با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
مجال سبز تماشا

دانلود و خرید کتاب مجال سبز تماشا

۴٫۰ از ۶ نظر
۴٫۰ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب مجال سبز تماشا  نوشته  غضنفر  برزگر‌قهفرخی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب مجال سبز تماشا

غضنفر برزگر‌قهفرخی( -۱۳۳۰) شاعر است. علاقـه و نـگاه خـاص نویسنده بـه طبیعـت و عناصـر پیرامـون آن از شـاعر، هنرمنـدی طبیعت‌گـرا سـاخته اسـت. هرچنـد این گرایش بسـتری فراهـم آورده تا شـاعر بتواند عاطفه‌ انسـانی و اندیشـه‌های اجتماعـی خـود را بـا مخاطـب در میـان گـذارد. زبـان شـعر برزگـر زبانـی سـاده و صمیمـی اسـت و از میان صنایـع ادبی تشـبیه و اسـتعاره بیشتریـن کاربـرد را در شـعر او دارد. صنایعـی کـه بـه خیال انگیـزی کلام وی بسـیار کمـک کـرده اسـت. غضنفـر برزگـر قهفرخـی از جمله شـاعرانی اسـت که در کار شـعر هم دچار وسـواس اسـت و هم نیسـت. در حـوزه‌ پیـام و اندیشـه‌ شـاعرانه وسـواس دارد؛ چنـان کـه جـز مضامیـن و مفاهیـم نجیـب در شـعرش راه نمی‌یابـد. هـم از ایـن رو برزگر را می‌تـوان شـاعری پایبنـد بـه اخلاق و ارزش‌هـای عرفـی دانسـت که به بهانـه‌ جـذب مخاطـب خاص ادای شـاعران پسـت‌مدرن و آوانـگارد را در نمـی‌آورد. برزگر اما در سـاختمان شـعر و چیدمان واژگان چندان وسواس به خرج نمی‌دهـد؛ از جابه‌جایـی ارکان جملـه هراس نـدارد و از ورود کلماتی که گاه به اعتبار نظر دیگران شـاعرانه نیسـتند، قلمش نمی‌لرزد.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۴/۲۸

کتاب پنجاه و سوم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی کتاب خوبی بود با اشعاری شیرین و دانشین. کتاب به یک ویرایش اساسی نیاز داره ۱۲ بریده از کتاب به اشتراک گذاشتم برای دوستان. و دیگر هیچ

parnian
۱۳۹۷/۰۴/۳۰

کتاب خوبی بود با زبانی ساده وروان ،اشعاری زیبا ودلنشین،اما از نظر ویرایش هم اشکالاتی داشت که گهگاه به ان برمیخوردم،به هرحال خواندنش خالی از لطف نیست

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۵)
دوریت آخر مرا از پای در می آورد مرهمی بر دردهایم نیست جز داروی تو
سیّد جواد
آنچنان شعله گرفته است تنم از تب عشق که برون می زند آتش ز ورای سخنم
سیّد جواد
تو را من دوست می‌دارم تو هم باید وگرنه من به جادوی غزلهایم تو را مجبور خواهم کرد
سیّد جواد
از چشمه سرازیر شدی کوزه به دوشت صد چشمه فدای صدف چشمه‌ی نوشت دربرکه غروب آمده یا ماه گرفته است یا ریخته مو بر کمرت از سر دوشت حس می‌کنی آهو صفت از دور خطر را تا شک نکند توسن اندیشه به هوشت دل می‌بری ای ماه به موی سر شانه یا این دل دیوانه شده حلقه به گوشت تو دختر ایلی که دل صخره بلرزد از شعله‌ی خشم تو به هنگام خروشت امید که ای شعله فروزنده بمانی هرگز نکند گردش ایام خموشت
سیّد جواد
نسیم آسا بیا تا بشکفد گل از گلم امشب بخندم بشکنم جام سکوت مر گبارم را به گل پیوند شبنم می‌زنم از شوق دیدارت وَ تقدیم تو خواهم کرد سبز سبزه زارم را
سیّد جواد
ای شعر ای تجسم احساس غربتم در پای بیت بیت تو دادم جوانی‌ام داری زبان گفتن و حرفی نمی‌زنی دستم گرفته‌ای به کجا می‌کشانی‌ام با این جنون شعر که در من نهفته است با یک بغل غزل تو مگر وا رهانی‌ام
سیّد جواد
مرا طواف میسر نمی‌شود افسوس که من چو ماهی تنگم تویی چو اقیانوس تمام خاطره‌ها محو می‌شود در تو چنانکه در بر خورشید پرتو فانوس پی تو آمده‌ام بی تو بر نمی‌گردم امیدوار می‌آیم، نمی‌شوم مأیوس چه کرده‌ای به پیام آوران نامه برت؟ که مانده‌اند به آب و به دانه ات مانوس دخیل بستم و دیدم نگاه من جاریست به سان رود روانی به سمت اقیانوس شکست بغض گلو، رود اشک راه افتاد اجازه می‌دهی آقا بیایمت پابوس؟
سیّد جواد
خدا ز پوست جدا کرد برگ دفتر را اضافه کرد به جوهر گلاب قمصر را قلم به دست گرفت و به خط نستعلیق نوشت اول این برگ نام مادر را گرفت از صدف مهر آنچه در سر داشت نشاند در برِ هم دان ههای گوهر را همین که دید زمین تشنه‌ی محبت اوست به هدیه ریخت به پایش زلال کوثر را نبود لایق او همسری به جز مولا ب لادرنگ خدا برگزید حیدر را اگر که همسر مولا نبود جز زهرا کجا به ضربه چنین می گشود خیبر را اگر محبت زهراست در دلت ای دوست برو ببوس چو من جای پای مادر را
سیّد جواد
دخیل بستم و دیدم نگاه من جاریست به سان رود روانی به سمت اقیانوس شکست بغض گلو، رود اشک راه افتاد اجازه می‌دهی آقا بیایمت پابوس؟
parnian
حضور سبز تو در ذهن دانه‌ها جاریست بهار بی گل رویت چقدر تکراریست شکفت غنچه به هر شاخه تا شود روشن که فصل فصل شکفتن زمان بیداریست به عشق آنکه بخندد شکوفه‌ی شمشاد شگرد ابر شکفتن به گریه و زاریست بهار خاطره‌ام خیمه زد به مرتع ایل همیشه کوچ شقایق چو ایل اجباریست هنوز قد نکشیدست در چمن گلنار که رنگ جامه او سبز و زرد و گلناریست کنون که گشته به مرتع دوباره دختر ایل ز کلک لاله و گل دامنش قلمکاریست چه باطل است «غضنفر» که گل کند غزلت اگر چه باغ خیالت همیشه گلکاریست   نذر امام رضا علیه السلام
سیّد جواد

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۸/۰۱
شابک‏‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۹۳۷۱۶-۵-۵
دسته بندی
تعداد صفحات۱۰۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۲/۰۸/۰۱
شابک‏‫‬‭۹۷۸-۶۰۰-۹۳۷۱۶-۵-۵