معرفی و دانلود کتاب بیانیه + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بیانیهsubscriptionAvailable

کتاب بیانیه

نوع کتاببدون نظر
پدیدآورندگان: 
عباس باقری

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بیانیه

«بیانیه» مجموعه اشعار شاعر معاصر ایرانی، عباس باقری است. باقری زاده ۲۵ فروردین ۱۳۴۴ است و همه سال‌های زندگی را در زابل، زادگاهش سپری کرده است. او از سال ۱۳۵۱ شروع به نوشتن دغدغه‌های اجتماعی‌اش در روزنامه‌ها و مجلات در قالب شعر نمود. باقری مدرک دکترای هنر دارد و حوزه شعر سپید ازچهره‌های نام‌آشنا محسوب می‌شود. آثار او تاکنون به زبان‌های فرانسوی، عربی، انگلیسی، اردو، چینی و روسی ترجمه شده است: وطن همین جاست همین درختزارِ مؤدب همین بوستانِ خوش‌آب‌ورنگ همین جای بازیِ الّاکلنگ. همین جا که از چمن‌های مبهوتش آرامش برمی‌چینم و دلِ کویری‌ام را به شب‌پره‌های لال و چراغ‌های منحنی‌اش می‌سپارم همین جا که درخت‌های مضطربش را گیسو به مقراضِ بردگی کوتاه کرده‌اند همین جا که زنبق‌ها و تاج خروس‌هایش روبه‌روی هم از خاک مبعوث می‌شوند اما، کلمه‌ای با هم حرف نمی‌زنند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بیانیه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببیانیه
موضوعشعر معاصر
نویسندهعباس باقری
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۲/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۱.۵۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۰۳۰۴۰۳۴
تعداد صفحه‌ها۱۹۶ صفحه
قیمت کتاب۲۷۴۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

Niyaz.h
۳
روستا سواد نداشت اما پرندگانش همهٔ نغمه‌ها را بدون نُت از بَر بودند.
Niyaz.h
۱
طوفان همزادِ پریشانی‌هایی‌ست که با من به خانه می‌آید
Niyaz.h
۱
خودم کلاهم را به احترام مترسک‌ها از سرم برداشته‌ام.
زینب هاشم‌زاده
۰
آمده است که چه بگوید؟! دیگر کلمه‌ای نمانده است که دمیدنِ آفتاب را به رخِ سایه‌ها بکشد از دیوارِ علایقِ مردم بالا برود و درهای باغِ فردا را به روی دست‌های چشم‌انتظار بگشاید.
زینب هاشم‌زاده
۰
چه می‌خواهد بگوید وقتی همهٔ کلمه‌های امیدوار را به سمساری برده‌اند و به جای آن‌ها اقتصادِ وعده را روانهٔ بازار کرده‌اند تا نرخِ تورّم دلتنگی همچنان سه‌رقمی بماند. * آمده است به که بگوید؟!... مگر کسی پشتِ در مانده است که جوابِ این همه پرسش را بدهد؟...
Niyaz.h
۰
دیشب کسی مرا ندید من را از روی شاخهٔ شعرم کسی نچید.
Niyaz.h
۰
ـ تاکسی! ایستگاه بعد!... یک نفر پیدا نمی‌شود از میدانِ روبه‌رو بیاید و بگوید: در این ازدحام خط‌کشی‌شده پشت چراغ‌های زرد هم خبری نیست جز دوری این‌همه آدم از هم!
Niyaz.h
۰
گم نمی‌شود این پرنده‌خوانی حتی، در زیرِ سایهٔ کرکس.
Niyaz.h
۰
چقدر کلمه نذرِ خیالت کرده‌ام که به تو برسم.
Niyaz.h
۰
نه تکه‌ای از گوشم را برایت سوغات می‌فرستم نه انگشت‌های سوخته‌ام را روی منقل. اما آن‌گونه دوستت دارم که گنجشک آفتاب را در بامدادِ تازهٔ اسفند.