معرفی و دانلود کتاب بادبادک + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بادبادکsubscriptionAvailable

کتاب بادبادک

نوع کتاب
۴.۴(از ۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مجید لطفعلیان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بادبادک

«بادبادک» مجموعه شعری از مجید لطفعلیان(-۱۳۴۷)، شاعر معاصر ایرانی است. در یکی از سروده‌های نو این کتاب به نام «خوش می‌رقصی» می‌خوانیم: «بادبادک تو چه خوش می‌رقصی فارغ از دار و ندار تن تو کاغذ یک لا و نحیف کمرت ساق حصیر و کمان تو ز چوب جگنی نازک و سست و به‌دنبال تو دنباله‌ای از ناداری و دگر هیچ از این دور زمان آنچه تنها تو بدین قافله پیوند زده‌ست ریسمانی‌ست که بس بی‌جان است و تو باز سرخوش و بی‌غم و خندان همه جا می‌رقصی بادبادک تو چه خوش می‌رقصی فارغ از دار و ندار»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بادبادک و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بادبادک
موضوع:شعر نو، شعر معاصر
نویسنده:مجید لطفعلیان
انتشارات:انتشارات اقلیما
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۴/۰۸/۰۱
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۱۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۷۴۲۶۲۳۴
تعداد صفحه‌ها:۶۲ صفحه
قیمت کتاب:۳۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

plato
۱۳۹۷/۰۶/۲۵

سال ها رفت و تو در خاطره ام برجایی سال ها رفت و چو ابر حادثه نقش ببست روی دیوار زمان لیک چون ابر به عمری کوتاه نقش رنگ ها بباخت‌ گاه آن حادثه ها شیرین بود یا که گاهی غمناک گاه چون ابر چکید اشک از عمق حوادث...بیشتر

۱
md
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

من این کتابو بارهاااااا خوندم . خیلی فوق العاده است. در عین سادگی خیلی زیبا سروده شده و حسی عالی به ادم دست میده .

۰

بریده‌هایی از کتاب

مادربزرگ💝
۱۹۵
دل آدم خوبه بچگونه باشه، یعنی زود تنگ بشه، زود بخنده، زود راضی بشه، زود به نهایت خوشی برسه و وقتی هم که گریه می‌کنه واقعاً از ته دل اشک بریزه.
plato
۲
کاش آدم بزرگا همه‌شون دلشون هنوز بچه بود و تو یه جای عالم بچگی گیر بود؛ اونوقت چه دنیای قشنگی می‌شد. ولی حیف!
plato
۱
یاد آن شعر به خیر که مرو هند و بساز با خدای دل خود که به‌هرجا بروی رنگ این گنبد میناست همین که به‌هرجا بروی رنگ این گنبد میناست همین
plato
۱
بادبادک دل من با تو خوش است نه از این نسل جدید که مشمّا و کمی رنگ و لعاب شده بر پیکرشان من ندیدم لبخند بر لب هیچکدام من ندیدم احساس در تن هیچکدام نشنیدم آهنگ با نسیم سحر از پیکر و دنباله‌ی‌شان بادبادک دل من با تو خوش است با صدای وزش باد که می‌پیچد در حلقه در حلقه‌ی دنباله‌ی تو
sama
۱
سلام، زیبای رقصنده در آسمان! خوبی؟ من که دیگه مثل اون سال‌ها نیستم، دیگه بزرگ شدم، یعنی خیلی هم بزرگ نشدما، ولی رفتم قاطی آدم بزرگا. خوب چکارش می‌شد کرد؟ دست من که نیست، ولی باور کن دلم هنوز بچه‌اس و پیش تو گیره. کاش آدم بزرگا همه‌شون دلشون هنوز بچه بود و تو یه جای عالم بچگی گیر بود؛ اونوقت چه دنیای قشنگی می‌شد. ولی حیف! خیلی‌هاشون دلشون گیر پول و پست و چشم‌وهم‌چشمی و حسودی و روکم‌کنی و این چیزاست. البته خودمونیم! اون حس حسودی و روکم‌کنی رو از بچگی دارن‌ها! یعنی نه اینکه بچگی همه‌اش خوب باشه، منظورم اینه که دل آدم خوبه بچگونه باشه، یعنی زود تنگ بشه، زود بخنده، زود راضی بشه، زود به نهایت خوشی برسه و وقتی هم که گریه می‌کنه واقعاً از ته دل اشک بریزه. بادبادک! به یاد تو این کتاب تقدیم به تو
sama
۰
یاد آن شعر به خیر که مرو هند و بساز با خدای دل خود که به‌هرجا بروی رنگ این گنبد میناست همین که به‌هرجا بروی رنگ این گنبد میناست همین
sama
۰
بادبادک بپذیر این همه تقصیر ز ما شهر ما دود شده شهر دود و آهن و نفس‌های تو در ثانیه‌ها بسیار است و چه مظلوم نگاهم کردی وقت بالا رفتن وقت آلوده شدن وقت درگیر شدن با نفس سرخ و سیاه بادبادک بپذیر این همه تقصیر ز ما راستی! شهر تو را می‌بیند؟ پشت آن ابر سیاه؟!
sama
۰
بادبادک غم نادیدن تو دارم من بین این آدمیان هر که از دست رود رسم این است که مجلس گیرند و به یادش به سر و روی زنند لیک از بهر تو من چه کنم تا غمت آرام شود؟ بادبادک غم نادیدن تو دارم من