن کتاب رو برای خانم ها به طور ویژه ای جذاب میکنه چون عمیق تر میشه همزاد پنداری کرد.

۰
دیّان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۲

کتابی زیبا، مفید، با نثر روان و تاثیرگذار! این کتاب را واقعا دوست داشتم اللخصوص بخش دوستی شان با شهید مصطفی صدرزاده! و احساس افتخار کردم؛ آن لحظه که در مقابل داعشی ها، نوای «أنا شیعة علی بن ابی طالب» سر داد...بیشتر

۰
sahar_k
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۰۵

خوشا بحالت ای شهید عاشق که بال جاودانگی گشودی خوشا بحالت که بهشتی شدی شما رفتید، اما هرگز نمی‌میرید... 🕊️ ان‌شالله زائرِ مزارِ نورانیتان باشم.

۰

بریده‌هایی از کتاب

ایران۹@
۲۹
وقتی آقارضا ازش می‌پرسه با مادرت چطوری خداحافظی کردی، می‌گه: ترسیدم مادرم منو تو بغلش بگیره و پاهام بلرزه، ترسیدم پاهام سست بشه و دیگه نتونم برم. برای همین نذاشتم منو ببوسه ...»
فاطمه
۱۳
- أنت شیعهٔ علی‌بن‌أبی‌طالب امیرالمؤمنین (ع). سیدابراهیم تا کلمه «أًنت ...» را شنید، خنده‌اش گرفت! به‌سختی تمام انرژی‌اش را جمع کرد و با همان پای زخمی ایستاد. با دست به پشت حسن زد. - أنت چیه؟ أًنت می‌شه تو ... بگو نَحن ... با این حرف دوتایی چند ثانیه از ته دل خندیدند. حسن دوباره با همان لحن رسا فریاد زد: «نحن شیعهٔ علی‌بن‌أبی‌طالب امیرالمؤمنین (ع)...»
Fatemeh Moez
۱۲
روایت جوانی است که لحظه‌ای تاب ماندن نداشت و دلش برای پاسخ به ندای «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی» تپید.
Fatemeh Moez
۱۲
عطرِ خاک شلمچه عجیب گیرا بود و همان اولین سفر، زندگی حسن را متحول کرد
Fatemeh Moez
۱۱
«چرا بچه یک‌ساله رو لباس مشکی می‌پوشانی؟!» می‌گفت: «باید از همین الان با عزاداری سیدالشهدا اُنس بگیرن».
MłΛÐ
۱۰
- گر بهای شیعه‌بودن سرجداگردیدن است/ ما به عشق مرتضی تاوان آن را می‌دهیم ... تا بماند تا ابد ذکر علی بر مأذنه/ هستی و داروندار و جانمان را می‌دهیم ...
سالک
۷
حسن سرش را پایین انداخته و در همان حال که دسته‌های موتور را گرفته بود و به‌سرعت می‌راند، با صدایی بلند و رسا مدح حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌خواند. - گر بهای شیعه‌بودن سرجداگردیدن است/ ما به عشق مرتضی تاوان آن را می‌دهیم ... تا بماند تا ابد ذکر علی بر مأذنه/ هستی و داروندار و جانمان را می‌دهیم ...
MłΛÐ
۴
حسن سرش را پایین انداخته و در همان حال که دسته‌های موتور را گرفته بود و به‌سرعت می‌راند، با صدایی بلند و رسا مدح حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌خواند. - گر بهای شیعه‌بودن سرجداگردیدن است/ ما به عشق مرتضی تاوان آن را می‌دهیم ... تا بماند تا ابد ذکر علی بر مأذنه/ هستی و داروندار و جانمان را می‌دهیم ...
کاربر ۲۹۶۹۵۳۳
۲
حسن از مهدی پرسیده بود: «دستای تو هم داره خسته می‌شه داداشی؟» و مهدی هم جواب داده بود: «فک کنم داریم می‌افتیم، مگه نه؟» حسن دوباره گفته بود: «چیزی نیست داداش، همین پیچ رو ردّ کنیم ماشین وای‌میسته». دست‌های خسته‌شان کم‌کم داشت ماشین را رها می‌کرد که تویوتا یک‌باره درجا ایستاده بود! نترس‌بودن حسن به مهدی هم دل‌وجرأت می‌داد.
reyhaneh1
۱
اشتباهه دیگه، اگه می‌خواهی مبلغی بذاری، بهتره کیفت رو باز کنی و به پول نگاه نکنی. دستت رو ببر توی کیف و یه اسکناس بردار و بینداز؛ ولی برای امام حسین همهٔ پولت رو بریز مادرجان. مگه ما می‌دونیم تا چه وقت زنده‌ایم که پول نگه داریم؟ آدم نباید وقتی از هیئت امام حسین بیرون می‌آد، موجودی جیبش رو نگاه کنه و بگه چقدر بندازم بهتره. به این فکر نکن چقدر کمک کنی؛ به این فکر کن که چقدر به هیئت حضرت اباعبدالله نیاز داری!